21 / 104
روز كه پيچيم آسمان را مانند پيچيدن طومار وقت نوشتن نامها چنان كه آغازيديم اوّل آفرينش را ديگرباره كنيم آفرينش وعده لازم بر ما هر آئينه ما كنندهايم ( 104 )
21 / 105
و هر آئينه نوشتيم در زبور بعد از توريت كه زمين وارث آن شوند بندگان شايستهء ما ( 105 )
21 / 106
هر آئينه در آنچه گفته شد كفايت است گروه عابدان را ( 106 )
21 / 107
و نفرستاديم ترا مگر از روى مهربانى بر عالمها ( 107 )
21 / 108
بگو جز اين نيست كه وحى فرستاده مىشود بهسوى من كه معبود شما خدائى يكتا است پس آيا گردن نهنده هستيد ( 108 )
21 / 109
پس اگر اعراض كنند بگو خبردار ساختم شما را بر وجهى كه همه برابر باشيد و نمىدانم كه نزديك است يا دور است آنچه وعده داده مىشويد ( 109 )
شرح
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَياد كن روزى را كه طى كنيم و در هم پيچيم آسمان راكَطَيِّ السِّجِلِّهمچون پيچيدن طومارلِلْكُتُبِبراى كتابت و حفص بجمع مىخواند يعنى همچون طى كردن سجل را بر نوشتها و سجل نام كاتب حضرت رسالتپناه عليه السلام بوده و گويند كه ملكى است كه چون كراما كاتبين نامهاى اعمال بوى سپارند او در هم پيچدكَما بَدَأْناهمچنانكه آغاز كرديمأَوَّلَ خَلْقٍنخست بار آفريدن را بىماده و مددىنُعِيدُهُبازگردانيم آن را كه آفريدهايم اعاده مثل ابدا باشد در ايجاد از عدم و هر دو نزد قدرت ما آسان استوَعْداًوعده داديم به اعاده وعدهدادنىعَلَيْنابر ما است وفا كردن بدانإِنَّا كُنَّا فاعِلِينَبه درستى كه ما كنندگانيم بىشبه يعنى چنانچه اول بوجود آورديم براى معرفت ديگرباره موجود خواهيم ساخت براى مكافاتوَ لَقَدْ كَتَبْناو به درستى كه نوشتيم مافِي الزَّبُورِدر كتاب داودمِنْ بَعْدِ الذِّكْرِاز پس توريت يعنى بعد از آنكه در توريت نوشته بوديم در زبور نيز ثبت كرديمأَنَّ الْأَرْضَآنكه زمين بهشتيَرِثُهاميراث گيرند آن راعِبادِيَ الصَّالِحُونَبندگان ستوده من يعنى امت محمّد عليه السلام و گفتهاند عامه مؤمنانإِنَّ فِي هذابه درستى كه درين كه ياد كرديم از اخبار و مواعظ و مواعيدلَبَلاغاًهر آئينه كفايت استلِقَوْمٍ عابِدِينَمر گروه پرستندگان را مراد امت حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلاماند كه خبر و موعظه قرآن ايشان را بسنده است در رسيدن بمطلوبوَ ما أَرْسَلْناكَو نهفرستاديم ترا اى محمدإِلَّا رَحْمَةًمگر بخشايشىلِلْعالَمِينَمر عالميان را حضرت رسول عليه الصلاة و السّلام رحمت است مر مؤمنان را كه به دو راه يافتند انما انا رحمة مهداة و رحمت است مر كافران را كه بسبب وى از عذاب استيصال ايمن بودند ما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم در كشف الاسرار آورده كه از رحمت وى بود كه امت را در هيچ مقام فراموش نكرد اگر در مكّه معظّمه و اگر در مدينه طيّبه و اگر در مسجد مكرم و اگر در حجره طاهره همچنين بذروه عرش و مقام قاب قوسين ياد فرمود كه السّلام علينا و على عباد اللّه الصالحين فردا در مقام محمود بساط شفاعت گسترده گويد امتى امتى نظمعاصيان پرگنه در دامن آخر زمان * دست در دامان تو دارند و جان در آستيننااميد از حضرت با نصرت نتوان شدن * چون توئى در هر دو عالم رحمت للعالمينقُلْبگو اى محمد مر كافران راإِنَّما يُوحى إِلَيَّجزين نيست كه وحى فروفرستادهمىشود بسوى منأَنَّما إِلهُكُمْآنكه جزين نيست كه خداى شماإِلهٌ واحِدٌخداى يگانه است و يكتافَهَلْ أَنْتُمْپس آيا هستيد شمامُسْلِمُونَگردننهادگان مقتضى وحى رافَإِنْ تَوَلَّوْاپس اگر برگردند از توحيد .فَقُلْ آذَنْتُكُمْپس بگو آگاه كردم شما راعَلى سَواءٍبر سويت يعنى من و شما در علم بهآنچه اعلام كردهام برابريم در موضح آورده كه اعلام كردم شما را از آنچه به من وحى كردهاند و بر شما روشن شد و مؤمن و كافر در علم بدين مساوى شدندوَ إِنْ أَدْرِيو نمىدانم منأَ قَرِيبٌآيا نزديك استأَمْ بَعِيدٌيا دور است .ما تُوعَدُونَآنچه وعده داده شدهاند بر آن از حشر يا غلبه مسلمانان .