تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
21 / 93 و متفرق شدند امتها در كار خود در ميان خويش هريك بسوى ما رجوع‌كنندگانند ( 93 ) 21 / 94 پس هر كه بكند از جنس كارهاى شايسته و او مؤمن باشد پس ناقبولى نبود سعى او را و هر آئينه ما براى او مىنويسيم ( 94 ) 21 / 95 و محال است بر هر ديهى كه هلاك كرديم او را آنكه بازگردند يعنى به دنيا ( 95 ) 21 / 96 تا وقتى كه گشاده شود قيد يأجوج و مأجوج و ايشان از هر بلندى بشتابند ( 96 ) 21 / 97 و نزديك برسد وعده راست پس ناگهان حال اينست بالا دوخته شود چشم كافران گويند وائى بر ما هر آئينه در غفلت بوديم ازين حال بلكه بوديم ستمكار ( 97 )
شرح
وَ تَقَطَّعُواو ببريدند امم ماضيهأَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْكار دين خود را در ميان خود يعنى فرقه فرقه شدند چون يهود و نصارى و هر يك تكفير ديگر مىكردندكُلٌّجمله اين فرقه‌هاإِلَيْنا راجِعُونَبسوى ما بازگروندگانند و ما ايشان را فراخور اعمال ايشان پاداش خواهيم دادفَمَنْ يَعْمَلْپس هر كه بكندمِنَ الصَّالِحاتِاز عملهاى پسنديدهوَ هُوَ مُؤْمِنٌو حال آنكه او گرويده باشد به خداى و رسولفَلا كُفْرانَپس ناسپاسى نيستلِسَعْيِهِمر شتافتن او را به عمل يعنى ضائع نسازيم كردار او راوَ إِنَّا لَهُو ما سعى او راكاتِبُونَنويسنده‌ايم يعنى اثبات‌كننده در صحيفه اعمال او مراد آنست كه كار او به‌هيچ‌وجه ضايع نخواهد بود بيتمزد كار نيكوان ضايع نباشد نزد حق * لا يضيع اللّه فى الدارين اجر المحسنينوَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍو ممتنع است بر اهل ديهى كه ماأَهْلَكْناهاهلاك كرديم ايشان راأَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَآنكه ايشان بازنگردند به دنيا يعنى حرام است بر هلاك‌شدگان كه به دنيا رجوع كنند به جهت تلافى اعمال و تدارك احوال و بعضى لا را اصلى دانند نه زايد گويند معنى آيت اين است كه ممتنع است بر هالكان و نشايد كه رجوع نه‌نمايند به محشر براى حساب بلكه بيايند و محاسب شوند و قول اوّل اشهر است كه ايشان را رجوع بدين عالم نباشد و در قبور معذب باشندحَتَّى إِذا فُتِحَتْتا وقتى كه گشاده شوديَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُيعنى تا قيام قيامت كه فتح سد يأجوج و مأجوج علامت آنستوَ هُمْو يأجوج و مأجوجمِنْ كُلِّ حَدَبٍاز هر بلندىيَنْسِلُونَمىشتابند و مىدوند تا همه عالم را فروگيرند و آبهاى تمام درياها را بياشامند و از خشك و تر هر چه يابند بخورند صاحب معتمد رح فى المعتقد در ذكر علامات قيامت آورده كه بعد از هلاك شدن دجال و اتباع او بر دست عيسى عليه السلام خروج يأجوج و مأجوج باشد و گشاده شدن سد ايشان و تحصّن عيسى عليه السلام با مؤمنان به كوه طور و در بعضى احاديث وارد شده كه بروند تا جبل الخمر كه كوه بيت المقدس است و گويند اهل زمين را كشتيم بيائيد تا بكشيم هر چه در آسمان است تا تيرها به طرف آسمان افگنند و خون‌آلوده فرود آيد و كار بر عيسى عليه السلام و اصحاب او دشوار شود دعا كنند و حق تعالى به يك‌دفعه همه را هلاك كندوَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّو نزديك رسيد وعده راست كه وقوع قيامت استفَإِذا هِيَپس ناگاه قصّه آن است كه باشد در انشاخِصَةٌخيره و بازمانده از هول رستخيزأَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُواديده‌هاى آنان كه نگرويدند و ايشان مىگوينديا وَيْلَنااى واى بر ماقَدْ كُنَّابه درستى كه بوديم ما در دنيافِي غَفْلَةٍدر بىخبرىمِنْ هذاازين روز و ازين حالبَلْ كُنَّابلكه بوديم ماظالِمِينَستمكاران بر نفس خود كه سخن پيغمبران نشنيديم و در مكابره و عناد افزوديم .