تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
21 / 98 هر آئينه شما و آنچه مىپرستيد بجز خدا يعنى بتان آتش‌انگيز دوزخ باشيد ، شما بر وى حاضر شويد ( 98 ) 21 / 99 اگر مىبودند اينها خدايان حاضر نمىگشتند بر دوزخ و همه ايشان آنجا جاويد باشند ( 99 ) 21 / 100 ايشان را آنجا ناله باشد و ايشان آنجا نشنوند ( 100 ) 21 / 101 هر آئينه آنان كه سابقا مقرر شد براى ايشان از جانب ما نيكوئى آن جماعه از دوزخ دور كرده شوند ( 101 ) 21 / 102 نشنوند آواز دوزخ را و ايشان در آنچه خواهد نفس ايشان جاويدانند ( 102 ) 21 / 103 اندوهگين نسازد ايشان را آن ترس بزرگ و پيش آيند ايشان را فرشتگان گويند اين است آن روز كه شما را وعده داده مىشد ( 103 )
شرح
إِنَّكُمْبه درستى كه شما اى مشركانوَ ما تَعْبُدُونَو آنچه مىپرستيدمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداى از بتان و ديوانحَصَبُ جَهَنَّمَآتش‌انگيز دوزخ‌ايدأَنْتُمْ لَهاشما با بتان در دوزخوارِدُونَگذرندگان و درو درآيندگانيد و در تبيان گفته كه حكمت در ايراد بتان به دوزخ زيادت تعذيب بت‌پرستان است چه بدانها آتش افروخته‌تر گردد و احتراق ايشان بيفزايد و ديگر تسفيه ايشانست چه آنها ترا پرستيدند كه حالا با ايشان در آتشندلَوْ كانَ هؤُلاءِاگر بودندى آن بتانآلِهَةًخدايان چنان كه گمان مىبردندما وَرَدُوهادرنيامدندى به دوزخ چه خداى معذّب باشد نه معذّبوَ كُلٌّو همه بتان و بت‌پرستانفِيهادر دوزخخالِدُونَجاويد ماندگانند كه ايشان را از ان هيچ روى خلاصى نيستلَهُمْمر ايشان راستفِيهادر دوزخزَفِيرٌناله زاروَ هُمْ فِيهاو ايشان در آتشلا يَسْمَعُونَنمىشنوند سخنى كه بدان شاد شوند آورده‌اند كه چون آيتإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِنازل شد آتش غضب در مشركان عرب افتاد و ابن الزبعرى ايشان را چون پريشان ديد گفت غم مخوريد و اضطراب مكنيد تا من با محمد ص مباحثه كنم پس گفت اى محمد ص قد خصمتك و رب الكعبة تو مىگوئى هر چه ما دون اللّه مىپرستند همه در دوزخ خواهند بود حال آنست كه عزير و عيسى ع و ملائكه معبود يهود و نصارى و بنو مليح‌اند هرگاه اين معبودان حصب جهنّم باشند گو بتان ما نيز باشند آيت آمد كهإِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْبه درستى كه آنان كه پيشى گرفته براى ايشانمِنَّا الْحُسْنىاز ما سابقه نيكو كه سعادت است و توفيق طاعت يا بشارت به جنت و آن عزير و عيسى و ملائكه‌اند عليهم السلامأُولئِكَآن گروه كه بسابقه عنايت مخصوص‌اندعَنْها مُبْعَدُونَاز دوزخ دورشدگانند صاحب بحر فرموده است كه سبق عنايت در بدايت موجب ظهور ولايت است در نهايت بيتهر تخم كه در ازل بكشتند نهان * در مزرعه ابد برويد بعيانلا يَسْمَعُونَنمىشنوند آن دورشدگان از دوزخحَسِيسَهاآواز آتش را هم به جهت آنكه ايشان در اعلى عليين‌اند و دوزخ در اسفل السافلينوَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْو ايشان در آنچه آرزو برندأَنْفُسُهُمْدلهاى ايشانخالِدُونَجاويد باشند يعنى مشتهيات خود را دايم مىيابندلا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُاندوهگين نمىگرداند ايشان را فزع اكبر يعنى قول ملائكه كه گويند لا بشرى چه ايشان آن كلمه نخواهند شنيد تا وقتى كه گويند و امتاز و اليوم و ايشان ملول نخواهند شد چه بجانب دست راست متوجه بهشت خواهند بود و گفته‌اند فزع اكبر وقتى باشد كه موت را به صورت كبشى املح بر بلندى بدارند و بكشند و اين ندا برآيد كه يا اهل النار لكم خلود و لا موت و يا اهل الجنة لكم خلود و لا موت دوزخيان فزع كنند و بهشتيان با فرح گذرانندوَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُو پيش آيند ايشان را فرشتگان وقت بيرون آمدن از قبور و گويندهذا يَوْمُكُمُ الَّذِياين روزى است كه در دنياكُنْتُمْ تُوعَدُونَبوديد كه بدين وعده داده مىشديد يعنى اين است روز ثواب و كرامت شما عابدان را گويند اين روز جزاى شما است عارفان را خطاب رسد كه اين روز تماشائى شما است نظمنيك مردان را نعيم اندر نعيم * عشق‌بازان را لقا اندر لقاحصّه آنها وصال حور عين * بهره اين‌ها جمال كبريا