تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
21 / 78 و ياد كن داود و سليمان را چون حكم كردند در باب زراعت چون بوقت شب چرا كرد در آن گوسفندان گروهى و بوديم بر حكم ايشان حاضر ( 78 ) 21 / 79 پس فهمانيديم طريق فيصل كردن خصومت سليمان را و هر يكى را داده بوديم حكمت و دانش و مسخر گردانيديم با داود كوهها را كه به او تسبيح مىكردند و مرغان را نيز مسخّر ساختيم و ما بوديم كننده ( 79 ) 21 / 80 و بياموختيم او را ساختن لباسى براى شما كه نگاه دارد شما را از ضرر كارزار شما پس آيا هستيد شكركننده ( 80 )
شرح
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَو ياد كن قصّه داود بن ايشا و پسر او سليمان عليهما السلام راإِذْ يَحْكُمانِچون حكم كردندفِي الْحَرْثِدر كشت آورده‌اند كه چون داود عليه السلام در محكمه بنشستى سليمان عليه السلام بر در محكمه بودى و هر كه بيرون آمدى از مهم وى و حكم پدر استفسار كردى روزى دو كس به محكمه آمدند يكى دهقان و او را ايليا گفتندى و يكى گوسفند دارد او را يوحنا خواندندى ايليا گفت يا خليفة اللّه همسايه من يوحنا به شب رمه خود را مىچرانيد شبى به كشتزار من درآمده و تمامى خورده و قولى آنست كه به بوستان وى رفته بودند و خوشهاى انگور را خورده و تلف كرده داود عليه السلام از يوحنا پرسيده جواب داد كه آرى چنين واقع شده داود عليه السلام حكم كرد كه گوسفندان خود را به ايليا ده و در شريعت داود عليه السلام حكم برين منوال بود چون از محكمه بيرون آمدند و مضمون قصّه مر سليمان عليه السلام را معلوم شد به محكمه درآمد و در سن سيزده سالگى بود و با پدر فرمود كه اگر حكم جز اين بودى اصلح و اوفق نمودى داود عليه السلام گفت چه نوع توان كرد سليمان عليه السلام جواب داد كه گوسفندان را تسليم ايليا بايد كرد تا ازو نفع گيرد بشير و روغن و پشم و موى و باغ يا زرع را با يوحنا بايد داد تا غم او خورد و بدان مرتبه رساند كه اوّل بوده چون خوشهاى انگور پديد آيد يا كشت برسد تسليم ايليا كند و گوسفندان خود را بگيرد تا هيچ‌كدام بىبهره نماند داود عليه السلام بدين منوال حكم فرمود حق سبحانه خبر داد پيغمبر خود را كه قصّه داود و سليمان على نبينا و عليهم السلام برين قوم خواند وقتى كه حكم كرد در زرع يا باغإِذْ نَفَشَتْ فِيهِچون به شب رفته بود در ان كشت‌زار يا بوستانغَنَمُ الْقَوْمِگوسفند گروهىوَ كُنَّاو بوديم مالِحُكْمِهِمْمر حكم حاكم را بر متحاكمينشاهِدِينَحاضر يعنى دانستيم كه داود و سليمان ع بر ايليا و يوحنا چه حكم فرمودندفَفَهَّمْناها سُلَيْمانَپس تعليم داديم حكومت مر سليمان ع را و به دو آموختيم و بفهم او رسانيديم تا حكم كرد كه گوسفندان به صاحب باغ دهند تا ازو نفع گيرد و بدان تلافى روزگار خود كند و باغ را به صاحب گوسفندان تا غم‌خوارگى نمايد و به مرتبه اوّل باز رساند تا ديگر بار از رمه غافل نگردد حقيقت آنست كه در ان زمان حكم چنان بوده كه از داود عليه السلام صادر گشته خداى وحى كرده به سليمان عليه السلام به نصّى كه ناسخ آن حكم شده داود عليه السلام بعد از اطلاع به منسوخيت حكم سابق بنص ناسخ حكم فرمودوَ كُلًّا آتَيْناو هر يك از پدر و پسر را داديمحُكْماًحكم كردن با پيغمبرىوَ عِلْماًو دانش بامور دينوَ سَخَّرْناو رام ساختيممَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَبا داود عليه السلام كوهها را تسبيح مىكردند خداى را باتفاق او و در تبيان آورده كه بر آن منوال كه ذكر داود عليه السلام مىشنودند از كوهها نيز شنوده مىشد و اين معجزه آن حضرت بودوَ الطَّيْرَو مسخّر گردانيديم مر داود عليه السلام را مرغان تا در تقديس با وى موافقت مىنمودندوَ كُنَّا فاعِلِينَو هستيم ما كننده مر امثال اين‌ها را و در قدرت ما بديع نيست اگرچه نزد شما عجبى است صاحب انوار فرموده كه بعضى تسبيح را بمعنى سباحت داشته يعنى هرجا داود رفتى كوهها با وى روان شدى در فوائد آورده كه سير جبال با داود در قرآن مذكور نيست پس ضرورت نباشد حمل تسبيح بر سير جمعى برآنند كه تسبيح طير و جبال بلسان الحال بوده و بر آن تقدير چون جمله اشياء به همان زبان بتسبيح الهى ناطقند پس وجه اختصاص بداود عليه السلام چه تواند بود مؤمن موقن بايد كه اعتنا كند برين وجه كه كوهها و مرغان به موافقت داود بر وجهى تسبيح مىگفتند كه همه سامعان را تركيب حروف و كلمات آن مفهوم مىشده و اين معنى از قدرت الهى غريب نيست نظمهر كجا قدرتش علم افراخت * از غرائب هر آنچه خواست بساختقدرتى را كه نيست نقصانش * كارها جمله هست آسانشوَ عَلَّمْناهُو بياموختيم مر داود راصَنْعَةَ لَبُوسٍساختن زرهلَكُمْبراى شمالِتُحْصِنَكُمْتا نگاه داريم ما و حفص بتا مىخواند تا نگاه دارد زره شما رامِنْ بَأْسِكُمْ. از كارزار شما يعنى از قتل و جراحت در كارزارفَهَلْ أَنْتُمْپس آيا هستيد شماشاكِرُونَسپاس گويندگان برين نعمت امر است در صورت استفهام يعنى شكر گوئيد خداى را بر چنين لباسى .