21 / 22
اگر بودى در آسمان و زمين خدايان چند غير خدا هر دو تباه گشتندى پاكى خداى راست خداوند عرش از آنچه صفت مىكنند ( 22 )
21 / 23
پرسيده نمىشود از آنچه مىكند و ايشان پرسيده مىشوند ( 23 )
21 / 24
آيا معبودان گرفتهاند بجز خدا بگو بياريد دليل خود را اين است كتاب آنان كه با مناند و كتاب آنان كه پيش از من بودند بلكه اكثر ايشان نمىدانند حق را پس ايشان رو گردانند ( 24 )
21 / 25
و نفرستاديم پيش از تو هيچ پيغمبرى الا وحى مىفرستاديم بسوى او كه نيست هيچ معبود به حق غير من پس پرستش من كنيد ( 25 )
21 / 26
و گفتند فرزند گرفته است خدا پاكى او راست بلكه آنان كه ( در حق ايشان زعم دارند ) بندگان گرامىاند ( 26 )
شرح
لَوْ كانَاگر باشدفِيهِمادر آسمان و زمينآلِهَةٌخدايان كه تدبير امر آنها كنندإِلَّا اللَّهُبجز خداىلَفَسَدَتاهرآئينه تباه شدى آسمان و زمين و كارها درهم شكستى چه اگر الهه در مرادى موافق باشند چندين قدرت به يك مقدور طارى گردد و اگر در كارى مخالفت نمايند در تعويق افتاده ناساخته بماند پس مدبر عالم يكى بايد و جز حضرت اللّه تعالى نشايد نظمدر دو جهان قادر و يكتا توئى * جمله ضعيفند و توانا توئىچون قدمت بانگ بر ابلق زند * جز تو كه يا رداء كه انا الحق زندفَسُبْحانَ اللَّهِپس تنزيه كن تنزيهكردنى خداى رارَبِّ الْعَرْشِكه آفريدگار عرش استعَمَّا يَصِفُونَاز آنچه وصف مىكنند از اتخاذ صاحبه و ولدلا يُسْئَلُپرسيده نشود خداىعَمَّا يَفْعَلُاز آنچه مىكند به جهت عظمت و تفرد به الوهيت يا بسبب آنچه هر چه كند عين حكمت و صواب استوَ هُمْ يُسْئَلُونَو ايشان يعنى همه بندگان پرسيده شوند از آنچه مىكنند جهت آنكه مملوكند و مملوك را ناچار است كه حساب اقوال و افعال خود با مالك راست كندأَمِ اتَّخَذُواآيا فراگرفتندمِنْ دُونِهِبجز خداىآلِهَةًخدايان و مأمور بودند باتخاذ آنقُلْ هاتُوابگو بياريدبُرْهانَكُمْدليل اتخاذ الهه بدون خداى عقلا و نقلاهذااينكذِكْرُ مَنْ مَعِيَياد كرد كسانى كه با مناند از امت من يعنى قرآنوَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلِيو ياد كرد آنان كه پيش از من بودند يعنى توريت و انجيل و سائر كتب سماوى در آنجا نگريد و از آنها كه بدانها دانااند بپرسيد كه در همه كتب منزله نيست الا امر بتوحيد و نهى از شركبَلْ أَكْثَرُهُمْبلكه بيشتر كفّار يعنى همه ايشانلا يَعْلَمُونَ الْحَقَّنمىدانند حق را و ميان وى و باطل تميز نمىتوانند كردفَهُمْ مُعْرِضُونَپس ايشان اعراضكنندگانند از ايمان به خداى و متابعت رسول اووَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَو نه فرستاديم پيش از تومِنْ رَسُولٍهيچ فرستادهإِلَّا نُوحِي إِلَيْهِمگر وحى كرده شده بوى و حفص نوحى مىخواند يعنى ما وحى كرديم به دوأَنَّهُ لا إِلهَآنكه نيست خدا به حقإِلَّا أَنَامگر منفَاعْبُدُونِپس مرا پرستيدوَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُو گفتند فرا گرفت خداى تعالى بسيار بخشايشوَلَداًفرزندان از ملائكهسُبْحانَهُپاك است او و منزه ازينبَلْ عِبادٌبلكه ايشان يعنى ملائكه بندگانندمُكْرَمُونَگرامىداشتگان و نواختگان .