تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
21 / 5 بلكه گفتند خوابهاى پريشان است بلكه مىگويند بربسته است بلكه او شاعر است پس بايد كه بيارد پيش ما نشانهء ، چنان كه فرستاده شدند به آن نخستيان ( 5 ) 21 / 6 ايمان نياورده بود پيش از ايشان هيچ ديهى كه هلاك كرديم آن را آيا ايشان ايمان خواهند آورد ( 6 ) 21 / 7 و نفرستاديم پيش از تو مگر مردمان كه وحى مىفرستاديم به ايشان پس بپرسيد از اهل كتاب اگر شما نمىدانيد ( 7 ) 21 / 8 و نه ساختيم پيغمبران را كالبدى كه نخورند طعام و نه بودند جاويدباشندگان ( 8 ) 21 / 9 باز راست كرديم در حق ايشان وعده را پس برهانيديم ايشان را و هر كرا خواستيم و هلاك كرديم از حد گذرندگان را ( 9 )
شرح
بَلْ قالُوااضراب است از آنچه گفتند قرآن سحر است بلكه گفتندأَضْغاثُ أَحْلامٍسخنان است چون خواب پريشان يعنى پراگنده از هر جائى و آن چنان نيز نيستبَلِ افْتَراهُبلكه بربسته است از خود و افترا كرده بر خداى و آن‌چنان نيز نيستبَلْ هُوَ شاعِرٌبلكه او شاعر است كلام شعرى مىگويد و در خيال سامع مىافگند معنى چند كه هيچ حقيقتى ندارد حاصل آنكه ايشان در كار حضرت صلى اللّه عليه و سلّم مضطرب و متحيّر گشته گاهى او را ساحر و وقتى او را شاعر و زمانى مفترى و نوبتى پريشان سخن مىخواندند و مىگفتند كه اگر چنين كه ما مىگوئيم نيستفَلْيَأْتِنا بِآيَةٍپس بايد كه بيارد براى ما معجزىكَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَهمچنان معجزى كه فرستاده شده بودند به آن پيغمبران پيشين چون ناقه و عصا و يد بيضاء و احياى موتى حق تعالى فرمود كهما آمَنَتْنگرويده بودند بآيات ظاهره بعد از اقتراحقَبْلَهُمْپيش از مكيانمِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناهاهيچ اهل شهرى كه هلاك كرديم ايشان را يعنى امم گذشته آيتها طلبيدند و بعد از ظهور آن ايمان نياوردند و بانكار و تكذيب هلاك شدندأَ فَهُمْآيا پس صناديد مكهيُؤْمِنُونَايمان آرند اگر آن آيتها بياريم يعنى ايمان نيارند به‌واسطه آنكه سخت دل و ستيزنده‌ترند از مشركان گذشتهوَ ما أَرْسَلْناو نفرستاديمقَبْلَكَپيش از تو پيغمبرىإِلَّا رِجالًا نُوحِيمگر مردانى كه وحى فرستاده شده است و حفص رح نوحى مىخواند يعنى وحى فرستاديمإِلَيْهِمْبسوى ايشان يعنى هيچ پيغمبرى ملك نبوده همه بشر بودند تا ميان ايشان و امم بسبب جنسيت افاده و استفاده وجود گيردفَسْئَلُواپس بپرسيد اين سخن را كه انبياء ع بشر بودند يا ملكأَهْلَ الذِّكْرِاز اهل كتاب كه باخبار انبياء ع دانااندإِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَاگر هستيد كه نمىدانيد كه رسول بايد كه بشر باشد و اعتقاد كرده‌ايد كه پيغمبر را چگونه خور و خواب بودوَ ما جَعَلْناهُمْو ما نساختيم پيغمبران راجَسَداًخداوندان جسدى كه به آنلا يَأْكُلُونَ الطَّعامَنخورند خوردنىوَ ما كانُواو نبودندخالِدِينَباقى در دنيا كه نميرندثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَپس راست گردانيديم وعده ايشان را يعنى وعده كه به ايشان كرده بوديم از غالبيت موحّدان و مغلوبيت مشركانفَأَنْجَيْناهُمْپس نجات داديم انبياء ع راوَ مَنْ نَشاءُو هرك را خواستيم از مؤمنان يا كسانى كه در ابقاى ايشان حكمتى بودوَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَو هلاك كرديم گزاف‌كاران و گذاف‌گويان را .