21 / 16
و نيافريديم آسمان و زمين را و آنچه در ميان آنها است بازىكنان ( 16 )
21 / 17
اگر مىخواستيم كه بسازيم بازى ( يعنى زن و فرزند ) هر آئينه مىساختيم آن را از نزد خود اگر كننده مىبوديم ( 17 )
21 / 18
بلكه مىافگنيم حق را بر باطل پس سرش مىشكند پس ناگهان باطل نابود شود و واى شما راست از آنچه بيان مىكنيد ( 18 )
21 / 19
و او راست هر كه در آسمانها و زمين است و آنان كه نزد اويند سركشى نه مىكنند از عبادت او و مانده نمىشوند ( 19 )
21 / 20
تسبيح مىگويند شب و روز سستى نمىنمايند ( 20 )
21 / 21
آيا اين چنين گرفتند خدايان از امتعهء زمين كه ايشان را بازبرانگيزانند ( 21 )
شرح
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَو نيافريديم آسمان و زمين راوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان ايشان استلاعِبِينَدر حالتى كه بازىكننده بوديم يعنى اينها را ببازى نيافريديم بلكه براى تبصره اهل بينش و تذكرهء ارباب دانش مشحون گردانيديم بانواع بدائع و غرائب صنائع و عجائب بيت بنگر به چشم فكر كه از عرش تا بفرش در هيچ ذره نيست كه سرى عجيب نيستلَوْ أَرَدْنااگر مىخواستيم ماأَنْ نَتَّخِذَآنكه فراگيريملَهْواًچيزى كه به آن بازى كنند و به رويت آن مستأنس شوند چون زن و فرزندلَاتَّخَذْناهُهرآئينه فرامىگرفتيممِنْ لَدُنَّااز جهت قدرت خود يا از نزديك خود يعنى بر وجهى كه لايق حضرت ما بودى فرامىگرفتيمإِنْ كُنَّا فاعِلِينَاگر مىبوديم كننده اين كاربَلْاضراب است از اتخاذ لهو و تنزيه است از صاحبه و ولد يعنى هرگز لهو و لعب فرانگيريم بلكهنَقْذِفُ بِالْحَقِّبيفگنيم حق را كه جد استعَلَى الْباطِلِبر باطل يعنى لهو و لعب يا اسلام را بر كفر مسلّط كنيمفَيَدْمَغُهُپس فروشكند او رافَإِذا هُوَپس ناگاه او يعنى لهو يا كفرزاهِقٌمحو شده باشد و زائل گشتهوَ لَكُمُ الْوَيْلُو مر شما راست ويل كه كلمه حسرت و ندامت است يا شما راست شدّت و عذابمِمَّا تَصِفُونَاز آنچه وصف مىكنيد خداى را بوصفى كه نشايد از فراگرفتن زن و فرزندوَ لَهُو مر او راستمَنْ فِي السَّماواتِهر كه در آسمانها است از روحانياتوَ الْأَرْضِو هر كه در زمين است از جسمانيات يعنى همه اهل آسمان و زمين مخلوق و مملوك اويندوَ مَنْ عِنْدَهُو كسانى كه نزديك اويند يعنى ملائكه افراد ايشان از اهل آسمان جهت تعظيم است يعنى فرشتگان كه مقربان درگاه الوهيتاند و شما ايشان را مىپرستيدلا يَسْتَكْبِرُونَسركشى نمىكنندعَنْ عِبادَتِهِاز پرستش اووَ لا يَسْتَحْسِرُونَو هيچ مانده نمىشوند و از عبادت انقطاع نمىورزنديُسَبِّحُونَتنزيه مىكنند حق را يا نماز مىگذارند يا ستايش مىنماينداللَّيْلَ وَ النَّهارَشب و روز يعنى پيوسته بتعظيم امر حق مىگذرانندلا يَفْتُرُونَسست و ضعيف نمىشوندأَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةًآيا فرا گرفتند كافران خدايان باطل رامِنَ الْأَرْضِاز زمين يعنى خدايان كه از اجزاى زمين مصنوعاند چون زر و نقره و چوب و سنگ يعنى آيا خدايانى فراگرفتهاند كه قدرت ندارند كههُمْ يُنْشِرُونَايشان زنده كنند مردگان را تجهيل مشركان مىكند يعنى شما بتان را الهه مىگوئيد و از لوازم الوهيت اقتدار است بر ممكنات و مىدانيد كه ايشان را قدرت نيست و با وجود اين عجز از عبادت ايشان دست بازنمىداريد .