تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
20 / 56 و هر آئينه بنموديم فرعون را نشانهاى خويش تمام آن پس دروغ بشمرد و قبول نكرد ( 56 ) 20 / 57 گفت آيا آمدهء تا بيرون كنى ما را از زمين ما به جادوى خود اى موسى ( 57 ) 20 / 58 پس هر آئينه بياريم پيش تو جادوى مانند آن پس معين كن ميان ما و ميان خود وعده كه خلاف نكنيم آن را ما و نه تو بجاى ميانه شهرى ( 58 ) 20 / 59 گفت وعده‌گاه شما روز آرائش است و آنكه جمع كرده شوند مردمان وقت چاشت ( 59 ) 20 / 60 پس به خانه بازگشت فرعون پس جمع كرد مكر خود را باز بيامد ( 60 ) 20 / 61 گفت موسى ساحران را واى بر شما افترا نكنيد بر خدا دروغ را آنگاه هلاك سازد شما را به عذاب و هر آئينه بمطلب نرسيد هر كه افترا كرد ( 61 )
شرح
وَ لَقَدْ أَرَيْناهُو به درستى كه ما بنموديم فرعون راآياتِنا كُلَّهاهمه معجزهاى ما كه بموسى داده بوديمفَكَذَّبَپس به دروغ نسبت داد موسى ع راوَ أَبىو سر باززد از آنكه ايمان آورد و فرمانبردارى كند و از روى عنادقالَگفت فرعونأَ جِئْتَناآيا آمده بسوى مالِتُخْرِجَناتا بيرون كنى ما رامِنْ أَرْضِنااز زمين ما كه مصرستبِسِحْرِكَ يا مُوسىبه جادوى خود اى موسى ع يعنى دانستيم كه تو ساحرى و مىخواهى كه بسحر ما را از مصر بيرون كنى و بنى اسرائيل را متمكن سازى و پادشاهى كنى بر ايشانفَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍپس هرآئينه بياريم براى تو جادوىمِثْلِهِمانند جادوى تو و به آن با تو معارضه كنيم تا مردمان بدانند كه تو پيغمبر نيستى جادوگرىفَاجْعَلْپس مقرّر كنبَيْنَنا وَ بَيْنَكَميان ما و ميان خودمَوْعِداًوعده به جهت معارضه چنان وعده كه به‌هيچ‌وجهلا نُخْلِفُهُخلاف نكنيم آن رانَحْنُ وَ لا أَنْتَنه ما و نه تو چون وعده رسد حاضر شويممَكاناً سُوىًدر جائى كه مساوى باشد مسافت قوم ما و تو به آن يا مكانى مستوى يعنى هموار كه درو پستى و بلندى نباشد تا همه مردم نظاره توانند كردقالَگفت موسىمَوْعِدُكُمْزمان وعده شمايَوْمُ الزِّينَةِروز آرايش قبطيان است و آن روزى عيد بوده مر اهل مصر را آراسته در موضعى حاضر شدندى و تماشا كردندى يا روز نوروز بوده يا روز عاشورهوَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُو آنكه جمع كرده شوند مردمانضُحًىدر چاشتگاه كه روشن‌تر است از باقى روز يعنى موعود ما روز اجتماع آدميان است بوقت چاشت حضرت موسى ع آن روز را تعيّن كرد تا ظهور حق و زهوق باطل على رءوس الاشهاد سمت وقوع پذيرد و خبر آن به اطراف و اكناف عالم برسدفَتَوَلَّى فِرْعَوْنُپس برگشت فرعون را از مجلس و به خلوت درآمد و جهت جمع كردن سحره راى زد و كسان فرستادفَجَمَعَ كَيْدَهُپس جمع كرد آن چيز را كه به آن كيد كنند يعنى سحره و آلات سحرثُمَّ أَتىپس آمد به وعده‌گاه با ساحرانقالَ لَهُمْ مُوسىگفت موسى مر جادوان را چون ملاقات نمود با ايشان كه اى قوموَيْلَكُمْواى بر شمالا تَفْتَرُواافترا مكنيد و مبنديدعَلَى اللَّهِ كَذِباًبر خداى تعالى دروغ كه آيت او را سحر گوئيد و خواهيد كه به آن معارضه كنيد يا دروغ بر خداى تعالى مبنديد به شركت ديگرى با اوفَيُسْحِتَكُمْپس مستاصل گرداند و از بيخ بركند شما رابِعَذابٍبه عذابى كه نازل گرداند بشماوَ قَدْ خابَو به درستى كه بىبهره و نااميد ماندمَنِ افْتَرىهر كه افترا كرد بر خداى .