تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
20 / 68 گفتيم مترس هر آئينه توئى غالب ( 68 ) 20 / 69 و بيفگن آنچه در دست راست تست تا فرد برو چيزىرا كه ساخته‌اند هر آئينه آنچه ساخته‌اند جادوى جادوكننده است و رستگار نمىشود ساحر هرجا كه رود ( القصه همچنين شد ) ( 69 ) 20 / 70 پس انداخته شدند ساحران سجده‌كنان گفتند ايمان آورديم به پروردگار هارون و موسى ( 70 ) 20 / 71 گفت فرعون آيا باور داشتيد او را پيش از آنكه دستورى دهم شما را هر آئينه وى بزرگوار شما است كه آموخته است شما را سحر هر آئينه ببرم دستهاى شما و پايهاى شما يكى از جانب راست و ديگر از جانب چپ و بر دار كشم شما را بر تنهءهاى خرما و البته خواهيد دانست كه كدام از يك ما سخت‌ترست عذاب او و پاينده‌تر است ( 71 )
شرح
قُلْناگفتيملا تَخَفْمترس از آنچه ترا در وهم انداخته كه امر تو از غايت وضوح بر عام و خاص ملتبس نخواهد گشتإِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلىبه درستى كه تو برترى از ايشان و غالب بر ايشانوَ أَلْقِو بيفگنما فِي يَمِينِكَآنچه در دست راست تو هست تحقير عصا مىكند يعنى از بسيارى عصا و رسن ايشان باك مدار و آن چوب كه در دست تو هست بيفكنتَلْقَفْتا فروبردما صَنَعُواآنچه ساخته‌اندإِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍبه درستى كه آنچه ساخته‌اند فريب جادوى استوَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُو رستگارى نيابد ساحر و فيروز نشودحَيْثُ أَتىهرجا كه باشد و به هرجا كه رود حضرت موسى ع عصا بيفگند فى الحال اژدهاى عظيم شد دهن خود گشاده تمام ادوات جادوان را فروبرد و مردم از ترس او روى بگريز نهادند چندين هزار آدمى از ازدحام بمردند موسى ع او را بگرفت همان عصا شد جادوان دانستند كه آن سحر نيست زيرا كه سحر سحر ديگر را باطل نكند بلكه قدرت خداى تعالى و معجزه موسى استفَأُلْقِيَ السَّحَرَةُپس درافكنده شدند يعنى تامل اين معنى ايشان را در روى افگندسُجَّداًدر حالتى كه سجده‌كنان بودند مر خداى را از روى صدققالُواگفتندآمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسىگرويديم به پروردگار هارون ع و موسى ع تقديم هارون جهت رعايت فواصل و ملاحظه رءوس آيات است فرعون كه اين صورت مشاهده كردقالَ آمَنْتُمْ لَهُگفت آيا ايمان آورده‌ايد و حفص رح آمنتم بر سبيل اخبار خواند يعنى شما بگرويديد و تصديق كرديد مر موسى ع راقَبْلَپيشأَنْ آذَنَ لَكُمْاز آنكه دستورى دهم مر شما را و فرمايم كه به دو بگرويدإِنَّهُبه درستى كه موسى علَكَبِيرُكُمُهر آئينه بزرگ شماستالَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَآنكه بياموخت شما را جادوى يعنى استاد و معلم و مهتر جادوان است شما با هم ساخته‌ايد خواهيد كه ملك مرا براندازيدفَلَأُقَطِّعَنَّپس هر آئينه ببرمأَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْدستها و پاىهاى شما رامِنْ خِلافٍمخالف يكديگر يعنى يكى از راست و ديگر از چپوَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْو هرآئينه بر دار كنم شما رافِي جُذُوعِ النَّخْلِبه تنه‌هاى درخت خرما كه درازترين درختهاست تا همه كس شما را ببينند و عبرت گيرندوَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّناو تا بدانيد كه كدام از ما يعنى من يا خداى موسى ع كه به دو گرويده‌ايدأَشَدُّ عَذاباًسخت‌ترست از روى عذابوَ أَبْقىو پاينده‌تر از جهت عقاب ساحران چون از جام جذبه حقانى مست شده بودند و از انوار تواتر ملاطفات ربانى كه بر دل ايشان تافته بود از دست شده نظمخورده يك جرعه از كف ساقى * هر چه فانيست كرده در باقىدامن از فكر غير افشانده * ليس فى الدار غيره خواندهلا جرم در جواب فرعون .