تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
20 / 72 گفتند ترجيح ندهيم ترا بر آنچه آمده است پيش ما از دلائل واضح و ترجيح ندهيم ترا بر خداى كه آفريد ما را پس حكم كن هر چه تو حكم‌كننده باشى جزين نيست كه حكم كنى درين زندگانى دنيا ( 72 ) 20 / 73 هر آئينه ما ايمان آورديم به پروردگار خويش تا بيامرزد براى ما گناهان ما را و آنچه جبر كردى ما را بران كه سحر كنيم و خدا بهتر است و پاينده‌تر است ( 73 ) 20 / 74 هر آئينه هر كه بيايد پيش پروردگار خويش گناهكار پس او راست دوزخ نميرد آنجا و نه زنده ماند ( 74 ) 20 / 75 و آنكه بيايد پيش او مسلمان شده و عملهاى شايسته كرده پس اين جماعه ايشان راست درجهاى بلند ( 75 ) 20 / 76 بوستانهاى هميشه ماندن مىرود زير آن جوئيها جاويدان آنجا و اينست جزاى هر كه پاك شده است ( 76 )
شرح
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَگفتند ما ترا برنگزينيم و اختيار نكنيمعَلى ما جاءَنابر آن چيزى كه آمد بمامِنَ الْبَيِّناتِاز معجزات واضحات و گويند در حين سجده بهشت و نعيم آن بديشان نموده بودند پس گفتند ما نعمت ترا نمىگزينيم بر آنچه ديديم از نشانهاى روشن و سوگند مىخوريموَ الَّذِي فَطَرَنابه خدائى كه ما را آفريدفَاقْضِپس بكنما أَنْتَ قاضٍهرچه هستىكننده آن يعنى هر چه خواهى با ما بكن كه ما پرواى آن نداريمإِنَّما تَقْضِيجزين نيست كه تو حكم كنىهذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيادرين زندگانى دنيا يعنى حكم تو درين جهان كه ما هستيم بيش جارى نيست هر چه خواهى مىكنى در آخرت كه بهتر و پاينده‌تر است تو معزول و مخذول از حكم خواهى بود و بهم خود مشغول بيتامروز بجور هر چه خواهى بكنى * فردا به تو نيز هر چه خواهند كنندإِنَّا آمَنَّابه درستى كه ما گرويديمبِرَبِّنابه پروردگار مالِيَغْفِرَ لَنا خَطاياناتا بيامرزد ما را گناهان ما را از كفر و معاصىوَ ما أَكْرَهْتَناو بيامرزد آنچه اكراه كردى ما راعَلَيْهِبر آن چيزمِنَ السِّحْرِاز سحر آموختن آورده‌اند كه فرعون مردم را بر آموختن سحر اكراه مىكرد يا خواندن او ايشان را اكراه بود چه مجرد حكم سلطان اكراه است و ايشان از خداى مغفرت آن اكراه طلبيدند زيرا كه در جميع اديان به اكراه مؤاخذه بوده است و اين مؤاخذه از امت حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام برداشته شدهوَ اللَّهُ خَيْرٌو خداى بهترست از روى پاداشوَ أَبْقىو پاينده‌تر از جهت ثواب تو ما را بر كفر مزد مىدهى كه انقطاع بدان راه دارد و خداى بر ايمان اجرى عطا مىكند كه گرد زوال گرد آن نگرددإِنَّهُ مَنْ يَأْتِبه درستى كه هر كس آيدرَبَّهُبه نزديك پروردگار خودمُجْرِماًمشرك يعنى بر كفر بميردفَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَپس به درستى كه مر او را است دوزخلا يَمُوتُ فِيهانميرد در ان تا از عذاب برهدوَ لا يَحْيىو نه زنده باشد به زندگانى كه خوش گذراند -وَ مَنْ يَأْتِهِو هر كه بيايد بوىمُؤْمِناًدر حالتى كه مؤمن باشدقَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِبتحقيق كرده باشد كارهاى شايستهفَأُولئِكَپس آن گروه مؤمنان و نيكوكارانلَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلىمر ايشان راست درجه‌هاى بلند كه آن درجهاجَنَّاتُ عَدْنٍبوستانهاى اقامت استتَجْرِيمىرود پيوستهمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير اشجار يا منازل آن جويهاخالِدِينَدر حالتى كه آن گروه جاويدان باشندفِيهادر ان بوستانوَ ذلِكَو اين ثوابجَزاءُ مَنْ تَزَكَّىپاداش آن‌كس است كه پاك باشد از ادناس كفر و ارجاس عصيان يا متطهر بود بطاعات و اعمال خير تا اينجا كلام سحره است و چون قصّه ايشان به شرحى لائق در سوره اعراف گذشته بود اينجا بطريق ايجاز دو سه كلمه آورده بر مضمون آيات اقتصار نموده شد .