20 / 62
پس گفتگو كردند ساحران به مشورت خود در ميان خويش و پنهان گفتند راز را ( 62 )
20 / 63
گفتند البته اين دو شخص ساحراناند مىخواهند كه بيرون كنند شما را از زمين شما بسحر خود و مىخواهند كه دور كنند دين شايسته شما را ( 63 )
20 / 64
پس بهم آريد اسباب سحر خود را باز بيائيد صف كشيده و هر آئينه رستگار شد امروز هر كه غالب آمد ( 64 )
20 / 65
گفتند اى موسى يا اينست كه تو افگنى يعنى عصا را يا باشيم ما اوّل كسى كه افگند ( 65 )
20 / 66
گفت بلكه شما افگنيد پس ناگهان رسنهاى ايشان و عصاهاى ايشان نمودار شد پيش موسى بسبب سحر ايشان كه مىدود ( 66 )
20 / 67
پس يافت در ضمير خود موسى ترسى را ( 67 )
شرح
فَتَنازَعُواپس گفت و شنود كردند جادوانأَمْرَهُمْدر كار خودبَيْنَهُمْميان يكديگر بعد از استماع كلام موسى گفتند اين سخن به سخن ساحران نماندوَ أَسَرُّوا النَّجْوىو پنهان داشتند راز گفتن از ملازمان فرعون و برين قرار دادند كه او اگر بر ما غالب شود متابعت او بايد كرد آوردهاند كه فرعون از غرفه بديد كه ايشان با يكديگر سخن مىگويند و مشورت مىكنند پرسيد كه اين ساحران چه مىگويند ايشان از ترس فرعونقالُواگفتندإِنْ هذانِبه درستى كه اين هر دولَساحِرانِجادواننديُرِيدانِمىخواهندأَنْ يُخْرِجاكُمْآنكه بيرون كنند شما رامِنْ أَرْضِكُمْاز زمين شمابِسِحْرِهِمابه جادوى خود و مملكت مصر را در تصرف آرندوَ يَذْهَباو ببرندبِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلىمذهب شما را كه افضل مذهبست و دين و مذهب خود را ظاهر گردانند يا ببرند اشراف و اكابر شما را يعنى روى دل ايشان را از شما برگردانند و بسوى خود متوجه سازند علماء را در لفظ هذان اختلاف است گويند اسم ان است و بلغت خثعم تثنيه در هر سه حال اعرابش بالف مىباشد و اين حرف موافق ايشان واقع شده يا ان بمعنى نعم باشد و هذان مبتدا چنانچه ان و صاحبهما و بعضى گفتهاند اسم ضميرشان محذوف است و هذان لساحران خبر او و حفص رح ان بتخفيف مىخواند او را نافيه مىدارند و لام را بمعنى الّا يعنى ما هذان الّا ساحران القصه چون فرعون از سحره شنود كه موسى ع و هارون ع ساحرانند و داعيه اخراج قبطيان دارند از مصر فرعون برآشفت و گفتفَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْپس چون حال چنينست جمع كنيد ادوات كيد خود يعنى آلات سحر راثُمَّ ائْتُوا صَفًّاپس بيائيد صف كشيده بسوى ميدان تا هيبت شما در دل مردم افتد و جهد كنيد تا بر ايشان غالب شويدوَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَو به درستى كه فوز يافت و بمطلوب خود رسيد امروزمَنِ اسْتَعْلىهر كه بر سر آمد در سحر پس جادوان هفتاد هزار يا سى و سه هزار صف بركشيدند و موسى ع و هارون ع در برابر ايشان بايستادند سحره فرعون بقولى سيصد هزار خروار حبل و عصاها ميان تهى كرده و پر از زيبق ساخته بميدان آوردند و بطريق ادبقالُوا يا مُوسىگفتند اى موسى عإِمَّا أَنْ تُلْقِيَيا آنكه تو مىافگنى عصاى خود راوَ إِمَّا أَنْ نَكُونَيا آنكه ما باشيمأَوَّلَ مَنْ أَلْقىنخست كسى كه بيفگند موسى از روى مقابله ادب بادب يا از وجه بىاعتبارى آن و بىحسابى از انقالَ بَلْ أَلْقُواگفت موسى ع بلكه شما بفگنيد ايشان جادوهاى خود بيفگندند و بسبب حرارت هوا زيبق در اضطراب آمدفَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْپس ناگاه رسنها و عصاهاى ايشانيُخَيَّلُ إِلَيْهِنموده شد بموسى عمِنْ سِحْرِهِمْاز جادوى و كيد ايشان كه گوئىأَنَّها تَسْعىبه درستى كه آن مىرود و مىشتابدفَأَوْجَسَپس دريافتفِي نَفْسِهِدر دل خودخِيفَةً مُوسىخوف را موسى ع از آنكه نظّارهكنان ميان سحر و معجزه فرق نكنند يا آنكه متفرق گردند پيش از القاى عصا و چون اين وهم بر موسى ع طارى شد .