19 / 37
پس اختلاف كردند جماعتها در ميان خويش پس وائى مر كافران را از حاضر شدن روز بزرگ ( 37 )
19 / 38
چه قدر شنوا باشند و چه قدر بينا باشند روز كه بيايند پيش ما ليكن اين ستمكاران امروز در گمراهى ظاهراند ( 38 )
19 / 39
و بترسان ايشان را از روز پشيمانى چون به انجام رسانيده شود كار و ايشان در غفلتاند و ايشان ايمان نمىآرند ( 39 )
19 / 40
هر آئينه ما وارث شويم زمين را و هر كسى را كه بر زمين است و بسوى ما بازگردانيده شوند ( 40 )
19 / 41
و ياد كن در كتاب ابراهيم را هر آئينه وى بود راست كردار پيغامبرى ( 41 )
شرح
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْپس اختلاف كردند جماعتها ميان يكديگر يعنى يهود و نصارى در باب عيسى ع جهودان طريق تفريط گرفتند و ترسايان در جانب افراط افتادند يا مختلف شدند ترسايان و سه فرقه گشتند نسطوريه عيسى ع را ابن اللّه مىگفتند و يعقوبيه اللّه خوانند و ملكانيه بثالث ثلثه قائل شدندفَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُواپس واى مر آنان را كه كافر شدند و استبعاد نمودندمِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍاز حاضر شدن در روز بزرگ كه روز قيامت است يا مشاهده احوال آن روزأَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْچه شنوا باشند كافران و چه بينايَوْمَ يَأْتُونَنادر ان روز كه بيايند بما ولى سود نكند ايشان را ديدن و شنيدن يعنى مشاهده كنند مواعيد الهى را و بدان متيقن گردند اما نفع ندهد و گويند اين سخن بطريق تهديد است يعنى در ان روز چه شنوا باشند مر سخنان موحش را و چه بينا بعقوبات باهواللكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍليكن ستمكاران امروز در گمراهى هويدااندوَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِو بيم بكن ايشان را يعنى كفار مكّه را روز حسرت كه بدان متحير باشند كه چرا بد كرديم ما و نيكان حسرت خورند كه چرا بيشتر نيكى نهكرديمإِذْ قُضِيَ الْأَمْرُچون كار ساخته شود و حساب برانداخته گردد و حكم شود كه فريق فى الجنة و فريق فى السعير اين چنين روز كه در پيش استوَ هُمْ فِي غَفْلَةٍو ايشان در غفلت و بىخبرىاند از ان روزوَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَو ايشان يعنى كافران نمىگروند به آخرت و متعلقات آنإِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْهابه درستى كه ما ميراث بريم زمين را و هركه بر روى زمين است يعنى همه فانى گردد و ما باقى باشيموَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَو بسوى ما بازگردانيده شوند بعد از مرگ در كشف الاسرار آورده كه اشارت است به بقاى احديت و فناى خلقيت يعنى چون سطوت ازلى از روى هيبت لميزلى اطلال رسوم كون را آتش بىنيازى در زند و غبار اغيار از دامن قدرت بيفشاند و لجام اعدام بر سر مركب وجود كند نداى كبريا دررسد كه لمن الملك اليوم و چون ما سوى اللّه معدوم باشد جلال احديت و جمال صمديت بعز قدوسى و كمال سبوحى جواب دهد كه للّه الواحد القهار نظمصرصر قهر چو از مكمن وحدت بوزد * خس و خاشاك يقين همه را باد ببردهر چه در عرصه امكان بوجود آمده بود * سيل غيرت همه را تا عدمآباد ببردوَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَو ياد كن براى قوم خود در قرآن قصّه ابراهيم ع كه همه اهل ملل بفضل او مقر و معترفاند و مشركان عرب به فرزندى او مباهات مىكردند پس از توحيد او خبر ده ايشان راإِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّابه درستى كه او بوده است گوينده و مبالغهكننده در ان توحيد يا راستكار و درستگفتار پيغمبر ع خبردهنده يا بلند مقدار .