تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
19 / 24 پس آواز داد او را از جانب پائين او كه اندوه مخور هر آئينه پيدا كرده است پروردگار تو پائين تو جوى ( 24 ) 19 / 25 و بجنبان سوئى خويش تنهء خرما را تا بيفگند بر سر تو خرماى تازه بالفعل از درخت چيده ( 25 ) 19 / 26 پس بخور و بياشام و آسوده چشم شو پس اگر ببينى از آدميان كسى را پس بگو هر آئينه من نذر كرده‌ام براى خدا روزه را پس سخن نخواهم گرفت امروز با هيچ آدمى ( 26 ) 19 / 27 پس آورد عيسى را پيش قوم خود برداشته گفتند اى مريم هر آئينه آوردى چيزى زشت را ( 27 ) 19 / 28 اى خواهر هارون نبود پدر تو مرد بد و نبود مادر تو زناكننده ( 28 ) 19 / 29 پس مريم اشارت كرد بطفل خود گفتند چگونه سخن گوئيم با كسى كه هست در گهواره كودكى ( 29 )
شرح
فَناداهاپس آواز داد مريم رامِنْ تَحْتِهاآنكه در زير او بود يعنى در شكم او مراد عيسى عليه السلام است كه با او سخن گفت و ندا فرمودأَلَّا تَحْزَنِيآنكه اندوهگين مباش و تمناى مرگ مكن و حفص رح من تحتها خواند يعنى عيسى از زير او يا فرشته از زير شجر خرما آواز داد كه غم مخورقَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِبه درستى كه بيافريد و روان كرد آفريدگار تو از زير قدم توسَرِيًّاجوى آب كه از ان بياشامى و بدان طهارت كنىوَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِو بجنبان و ميل ده بسوى خود تنه درخت خرماى خشك شده راتُساقِطْ عَلَيْكِتا فروريزد حفص رح تساقط خواند يعنى تا درخت بيفگند بر تورُطَباً جَنِيًّاخرماى تر و تازهفَكُلِي وَ اشْرَبِيپس بخور از رطب و بياشام از آبوَ قَرِّي عَيْناًو روشن ساز چشم را به فرزند يا خوش‌دل شوى به سبز شدن درخت و بر دادن او كه مناسبت با حال تو دارد چنان كه قادر است بر اظهار خرما از درخت خشك قدرت دارد بر ايجاد ولد از مادر بىواسطه پدر پس حق تعالى ملائكه را فرستاد تا بگرد مريم درآمدند و چون عيسى ع متولد شد او را فرا گرفتند و بشستند و در حرير بهشت پيچيده در كنار مريم نهادند و ندا رسيد كهفَإِمَّا تَرَيِنَّپس اگر ببينىمِنَ الْبَشَرِ أَحَداًاز آدميان يكى را و از تو پرسند كه اين فرزند از كجاستفَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماًپس تو بگو به درستى كه من نذر كرده‌ام براى خداوند بخشايش‌كننده روزه را و روزه ايشان ترك طعام و كلام بودفَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّاپس سخن نخواهم گفت امروز با هيچ آدمى بلكه با ملائكه سخن مىگويم و با حق تعالى مناجات مىكنم و اين مقدار سخن به جهت اخبار از نذر بوده يا به اشارت ازين حال خبر داده آورده‌اند كه چون اهل مسجد اقصى مريم را در محراب او نيافتند بتفحص مشغول شده از هرجا و هر كس مىجستند تا كسى نشان داد كه او را در بيت لحم ديديم قوم او بدانجا رفتند مريم چون ايشان را ديد عيسى ع را برداشته متوجه ايشان شدفَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُپس آورد مريم عيسى ع را بقوم خود برداشته او را همين كه چشم آن گروه بر وى افتادقالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِگفتند اى مريم به درستى كه آوردىشَيْئاً فَرِيًّاچيزى شگفت آرنده يا زشت كه ميان اهل بيت تو مثل اين نبوده و واقع نشدهيا أُخْتَ هارُونَاى خواهر هارون گويند او را برادر هارون نام بوده يا هارون مردى صالح بوده در بنى اسرائيل كه در صلاحيت به دو مثل زدندى يا فاسقى بوده كه ضرب المثل اهل فسق بودى پس گفتند اى مثل هارون در زهادت يا مانند او در فجورما كانَنه بودأَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍپدر تو عمران مردى بدكار بلكه امام مسجد اقصى و اشرف احبار بودهوَ ما كانَتْ أُمُّكِو نبود مادر تو حنه بنت فاقودبَغِيًّازناكار و فاجره تو با وجود اين پدر و مادر فرزندى بىپدر از كجا آوردىفَأَشارَتْ إِلَيْهِپس اشارت كرد مريم به عيسى عليه السلام كه با او سخن گوئيد و جواب ازو شنويدقالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُگفتند چگونه سخن گوئيممَنْ كانَبا كسى كه هستفِي الْمَهْدِ صَبِيًّادر گهواره يعنى در خور گهواره كودكى كه فهم خطاب و قدرت . جواب ندارد گويند كه عيسى پستان در دهن داشت چون كلام قوم شنيد دهن از پستان بازگرفت و به زبان فصيح -