تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
18 / 97 پس نتوانستند يأجوج و مأجوج كه بالا روند بر ان سد و نتوانستند او را سوراخ كردن ( 97 ) 18 / 98 گفت اين صنعت نعمتى است از پروردگار من پس چون بيايد وعدهء پروردگار من كند آن را هموار و هست وعدهء پروردگار من راست ( 98 ) 18 / 99 و بگذاريم بعض ايشان را آن روز كه درهم آميزند در بعض ديگر و دميده شود در صور پس بهم آريم ايشان را بهم آوردن ( 99 ) 18 / 100 و روبه‌روى آريم دوزخ را آن روز پيش كافران روبه‌رو آوردن ( 100 ) 18 / 101 آنان كه بود چشم ايشان در پرده از ياد من و نمىتوانستند سخن شنيدن يعنى از شدّت بغض ( 101 ) 18 / 102 آيا پنداشتند كافران كه دوست گرفتن ايشان بندگان مرا بجز من موجب عقوبت نباشد هر آئينه ما آماده ساختيم دوزخ را براى كافران جاى فرودآمدن ( 102 )
شرح
فَمَا اسْطاعُواپس نتوانستند يأجوج و مأجوجأَنْ يَظْهَرُوهُآنان كه بالاى روند بر آن سد بسبب ارتفاع و انملاسوَ مَا اسْتَطاعُواو نتوانستندلَهُ نَقْباًمر او را سوراخ كردن به‌واسطه سختى و صلابت آنقالَگفت ذو القرنين بعد از ساختن آنهذااين سد و اقتدار بر اتمام آنرَحْمَةٌبخششى استمِنْ رَبِّياز پروردگار من بر آنها كه مىترسيدند از فتنه يأجوج و مأجوجفَإِذا جاءَپس چون بيايدوَعْدُ رَبِّيوعده آفريدگار من بخروج يأجوج مأجوججَعَلَهُگرداند اين سد رادَكَّاءَزمينى هموار يعنى او را از پيش راه ايشان برداردوَ كانَ وَعْدُ رَبِّيو هست وعده پروردگار منحَقًّادرست و راست خروج اين گروه از ماوراء السد يكى از علامات قيامت است و در اواخر سوره انبياء ع ذكر آن خواهد آمد ان‌شاءالله تعالىوَ تَرَكْناو مىگذاريم مابَعْضَهُمْبرخى از يأجوج و مأجوجيَوْمَئِذٍآن روز يعنى روز خروج كه ازدحام نمودهيَمُوجُ فِي بَعْضٍاضطراب مىكنند و داخل مىشوند در برخى ديگر و گفته‌اند مراد آنست كه روز قيامت انس و جن از روى تحير و اضطراب در هم آميزندوَ نُفِخَ فِي الصُّورِو دميده شود در صور براى قيام قيامتفَجَمَعْناهُمْپس جمع كنيم همه خلق راجَمْعاًجمع كردنى براى حساب و جزا در عرصه محشروَ عَرَضْنا جَهَنَّمَو ظاهر گردانيم دوزخ رايَوْمَئِذٍآن روزلِلْكافِرِينَبراى ناگرويدگانعَرْضاًظاهركردنى و اظهار آن بر ايشان قبل از دخول در ان جهت زجر و تهويل باشدالَّذِينَآن كافرانى كه از فرط غفلتكانَتْهستأَعْيُنُهُمْچشمهاى دل ايشانفِي غِطاءٍدر پوششىعَنْ ذِكْرِياز ياد من يعنى از مشاهده آياتى كه به آن ياد كرده مىشوم بتوحيد و تعظيم نزد اهل ايمانوَ كانُواو هستند كافران كه به جهت ناشنوائى سخن حقلا يَسْتَطِيعُونَنمىتوانندسَمْعاًشنودن كلام من يا محجوب مىمانند از استماع قرآن بسبب حجاب السمع كما قال اللّه تعالى و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا نظمچون تو قرآن خوانى اى صدر امم * گوش‌شان را پرده سازم از صممچشم‌شان را نيز سازم چشم‌بند * تا نه‌بينند و كلامت نشنوندأَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُواآيا مىپندارند آنان كه نگرويده‌اندأَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِيآنكه فراگيرند بندگان مرا كه عيسى ع و عزير و ملائكه عليهم‌السلام‌اندمِنْ دُونِيبجز منأَوْلِياءَدوستان يعنى معبودان ملخص سخن آنكه آيا مىپندارند كافران كه فراگرفتن ايشان بندگان مرا به خداى ايشان را نفع خواهد رسانيد استفهام بمعنى انكار است يعنى اتخاذ ايشان جمعى را به معبوديت هيچ سود نخواهد داشت ايشان راإِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَبه درستى كه ما آماده كرده‌ايم دوزخ رالِلْكافِرِينَبراى ناگرويدگاننُزُلًامنزل و مأوى يا نزلى كه براى مهمانان آرند و درين معنى تهكم است و تنبيه براى آنكه ايشان را خواهد بود كه دوزخ در پيش او چيزى محقر باشد -