تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
18 / 83 و سؤال مىكنند ترا از ذو القرنين بگو خواهم خواند بر شما از حال وى خبرى ( 83 ) 18 / 84 هر آئينه ما دسترس داديم او را در زمين و داديم او را از هر چيز سامانى ( 84 ) 18 / 85 پس در پى سامانى افتاد ( 85 ) 18 / 86 تا آنكه رسيد به محل فرورفتن آفتاب و يافت آن را كه فرومىرود در چشمهء گل‌ولائى و يافت نزديك آن چشمه گروهى را گفتيم اى ذو القرنين ( اختيار بدست تست ) يا اينست كه عقوبت كنى يا بگيرى در ميان ايشان معامله نيكوئى ( 86 ) 18 / 87 گفت اما كسى كه ستم كرد پس عذاب خواهيم كرد او را بازگردانيده شود به‌سوى پروردگار خويش پس عذاب كند او را عذاب سخت ( 87 )
شرح
وَ يَسْئَلُونَكَو مىپرسند ترا مشركان مكّه بامتحان يهودعَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِاز ذى القرنين كه پادشاه شرق و غرب بود و بدين جهت ذو القرنين گفتندى كه به كرانه مشرق و مغرب طواف كرد يا در زمان او دو قرن از مردم درگذشتند يا تاج او دو شاخ داشته يا بدست و ركاب حرب مىنموده يا كريم الطرفين بوده يا ميان علم ظاهر و باطن جمع كرده يا دو ضفيره داشته يعنى دو گيسوى بافته از دو جانب سر و اشهر آنست كه اين اسكندر رومى است و در نبوّت او اختلاف كرده‌اندقُلْبگو اى محمدسَأَتْلُوا عَلَيْكُمْزود باشد كه بخوانيم بر شمامِنْهُ ذِكْراًازو خبرى و بيانىإِنَّا مَكَّنَّابه درستى كه ما ممكن گردانيديم يعنى دست داديملَهُمر او را به استيلافِي الْأَرْضِدر زمينوَ آتَيْناهُو عطا كرديم او رامِنْ كُلِّ شَيْءٍاز هر چيزى كه خلق بر ان محتاج بودند يا از آنچه سلاطين را به كار آيد در تسخير شهرها و محاربه به اعداى يا داديم او را از هر چيزى كه مىخواستسَبَباًدست‌آويزى كه بدان سبب او را آن چيز ميسّر شود آورده‌اند كه حق تعالى نور و ظلمت را مسخر او گردانيد و در زاد المسير گويد كه سحاب را بفرمان او كرد تا برو سوار شده هرجا كه مىخواست مىرفت و روز كه از روم بيرون آمده مصر را مسخر ساخت و با زنگيان حرب كرده و بر ايشان غالب شده عزم مغرب كرد -فَأَتْبَعَ سَبَباًپس از پى در رفت سببى را كه به مغرب توان رفت و به آن سبب توسل جسته مىرفتحَتَّى إِذا بَلَغَتا چون رسيدمَغْرِبَ الشَّمْسِبجاى فرو رفتن آفتاب يعنى نهايت عمارت در جانب مغربوَجَدَها تَغْرُبُيافت آن را يعنى آفتاب را كه براى العين فرومىرودفِي عَيْنٍ حَمِئَةٍدر چشمه آب گرم و حفص رح حمية مىخواند يعنى چشمه آب مكدر و لاىآميزوَ وَجَدَ عِنْدَهاو يافت نزديك آن چشمه بر ساحل درياى محيط غربىقَوْماًگروهى را كه ناسك گويند و ايشان قومى بودند بت‌پرست و سبز چشم سرخ موى تناور يعنى فربه با هيبت لباس ايشان پوست حيوانات و طعام ايشان گوشت وحوش و جانوران آبىقُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِگفتيم ما كه اى ذو القرنين اين ندا اگر او نبى بوده باشد بوحى است و اگر نبى نبوده بالهام يا بر لسان زمان پيغمبر او و بر هر تقدير حق تعالى فرمود كهإِمَّا أَنْ تُعَذِّبَيا آنست كه عذاب مىكنى اين قوم را يعنى مىكشى اگر ايمان نيارندوَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَو يا آنكه فرامىگيرىفِيهِمْدر باب ايشانحُسْناًنيكوئى را اگر بگروندقالَگفت ذو القرنينأَمَّا مَنْ ظَلَمَاما كسى كه ستم كند يعنى بر كفر خود مصر باشدفَسَوْفَ نُعَذِّبُهُپس زود باشد كه عذاب كنيم يعنى من و هر كه با من است بكشيم او را و اين عذاب دنيا استثُمَّ يُرَدُّپس بازگشته شودإِلى رَبِّهِبسوى جزاى پروردگار خود در قيامتفَيُعَذِّبُهُپس عذاب كند خداى او راعَذاباً نُكْراًعذابى سخت و منكر كه مثل آن معهود نباشد
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 656 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )