تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
18 / 10 چون آرام گرفتند جوانان چند بسوى غار و گفتند اى پروردگار ما بده ما را از نزديك خود بخششى و آماده ساز براى ما راهيابى را در كار ما ( 10 ) 18 / 11 پس پرده گذاشتيم بر گوش ايشان در غار يعنى خوابانيديم سالها شمرده شده ( 11 ) 18 / 12 بازبرانگيختيم ايشان را تا بدانيم كدام يك از دو گروه ياد داشته است مقدارى كه درنگ كردند از مدت زمان ( 12 ) 18 / 13 ما مىخوانيم بر تو خبر ايشان براستى هر آئينه ايشان جوانان چند بودند كه ايمان آوردند به پروردگار خويش و زياده داديم ايشان را هدايت ( 13 ) 18 / 14 و رشته بستيم بر دل ايشان ( استوار ساختيم ) چون ايستادند پس گفتند پروردگار ما همان پروردگار آسمانها و زمين است هر آئينه نخواهيم پرستيد بجز وى معبودى را هر آئينه گفته باشيم آنگاه سخن دروغ ( 14 )
شرح
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُياد كن چون بازگشت كردند جوانان و منضم شدندإِلَى الْكَهْفِبغار جيرمفَقالُواپس گفتندرَبَّنا آتِنااى پروردگار ما بده ما رامِنْ لَدُنْكَاز نزديك خودرَحْمَةًبخششى يعنى آمرزش يا روزى يا امن از عدووَ هَيِّئْ لَناو مهيّا ساز براى مامِنْ أَمْرِنااز كار ما كه مفارقت كفّار استرَشَداًراستى و نكوئى و صوابفَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْپس نهاديم ما بر گوشهاى ايشان حجابى كه سخن نشنوند يعنى بخوابانيديم ايشان رافِي الْكَهْفِدر غارسِنِينَ عَدَداًسالهاى ذات عدد يعنى شمردهثُمَّ بَعَثْناهُمْپس برانگيختيم يعنى بيدار كرديم ايشان رالِنَعْلَمَتا ببينيم آنچه بعلم ازلى دانسته‌ايم يعنى تا بدانند بندگان ما كه درين قصّهأَيُّ الْحِزْبَيْنِكدام از دو گروه مراد اهل كتابين‌اند يا مؤمن و كافر يا متقدمين و متأخرين و بر هر تقدير معلوم گردد كه كدام ازينهاأَحْصىشمار نگاهدارنده‌تر استلِما لَبِثُوا أَمَداًمر اندازه مدتى كه درنگ كردند ايشان در غار يعنى دانسته شود كه ضبط زمان لبث ايشان كدام گروه كرده‌اند و شماره كه راست‌تر استنَحْنُ نَقُصُّما قصّه مىكنيم يعنى مىخوانيمعَلَيْكَبر تو كه محمدىنَبَأَهُمْخبر ايشان رابِالْحَقِّبه راستىإِنَّهُمْ فِتْيَةٌبه درستى كه ايشان جوانان بودند كه از روى صدقآمَنُوا بِرَبِّهِمْايمان آوردند به پروردگار خويشوَ زِدْناهُمْو بيفزوديمهُدىًراه نمودنى يعنى ثبات و يقينوَ رَبَطْناو ببستيمعَلى قُلُوبِهِمْبر دلهاى ايشان يعنى استوار ساختيم دل ايشان را و قوت داديم بر اظهار حق و جرات ارزانى داشتيم در رد سخن بر دقيانوسإِذْ قامُواچون بايستادند در پيش وى و ايشان را به پرستش بت دعوت كردفَقالُواپس گفتندرَبُّناپروردگار مارَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِآفريدگار آسمانها و زمينها استلَنْ نَدْعُوَاهرگز نخواهيم پرستيدمِنْ دُونِهِبجز وىإِلهاًمعبودىلَقَدْ قُلْنابه خداى كه گفته باشيمإِذاًآن هنگام كه ديگرى را پرستيمشَطَطاًسخن خطا و دروغ .