تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥

[ سوره كهف ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 18 / 1 همه ستايش آن خداى راست كه فروفرستاد بر بندهء خود كتاب و پيدا نه كرد در وى هيچ كجى ( 1 ) 18 / 2 ساخت او را راست تا بترساند از عقوبت سخت از نزديك خدا و تا مژده دهد آن مسلمانان را كه مىكنند كارهاى شايسته با آنكه ايشان‌راست مزد نيك ( 2 ) 18 / 3 باشندگان در وى هميشه ( 3 ) 18 / 4 و تا ترساند آنان را كه گفتند خدا فرزند گرفته است ( 4 ) 18 / 5 نيست ايشان را هيچ دانش به آن و نه پدران ايشان را بود سخت است اين سخن كه بر مىآيد از دهان ايشان نمىگويند مگر دروغ ( 5 )
شرح

سورة الكهف

مكّيّة و هى مائة و عشر آياتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الْحَمْدُ لِلَّهِثنا و ستايش مر خداى راالَّذِي أَنْزَلَآنكه فروفرستادعَلى عَبْدِهِبر بنده خود يعنى محمد صالْكِتابَقرآن را ترتب استحقاق حمد بر انزال قرآن تنبيه است بر آنكه قرآن اعظم نعمتهاى ملك منان است كه به بندگان ارزانى داشتهوَ لَمْ يَجْعَلْو ننهادلَهُدروعِوَجاًچيزى از كجى باختلاف لفظ و تفاوت معنى يا عدولى از حق بباطل و گردانيد او راقَيِّماًراست يعنى معتدل بىسمت افراط و صفت تفريط يا معتمد عليه و مرجع اليه يا قائم بمصالح عباد و در تاويلات آورده كه ضمير له راجع بعبد است و معنى آنكه نداد بنده خود را ميلى به غير خود و گردانيد او را مستقيم در جميع احواللِيُنْذِرَتا بيم كند محمد ص با قرآن مر كافران رابَأْساً شَدِيداًبعذابى سخت كه استيصال است يا عقوبت دوزخ ، عذابى صادر شدهمِنْ لَدُنْهُاز نزديك خداى كه معذّب اوست نه غير اووَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَو تا مژده دهد پيغمبر ص يا قرآن مر گروندگان راالَّذِينَآنان كهيَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِمىكنند كارهاى پسنديدهأَنَّ لَهُمْبه‌آنكه مر ايشان راستأَجْراً حَسَناًمزدى نيكو يعنى پاداش پسنديده و تمامماكِثِينَدر حالتى كه مقيم باشندفِيهِدر ان اجرأَبَداًهميشه بىانقطاع و انتقال سلمى قدس سره آورده كه عمل صالح آنست كه جز براى خدا نبود و اجر حسن آنكه مانع دولت لقا نبودوَ يُنْذِرَ الَّذِينَو بيم كند آنان را كه از روى جهلقالُوا اتَّخَذَ اللَّهُگفتند فرا گرفت خداى تعالىوَلَداًفرزندى و قايل آن يهودند و نصارى و نبود مدلجما لَهُمْنيست اين گويندگان رابِهِبه فرزند يا بدين سخن كه مىگويندمِنْ عِلْمٍهيچ دانشى بلكه به تو هم كاذب القاى اين قول مىكنندوَ لا لِآبائِهِمْو نه دانش بود مر پدران ايشان را درين باب اگر تقليد آباء مىكنندكَبُرَتْ كَلِمَةًبزرگتر كلمه‌ايست آن كلمه كه از روى جرأتتَخْرُجُبيرون مىآيدمِنْ أَفْواهِهِمْاز دهنهاى ايشان از همه قولهاى كفار اين كلمه را بر طريق استعظام ذكر فرمود كه مشتمل است بر تشبيهه و تشريك و احتياج و اتصاف بصفات حدوثإِنْ يَقُولُونَنه‌مىگويندإِلَّا كَذِباًمگر دروغى اما بزرگ‌دروغيست كه نزديك رسيده كه بسبب آن آسمان و زمين بشكافد و كوهها از جا برود تكاد السماوات يتفطرن منه و تنشق الارض و تخر الجبال هدا ان دعوا للرحمن ولدا آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه ص از استماع اين كلمه غمناك شد و اميدى كه بايمان ايشان مىداشت بانقطاع نزديك رسيد حق سبحانه براى تسلّى دل مبارك او فرمود .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 635 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )