17 / 109
و مىافتند بر روى خويش گريه كنان و مىافزايد قرآن در ايشان فروتنى را ( 109 )
17 / 110
بگو بخوانيد خداى را يا بخوانيد رحمن را هر كدام كه بخوانيد خوب باشد پس خداى راست نامهاى نيكو و اين همه بلند مخوان نماز خود را و نه اين همه پست مخوان آن را و بجوى ميان اين و آن راهى ( 110 )
17 / 111
و بگو ستايش خداى راست كه هيچ فرزند نگرفته است و نيست او را هيچ شريكى در پادشاهى و نيست او را كارسازى بسبب ناتوانى و به تعظيم ياد كن او را تعظيم كردنى ( 111 )
شرح
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِو بيفتند بر رويهاى خود يعنى در سجده ذكر ذقن به جهت آنست كه اوّل چيزى كه از وجه ساجد بر زمين ملاقى شود اوست گفتهاند كه سجده اوّل براى شكر است و اين سجده به جهت تاثر از مواعظ قرآنى لا جرم درين سجده فرمود كهيَبْكُونَبگريندوَ يَزِيدُهُمْو زياده كند سماع قرآن ايشان راخُشُوعاًفروتنى و تضرع اين سجده چهارم است از سجدات قرآنى و حضرت شيخ قدس سره اين را سجود العلماء خوانده فرموده كه به حقيقت اين سجود تجلى است زيرا كه خشوع از وقوع تجلى باشد بر ظاهر يا باطن يا بر هر دو و چون خبر داد كه خشوع ايشان زياده مىشود و خشوع نمىباشد الا از تجلّى الهى پس زيادتى خشوع دليل زيادتى تجلى باشد و بر ان تقدير اين سجود تجلّى باشد و ساجد بايد كه به بركت اين سجده از فيض تجلى بهرهمند گردد و خضوع و خشوع او بيفزايد مصرعه ما تجلى اللّه لشيء إلّا خضع له نظملمعه نور تجلى از قدم * بر حدوث افتد فروريزد ز همپس خضوع اينجا زوال هستى است * آن بلندى موجب اين پستى استآوردهاند كه حضرت پيغمبر ص در سجود مىگفت يا اللّه يا رحمن مشركان با يكديگر مىگفتند محمد ما را از پرستيدن دو خداى منع مىكند و خود دو خداى را مىخواند آيت آمدقُلِ ادْعُوا اللَّهَبگو بخوانيد خداى راأَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَيا بخوانيد رحمن را كه هر دو لفظ بر ذاتى واحد اطلاق مىكنند و مقصود از هر دو يك ذات است و بعضى گويند كه اهل كتاب با حضرت پيغمبر ص گفتند كه خداى تعالى در توريت ذكر رحمن بسيار كرده تو بدين اسم كم ياد مىكنى اين آيت نازل شد كه اين دو اسم در حسن اطلاق برابراندأَيًّا ما تَدْعُواهر كدام را كه بخوانيد برابر است و نيكوتر و بدان معنى حق را خوانده باشيدفَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنىپس مر او راست نامهاى نيكو بعضى دال بر صفات جلال و برخى مشتمل بر صفتهاى كمال ابن جبير فرموده كه پيغمبر ص قرائت بجهر مىفرمود در جميع نمازها هر وقت كه در صلاة يوميه در مسجد الحرام قرائت كردى اهل شرك بلهو و لعب و صفير زدن و در تصديه مشغول شدندى تا شايد كه آن حضرت ص در غلط افتاده ترك قرائت كند حق تعالى فرمود كهوَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَو آشكارا مكن قرائت نماز خود را يعنى بلند مخوان تا مشركان استهزاء نكنندوَ لا تُخافِتْ بِهاو آواز فرو مدار به آن تا حدى كه نشنوند آنان كه در عقب تو نماز مىگذارندوَ ابْتَغِو بطلببَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًاميان جهر و مخافته راهى ميانه چه اقتصاد در همه امور محبوب است آوردهاند كه ابو بكر صديق رض قرآن آهسته مىخواند و مىگفت با خداى مناجات مىكنم و او حاجت من مىداند و عمر فاروق رض بلند مىخواند و مىگفت كه شيطان را مىرانم و خفته را بيدار مىكنم حضرت رسالتپناه ص بعد از نزول اين آيت ابو بكر رض را فرمود كه قدرى آواز بلندتر كن و عمر رض را امر كرد كه قدرى آواز خود فروتر آرد گويند معنى آيت اين است كه جهر مكن در همه نماز و اخفاء مفرماى در همه ميان هر دو راهى پديد كن يعنى در صلاة يوميه اخفاء است و در ليليه جهروَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِو بگو ستايش و ثناى مر خداى راالَّذِي لَمْ يَتَّخِذْآنكه فرا نگرفتوَلَداًفرزندى رد يهود و نصارى و بنو مدلج است كه حق را فرزند اثبات مىكردندوَ لَمْ يَكُنْ لَهُو نيست مر او راشَرِيكٌ فِي الْمُلْكِانبازى در پادشاهى رد مشركان است كه بتان را شريك حق مىگفتندوَ لَمْ يَكُنْ لَهُو نيست مر او راوَلِيٌّدوستىمِنَ الذُّلِّاز جهت مذلّتى كه داشته باشد بسبب دوست عزيز گردد علم الهدى رح فرموده كه حق تعالى دوست نگيرد تا بمدد ايشان از ذل بعز رسد بلكه دوست گيرد تا بلطف وى از حضيض مذلّت به اوج عزّت ترقى كندوَ كَبِّرْهُو تعظيم كن او راتَكْبِيراًتعظيمكردنى يعنى حق را بزرگتر دان از وصف واصفان و معرفت عارفان نظم فكرها عاجز است از اوصافش * عقلها هرزه مىزند لافش عقل عقل است و جان جانست او * آن كزان برترست آنست او .
و گفتهاند معنى كبّر آنست كه بگو اللّه اكبر ثعلبى از فاروق رض نقل مىكند كه بنده را گفتن اللّه اكبر بهتر است از دنيا و هر چه درو است آيت آخرين را ازين سوره آيت العز گويند و هر كودكى كه از بنى عبد المطلب به سخن درآمدى حضرت پيغمبر ص اين آيت كريمه به دو آموختى .