17 / 100
بگو اگر مىبوديد شما مالك خزانها و بخشش پروردگار مرا آنگاه نيز بخيلى مىكرديد بترس آنكه همه را خرج كنيد و هست آدمى بخلكننده ( 100 )
17 / 101
و هر آئينه داديم موسى را نه نشانه روشن پس بپرس از بنى اسرائيل چو آمد به ايشان پس گفت او را فرعون هر آئينه مىپندارم ترا اى موسى جادو كردهشده ( 101 )
17 / 102
گفت هر آئينه تو دانسته نه فرستاده است اين نشانها را مگر پروردگار آسمانها و زمين دليلها فرستاده است و هر آئينه من مىپندارم ترا از فرعون هلاكشده ( 102 )
17 / 103
پس خواست كه بجنباند بنى اسرائيل را از زمين پس غرق ساختيم او را و آنان را كه همراه او بودند همه يكجا ( 103 )
شرح
قُلْبگو اى محمد كافران رالَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَاگر شما مالك شويد و در تصرف آريدخَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّيخزينهاى روزى پروردگار مرا كه بخلقان مىدهدإِذاً لَأَمْسَكْتُمْآنگاه هرآئينه بازايستيد و بخل ورزيدخَشْيَةَ الْإِنْفاقِاز ترس درويشى يا از خوف كم شدن مال به نفقه دادن ماوردى فرموده كه اگر يكى از آفريدگان مالك خزائن نعم ربانى شود هرگز جود او با جود الهى متساوى نخواهد بود جهت آنكه براى نفس خود چيزى را از ان باز خواهد گرفت و از كم شدن آن خواهد ترسيد و خداى در جود خود ازين دو چيز منزه استوَ كانَ الْإِنْسانُو هست آدمىقَتُوراًبخيل و جمعكنندهوَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسىو به درستى كه ما داديم موسى راتِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍنه آيت روشن يعنى معجزه آشكارا كه آن عصا بود و يد بيضا و سنون و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و نقص ثمرات و غيره نيز گفتهاند چون انفلاق بحر و انفجار آب و رفع طور بر سر بنى اسرائيل و طمس اموال قبطيان و ازاله عقده از زبان وى و فرو بردن عصا حبال و عصاى سحره را و امثال اين و آنچه در حديث صفوان آمده كه دو يهودى از حضرت رسالتپناه ص از تسع آيات پرسيدند و آن حضرت ص جواب دادند كه شرك مياريد و خون به ناحق مكنيد و از زنا و سرقه و اكل ربوا و سعايت و سحر و قذف محصنات دور باشيد و از جهاد مگريزيد مراد از آيات احكام عام است كه در هر ملتى ثابت بوده و لهذا در آخر فرموده كه خاصهء شما كه يهوديد آنكه در روز شنبه از حد فرمان درمگذريدفَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَپس بپرس اى محمد ص از بنى اسرائيل يعنى از علماى ايشان همين آيات را تا صدق قول تو بر مشركان ظاهر گردد يا آنكه سؤال كن از يهودإِذْ جاءَهُمْچون آمد موسى بديشان كه چه گذشت ميان وى و فرعونفَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُپس گفت مر موسى را فرعونإِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسىبه درستى كه من گمان مىبرم ترا اى موسىمَسْحُوراًجادو كرده شده و عقل تو مخبط شدهقالَگفت موسىلَقَدْ عَلِمْتَبه درستى كه تو دانسته بدل خود اگرچه بر زبان تلفظ نمىكنى كه بىشبهما أَنْزَلَ هؤُلاءِنفرستاد اين آيات تسعه راإِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِمگر آفريدگار آسمانها و زمينهابَصائِرَآيتهاى روشن كه هر يك دليل است بر نبوّت منوَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُو من يقين دانم ترا اى فرعونمَثْبُوراًهلاكشده يا مغلوب يا ناقص العقلفَأَرادَپس خواست فرعونأَنْ يَسْتَفِزَّهُمْآنكه برانگيزد و دور كند موسى و قوم او رامِنَ الْأَرْضِاز زمين مصرفَأَغْرَقْناهُپس غرق گردانيديم او راوَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاًو هر كه با او بود به تمامى .