17 / 104
و گفتيم پس از وى بنى اسرائيل را ساكن شويد در زمين پس چون بيايد وعدهء آخرت بياريم شما را در هم آميخته ( 104 )
17 / 105
و براستى فروفرستادهايم قرآن را و براستى فرودآمده است و نفرستاديم ترا مگر مژدهدهنده و ترساننده ( 105 )
17 / 106
و قرآن را بتفريق فرستاديم تا بخوانى آن را بر مردمان بدرنگ و بدفعات و فروفرستاديم آن را فروفرستادنى ( 106 )
17 / 107
بگو ايمان آريد به آن يا ايمان نياريد هر آئينه آنان كه داده شد ايشان را علم پيش ازين چون خوانده مىشود بر ايشان مىافتند بر روى خود سجدهكنان ( 107 )
17 / 108
و گويند پاكى پروردگار ما راست هر آئينه هست وعدهء پروردگار ما كردنى ( 108 )
شرح
وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِو گفتيم پس از غرق شدن فرعونلِبَنِي إِسْرائِيلَمر فرزندان يعقوب را كه شمااسْكُنُوا الْأَرْضَساكن شويد در زمين كه ايشان مىخواستند كه شما را بيرون كنندفَإِذا جاءَپس چون بيايدوَعْدُ الْآخِرَةِوعده سراى ديگر يعنى قيامت شودجِئْنا بِكُمْبياريم ايشان و شما را در حشرگاهلَفِيفاًجماعتى آميخته با هم پس حكم كنيم ميان شما به تميز سعداء از اشقياءوَ بِالْحَقِّو به درستى كهأَنْزَلْناهُفروفرستاديم قرآن راوَ بِالْحَقِّ نَزَلَو به راستى فرود آمده و در تبيان آمده كه با بمعنى على است و مراد از حق محمد ص است يعنى و على محمد ص نزل در مدارك آورده كه محمد بن سماك بيمار شده و قاروره او به طبيبى ترسا مىبرديم مردى نيكوروى و و خوشبوى جامه پاكيزه پوشيده بما رسيد و صورت حال پرسيد بوى گفتيم فرمود كه سبحان اللّه در مهم دوست خدا از دشمن خدا استعانت مىكنيد بازگرديد و بابن سماك بگوئيد كه دست خود را بر موضع وجع نه و بگو و بالحق انزلناه و بالحق نزل و از چشم ما غائب شد بازگشتيم و قصه بعرض شيخ رسانيديم دست بر آن موضع نهاد و اين كلمات بگفت فى الحال شفا يافت و گفتهاند آنكس حضرت خضر عليه السلام بوده بيت نى اثر حكمت راهى است اين * كار طبيبان الهى است اينوَ ما أَرْسَلْناكَو نهفرستاديم ترا كه محمدى صإِلَّا مُبَشِّراًمگر مژدهدهنده مطيعان را به ثوابوَ نَذِيراًو بيمكننده عاصيان را به عقاب سلمى رح فرموده كه مژده دهند آن را كه از ما روى بگرداند و بيمكننده آن را كه روى بما آرد يعنى بدكاران را بشارت دهد به سعت رحمت و كمال عفو ما تا روى بدرگاه ما آرند و نيكوكاران را انذار كند از اثر هيبت و جلال قهر ما تا بر اعمال خود اعتماد ننمايندوَ قُرْآناً فَرَقْناهُو پراكنده فرستاديم قرآن را يعنى آيت آيت و سوره سورهلِتَقْرَأَهُتا بخوانى آن راعَلَى النَّاسِبر مردمانعَلى مُكْثٍبر طريق درنگ و مهلت چه آن براى حفظ آسانتر است و بفهم نزديكتروَ نَزَّلْناهُو فروفرستاديم آن را بحسب حوادثتَنْزِيلًافروفرستادنى در مدّتى بست و سه سالقُلْ آمِنُوا بِهِبگو مردمان را كه ايمان آريد به قرآنأَوْ لا تُؤْمِنُوايا ايمان مياريد امر است بر سبيل تهديد يعنى ايمان شما به دو در كمال وى نمىافزايد و از عدم ايمان شما هيچ نقصانى به دو نمىرسدإِنَّ الَّذِينَبه درستى كه آنان كهأُوتُوا الْعِلْمَداده شدهاند علم رامِنْ قَبْلِهِپيش از نزول قرآن يعنى آنها كه كتب آسمانى خواندهاند و حقيقت وحى شناخته و امارت نبوت معلوم كرده چون ابن سلام رض و اتباع او از يهود و نجاشى و اصحاب او از نصارى يا طالبان دين چون سلمان رض و أبو ذر رض و ورقة بن نوفل و اضراب ايشانإِذا يُتْلى عَلَيْهِمْچون خوانده شود قرآن بر ايشانيَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِبيفتند بر زنخهاى خود يعنى بر رويهاىسُجَّداًدر حالتى كه سجدهكنندگانند براى تعظيم امر خداى يا به جهت شكر انجاز وعده الهى كه در كتب خوانده بودند از ارسال محمد ص و انزال قرآنوَ يَقُولُونَو گويندسُبْحانَ رَبِّناپاك است پروردگار ما از خلاف وعده خودإِنْ كانَبه درستى كه هستوَعْدُ رَبِّناوعده آفريدگار مالَمَفْعُولًاهرآئينه كرده شده يعنى واقع است لا محاله .