17 / 98
و هر كه راه نمودش خدا همون است راهياب و هر كه گمراه سازدش پس نيابى براى ايشان دوستانى بجز خدا و برانگيزيم ايشان را روز قيامت روان شده بر روى خويش نابينا و گنگ و كر گشته جاى ايشان دوزخ است هرگاه كه فرونشيند بيفزائيم بر ايشان آتش را ( 97 )
17 / 98
اينست جزاى ايشان بسبب آنكه كافر شدند به نشانهاى ما و گفتند آيا چون شويم استخوانى چند و اعضا از هم پاشيده آيا برانگيخته شويم به آفرينش نو ( 98 )
17 / 99
آيا نديدهاند كه آن خداى كه آفريده آسمانها و زمين را تواناست كه بيافريند مانند ايشان و ساخته است براى ايشان ميعادى كه هيچ شبهه نيست دران پس قبول نكردند ستمكاران مگر انكار را ( 99 )
شرح
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُو هرك را راه نمايد خداى يعنى حكم كند بهدايت او و توفيق دهدفَهُوَ الْمُهْتَدِپس او راهيافته استوَ مَنْ يُضْلِلْو هرك را گمراه سازد يعنى حكم فرمايد به ضلالت او و او را فروگذاردفَلَنْ تَجِدَ لَهُمْپس نيابى تو مر گمراهان راأَوْلِياءَدوستان كه نصرت كنند ايشان رامِنْ دُونِهِبجز خداىوَ نَحْشُرُهُمْو حشر كنيم ايشان رايَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزعَلى وُجُوهِهِمْبر روهاى ايشان در صحيحين از روايت انس بن مالك رض وارد است كه از حضرت پيغمبر عليه السلام سؤال كرديم كه چگونه روند بر رويهاى خود فرمود كه آن كسى كه مىبرد ايشان را بر قدمهاى ايشان قادر است آنكه ببرد ايشان را بر رويهاى ايشان اما اصل آنست كه ايشان در دنيا پرهيز مىكنند بر رويهاى خود از هر پليدى و خوارىعُمْياًو حشر كنيم ايشان را نابينايان يعنى نهبينند آنچه چشم ايشان بدان روشن گردد چه در دنيا مشاهده آيات قدرت نمىكردندوَ بُكْماًو گنگان يعنى نگويند آنچه از ايشان مقبول افتد زيرا كه به دنيا سخن حق نمىگفتندوَ صُمًّاو كران يعنى نشنوند آنچه از ان شادمان شوند به جهت آنكه درين عالم استماع سخن حق نمىنمودندمَأْواهُمْ جَهَنَّمُجاى ايشان در دوزخ استكُلَّما خَبَتْهرگاه كه ساكن شود زبانهء دوزخ يعنى چون آتش دوزخ در ايشان پيچد و گوشت و پوست ايشان را بخورد و ايشان انگشت شوند زبانهء آتش فرونشيند چنانچه آتش دنيا پس از سوختن هيمهزِدْناهُمْبيفزائيم ما براى ايشانسَعِيراًآتشى سوزان يا برافروزيم آتش را بهآنكه جلود و لحوم ايشان را تبديل كنيم تا باز آتش در ايشان پيچدذلِكَ جَزاؤُهُمْآن عذاب پاداش ايشانستبِأَنَّهُمْ كَفَرُوابسبب آنكه ايشان نگرويدندبِآياتِنابه دلالتهاى واضحهء ما بر صدق پيغمبر ص كه معجزات اوست يا بآيات قرآنوَ قالُواو گفتندأَ إِذا كُنَّا عِظاماًآيا آنوقت كه گرديم ما استخوانهاوَ رُفاتاًو خاكهاى ريزه شدهأَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَآيا ما برانگيختگان باشيمخَلْقاً جَدِيداًآفريده نو چون ايشان خلق جديد را منكر بودند در ساعتى صد بار سوخته شوند و باز گوشت و پوست ايشان تازه سازند تا عذاب بكشندأَ وَ لَمْ يَرَوْاآيا نمىبينند و نمىدانندأَنَّ اللَّهَ الَّذِيآن را كه آن خداى كه بقدرت خودخَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَبيافريد آسمان و زمين را به آن عظمت و بسطت بىمادهقادِرٌتوانا استعَلى أَنْ يَخْلُقَبر آنكه بيافريندمِثْلَهُمْايشان را ديگرباره به مثل تعبير از نفس شىء كنند چنانچه مثلك لا يفعل كذا اى انت پس مىفرمايد كه آنكه نه از چيزى چيزى آفريند قادر است كه به آفرينش نو آفريده كهنه شده را باز آردوَ جَعَلَ لَهُمْو به درستى كه خداى مقرر كرده است براى فناى ايشانأَجَلًامدّتى كهلا رَيْبَ فِيهِهيچ شكى نيست و آن زمان مرگ است يا به جهت اعادهء ايشان اجلى نهاده كه قيامت استفَأَبَى الظَّالِمُونَپس سرباز روند و نخواستند ستمكاران با وجود وضوح حقإِلَّا كُفُوراًمگر انكار بعث و حشر را .