17 / 88
بگو اگر جمع شوند آدميان و جن بر آنكه بيارند مانند اين قرآن هرگز نيارند مانند آن و اگر چه باشد بعض ايشان بعض را مدددهنده ( 88 )
15 / 89
و هر آئينه گوناگون بيان كرديم براى مردمان درين قرآن از هر داستانى پس قبول نكردند بيشتر مردمان مگر ناسپاسى را ( 89 )
15 / 90
و گفتند هرگز باور نداريم ترا تا آنكه جارى كنى براى ما از زمين چشمهء ( 90 )
17 / 91
و يا باشد ترا بوستانى از خرما و انگور پس روان كنى جوئيها در ميان آن روان كردنى ( 91 )
17 / 92
يا فرودآرى آسمان را چنانچه گمان مىكنى بر ما پاره پاره يا به يارى خدا را و فرشتگان را روبهروى ما ( 92 )
شرح
قُلْبگو اى محمدلَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُاگر جمع شوند آدميانوَ الْجِنُّو پريان كه تو مبعوث بديشانى و اتفاق كنندعَلى أَنْ يَأْتُوابر آنكه بيارندبِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِبمانند اين قرآن يعنى بيارند مثل آن را در فصاحت و بلاغت و حسن نظم و كمال معنى و اخبار از غيبلا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِنيارند مانند او را درين صفتها با آنكه در ميان اينان فصحا و بلغا و عرفاء هستند اين آيت در جواب نضر بن حارث فرود آمده كه مىگفت لو نشاء لقلنا مثل هذا اگر خواهيم مثل اين قرآن بگوئيم حق سبحانه فرمود كه جن و انس مثل اين نتوانند گفتنوَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْو اگرچه باشند برخى از ايشانلِبَعْضٍ ظَهِيراًمر برخى را هم پشت و مددگاروَ لَقَدْ صَرَّفْناو به درستى كه گردانيديم و مكرر ساختيم زيادتى تقرير و بيان رالِلنَّاسِبراى مردمانفِي هذَا الْقُرْآنِدرين قرآنمِنْ كُلِّ مَثَلٍاز هر نوعى و صنفى چون ترغيب و ترهيب و قصص و اخبار و ذكر جنّت و نار و مانند آنفَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِپس سرباز زدند بيشتر مردمان و نخواستندإِلَّا كُفُوراًمگر ناسپاسى را كه انكار حق است آوردهاند كه ابو جهل و عتبه و شيبه با جمعى ديگر از قريش گفتند اى محمد تو دانى كه هيچ شهرى از بلده ما تنگعيشتر و كمآبتر نيست پس اين كوهها را از حوالى ما دور كن تا زمينها قابل زراعت پديد آيد و جويها چون انهار شام و عراق روان گردان تا كشت كنيم و خداى خود را بگو تا ملائكه را براى صدق دعوى تو بفرستد و ترا كوهها از زر و نقره بدهد تا از درويشى بازرهى و بگو تا آسمان را بر سر ما فرود آرد تا از عذاب او آگاه شويم و امثال اين سخنان از روى تعنّت مكرر كردند بعد از الزام حجت بر ايشان باعجاز قرآن اين آيتها درخواستند و عبد اللّه بن اميّه مخزومى گفت كه ايمان نيارم به تو تا نردبانى بنهى و بر آسمان روى و من در تو مىنگرم و نسخه به يارى بنام هر يك از ما كه بخوانيم و بدانيم كه تو پيغمبرى و با وجود آنكه اينها بكنى هنوز گمان برم كه ترا تصديق نخواهم كرد حق سبحانه اين آيت فرستاد كهوَ قالُواو متعنتان قريش گفتندلَنْ نُؤْمِنَ لَكَتصديق نكنيم مر تراحَتَّى تَفْجُرَ لَناتا وقتى كه روان سازى براى مامِنَ الْأَرْضِاز زمين مكهيَنْبُوعاًچشمه پرآب كه هرگز كمى نهكندأَوْ تَكُونَ لَكَيا باشد تراجَنَّةٌبوستانىمِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍاز درختان خرما و انگور يعنى مشتمل بر آن درختانفَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَپس روان گردانى جويهاى آب راخِلالَهادر ميانه آن بوستانىتَفْجِيراًروانكردنىأَوْ تُسْقِطَ السَّماءَيا وقتى كه بيفگنى آسمان راكَما زَعَمْتَهم چنان كه گمان بردى و وعيد كردى كه او تسقط عليهم كسفا من السماءعَلَيْنابر ماكِسَفاًپاره پارهأَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِيا به يارى خداى راوَ الْمَلائِكَةِو فرشتگان راقَبِيلًادر مقابله يعنى عيان بنمائى يا به يارى ايشان را بگواهى رسالت خود .