تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
17 / 84 بگو هر كسى كار مىكند بر طريقه خود پس پروردگار شما داناتر است به آنكه وى يابنده‌تر بود راه را ( 84 ) 17 / 85 و سؤال مىكنند ترا از روح بگو روح از فرمان پروردگار من است و شما نداده شده‌ايد از علم مگر اندكى ( 85 ) 17 / 86 و اگر خواهيم ببريم آنچه وحى فرستاده‌ايم بسوى تو باز نيابى براى خود به نسبت وى بر ما كارسازى ( 86 ) 17 / 87 ليكن باقى گذاشتمش بسبب رحم از جانب پروردگار تو هر آئينه فضل وى بر تو بزرگ است ( 87 )
شرح
قُلْ كُلٌّبگو كه هر كسيَعْمَلُعمل مىكندعَلى شاكِلَتِهِبر طريقهء كه مشاكل حال او باشد از خير و شر و بدى و ضلالت يعنى كافر در نعمت اعراض و در محنت ياس دارد و مؤمن در سرّاء سپاس‌دارى و در ضرّاء شكيبائى ورزد و گفته‌اند شاكلة طبيعت است يا عادت يا سنّت يا دين يا مقدار قوّت و طاقت و معنى همه راجع است بر آنكه بيتهر كسى آن كند كزو بسزد * هر كسى آن كند كزو شايداز شبلى قدس سره پرسيدند كه كدام آيت در قرآن اميدوارتر است فرمود كه قل كل يعمل على شاكلته گفتند درين آيت از رجا چه چيز است گفت از بندهء جفا و خطا آيد و آنچه از لئيمى او شايد و از خدا وفا و عطا آيد و آنچه از كريمى او سزد بيتاز من گنه آيد و من آنم * وز تو كرم آيد و تو آنىفَرَبُّكُمْ أَعْلَمُپس پروردگار شما داناتر استبِمَنْ هُوَبه‌آن‌كس كه اوأَهْدى سَبِيلًاراه‌يافته تراست بصواب نزديك‌تر يا نيكو از جهت دين و مذهب ، آورده‌اند كه كفّار عرب نضر بن حارث و ابىّ بن خلف و عتبة بن ابى معيط را به مدينه فرستادند تا از يهود يثرب حال حضرت پيغمبر ص را استفسار نمايند چون با ايشان ملاقات كرده احوال بازگفتند يهود متعجب شده گفتند اى صناديد عرب ما دانسته‌ايم كه زمان ظهور پيغمبرى نزديك است و از سخنان شما رايحهء احوال آن نبى استشمام مىتوان كرد شما به جهت آزمايش ازو بپرسيد كه طوّاف مشرق و مغرب كه بوده ؛ و احوال جوانان كه در زمان پيشين گم شدند چگونه است و روح چيست اگر هر سه اين سؤال را جواب دهد يا هيچ‌كدام را جواب ندهد بدانيد كه او پيغمبر نيست و اگر دو را جواب دهد و از روح هيچ نه‌گويد پيغمبر است ايشان به مكه آمده مجلس ساختند و از آن حضرت ص سؤال نمودند آن دو سؤال را جواب آمد و در قصهء روح اين آيت نازل شد كهوَ يَسْئَلُونَكَو مىپرسند تراعَنِ الرُّوحِاز كيفيّت روح كه بدن انسان بدان زنده استقُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّيبگو اى محمد كه روح از امر پروردگار من است يعنى از مبدعاتى كه بامر كن كائن شده بىماده و او از ان جمله است كه مخصوص است بعلم خداى تعالى و غير حق سبحانه و تعالى كسى به دو دانا نيستوَ ما أُوتِيتُمْو داده نشده‌ايد شمامِنَ الْعِلْمِاز دانشإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى نسبت با علم خداى شيخ ابو مدين مغربى قدس سره فرمود كه اين اندكى كه خداى ما را داده است از علم نه از آن ماست بلكه عاريت است نزديك ما و ما به بسيارى از ان نرسيده‌ايم پس ما على الدوام جاهلانيم و جاهل را دعوى دانش نرسدوَ لَئِنْ شِئْناو اگر خواهيم مالَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِيهرآئينه ببريم آن چيزى را كه از قرآنأَوْحَيْنا إِلَيْكَوحى كرده‌ايم به تو يعنى از صدور و مصاحف محو كنيمثُمَّ لا تَجِدُپس نيابىلَكَبراى خودبِهِبه آن يعنى نيابى بعد از بردن آنعَلَيْنا وَكِيلًابر ما وكيلى كه آن را استرداد كند و بسينها و مصحفها باز آردإِلَّا رَحْمَةًليكن رحمتى استمِنْ رَبِّكَاز پروردگار تو كه آن را باقى مىگذارد و محو نمىكندإِنَّ فَضْلَهُ كانَبه درستى كه فضل او هستعَلَيْكَ كَبِيراًبر تو بزرگ كه ترا سيد ولد آدم ساخته و ختم پيغمبران گردانيده و لواى حمد و مقام محمود به تو داده و قرآن به تو فرستاده و در ميان امت تو باقى مىگذارد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 628 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )