تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
2 / 198 نيست شما را گناهى در آنكه طلب كنيد در موسم حج روزى را از پروردگار خويش پس آنگاه كه بازگرديد از عرفات پس ياد كنيد خدا را نزديك مشعر حرام و ياد كنيد خدا را بشكر آنكه راه نموده است شما را و هر آئينه بوديد پيش ازين از گمراهان ( 198 ) 2 / 199 پس بازگرديد از آنجا كه بازمىگردند عامهء مردمان و آمرزش طلبيد از خدا هر آئينه خدا آمرزندهء مهربان است ( 199 ) 2 / 200 پس چون ادا كرديد اركان حج خويش را پس ياد كنيد خداى را يعنى در منى مانند ياد كردن شما پدران خويش را بلكه زياده‌تر ياد كردن پس از مردمان كسى هست كه مىگويد اى پروردگار ما بده ما را در دنيا و نيست او را در آخرت هيچ نصيب ( 200 ) 2 / 201 و از مردمان كسى هست كه مىگويد اى پروردگار ما بده ما را در دنيا نعمت و در آخرت نعمت و محفوظ دار ما را از عذاب دوزخ ( 201 )
شرح
لَيْسَ عَلَيْكُمْنيست بر شماجُناحٌگناهىأَنْ تَبْتَغُوادر آنكه طلب كنيد در موسم حجفَضْلًاروزىمِنْ رَبِّكُمْاز پروردگار خود به‌واسطه تجارات جمعى از عرب تاجران را كه به حج آمدندى مىگفتند « واج لا حاج » يعنى اين آينده است بىحاصل حق سبحانه فرمود كه سودا و معامله ايشان را از فيض حج بىبهره نمىسازد به شرط آنكه مقصد اصلى و مقصود كلى حج باشدفَإِذا أَفَضْتُمْپس چون برگرديدمِنْ عَرَفاتٍاز موضعى كه آن را عرفات گويند بجهة آنكه حوا و آدم آنجا به حال همديگر متعارف شدندفَاذْكُرُوا اللَّهَپس ياد كنيد خداى را بتهليل و تلبيهعِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِنزديك مشعر حرام و آن موضعى است معين ميان عرفات و منى كه آن را مزدلفه گويندوَ اذْكُرُوهُو ياد كنيد او را درين مكان يادكردنى نيكوكَما هَداكُمْهمچنان‌كه شما را راه نمود بمناسك حجوَ إِنْ كُنْتُمْو به درستى كه بوديد شمامِنْ قَبْلِهِپيش از هدايت حق يا قبل از بعث هادى مطلق كه محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه السلام استلَمِنَ الضَّالِّينَاز جمله راه‌يافتگانثُمَّ أَفِيضُواپس بازگرديد خطاب با قريش و حلفاى ايشان است كه همه عرب را وقوف به عرفات بودى و ايشان در مزدلفه واقف شدندى و بدين صورت ترفع كردندى بر خلق و تنگ داشتندى از مساوات موقف و در افاضت نيز به راه ديگر بازگشتندى حق سبحانه ، فرمود كه بازگرديدمِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُاز آنجا كه بازميگردند همه مردمانوَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَو طلب آمرزش كنيد از خداىإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌبتحقيق كه خداى آمرزنده است گناهان گذشته مستغفران رارَحِيمٌمهربان است بر آن كه حج بگذاردفَإِذا قَضَيْتُمْو چون حج بگذاريد و بجاى آوريدمَناسِكَكُمْكارهاى حج و لوازم آن رافَاذْكُرُوا اللَّهَپس ياد كنيد و ثنا گوئيد خداى راكَذِكْرِكُمْهمچو ياد كردن شماآباءَكُمْپدر ان خود را رسم جاهليت آن بود كه اشراف عرب بعد از فراغ مناسك حج در پيش حرم يا ما بين مسجد منى و جبل الرحمة بايستادندى و به رفعت نسبت و شهرت حسب آبا و اجداد مفاخرت كردندى حكم شد كه چنانچه پدران خود را ياد مىكنيد خداى را ذكر كنيدأَوْ أَشَدَّ ذِكْراًبلكه فراوان‌تر و بزرگتر از ان زيرا كه او پدران شما را بدان مناقب و مراتب اختصاص داده بودفَمِنَ النَّاسِپس از مردمانمَنْ يَقُولُكسى هست كه مىگويدرَبَّنااى پروردگار ماآتِنا فِي الدُّنْيابده ما را در دنيا و فلان چيز يعنى متاع محقره دنيا مىطلبندوَ ما لَهُو نيست خواهنده دنيا رافِي الْآخِرَةِدر آن سراىمِنْ خَلاقٍهيچ نصيبى و بهره اگر داعى كافر است از نعمت آن سراى بىنصيب افتاده اگر مؤمن است چون ديگر مؤمنان بهره نداردوَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُو از مردمان كسى باشد كه بگويدرَبَّنا آتِنااى پروردگار ما عطا كن ما رافِي الدُّنْيا حَسَنَةًدرين سراى نيكوئى يعنى توفيق طاعتوَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةًو در ان سراى نيكوئى يعنى تحقيق امنيت و گفته‌اند حسنه اين جهان قناعت است و از ان سراى شفاعتوَ قِناو نگاهدار ما راعَذابَ النَّارِاز عذاب آتش دوزخ مرتضى على كرم اللّه وجهه فرموده حسنه اين جهان زن صالحه است و حسنه آن عالم حورى پسنديده و عذاب النار زوجه ناشايسته درشت‌خوى سخت‌گوى مثنوىزن بد در سراى مرد نكو * هم درين عالم است دوزخ اوزينهار از قرين بد زنهار * و قنا ربنا عذاب النار