تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
17 / 39 اين ازان جمله است كه وحى فرستاده است بسوى تو پروردگار تو از علم و مقرّر مكن با خدا معبودى ديگر را آنگاه انداخته شوى در دوزخ ملامت كرده‌شده رانده گشته ( 39 ) 17 / 40 آيا برگزيد شما را پروردگار شما به پسران و خود فرا گرفت از فرشتگان دختران را هر آئينه شما مىگوئيد سخن گران ( 40 ) 17 / 41 و هر آئينه بهر نوع سخن گفتيم درين قران تا پندپذير شوند و نمىافزايد در حق ايشان مگر رميدن را ( 41 ) 17 / 42 بگو اگر بودندى با خداى معبودان ديگر چنان كه مىگويند آنگاه طلب كردندى به‌سوى خداوند عرش راه منازعت را ( 42 ) 17 / 43 پاك است وى و بلندست از آنچه مىگويند بلندى عظيم ( 43 )
شرح
ذلِكَآنچه مذكور شد از احكاممِمَّا أَوْحىاز ان چيزيست كه وحى كردإِلَيْكَ رَبُّكَبسوى تو آفريدگار تومِنَ الْحِكْمَةِاز علمى كه شناختن حقست لذاته و دانستن خير للعمل بهوَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِو فرا مگير با خداىإِلهاً آخَرَخداى ديگر تكرار اين حكم تنبيه است بر آنكه توحيد اصل همه احكامست و لهذا در مفتح و مختم اين امور نهى فرموده از شرك و در اوّل نتيجه كه در دنيا بدان مرتب باشد ذكر كرد فتقعد مذموما مخذولا و در آخر عقوبتى كه بر ان متفرع خواهد شد در عقبى ايراد فرمود كهفَتُلْقىاگر شريك آرى پس انداخته شوىفِي جَهَنَّمَدر دوزخمَلُوماًدر حالتى كه ملامت كرده شده باشى يعنى ملائكه و اهل ايمان ترا ملامت كنندمَدْحُوراًدر حالتى كه رانده باشى و دور مانده از رحمت خداى و بعد از نهى شرك عتاب مىكند با جمعى كه گفتند الملائكة بنات اللّه و مىگويدأَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْآيا برگزيد شما را پروردگار شمابِالْبَنِينَبه پسرانوَ اتَّخَذَو فرا گرفت براى خودمِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاًاز فرشتگان دختران اين خلاف آنست كه عادت شما بر ان جارى شده كه از دختران ننگ مىداريد و به پسران مىنازيدإِنَّكُمْ لَتَقُولُونَبه درستى كه شما مىگوئيدقَوْلًا عَظِيماًسخنى بزرگ كه اضافت بنات مىكنيد به حق سبحانه و نفس خود را تفضيل مىنهيد برو كه محبوب را به خود و مكروه را به دو نسبت مىدهيدوَ لَقَدْ صَرَّفْناو به درستى كه گردانيديم و مكرر ساختيم برأت خود را از ولدفِي هذَا الْقُرْآنِدر چند جاى از قرآنلِيَذَّكَّرُواتا دريابند و پندپذير شوندوَ ما يَزِيدُهُمْو نمىافزايد ايشان را ( مشركان را ) تكرار اين سخنإِلَّا نُفُوراًمگر رميدن و از حق دور شدنقُلْبگو اى محمد صلَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌاگر بودندى با خداى به حق خدايان ديگركَما يَقُولُونَهمچنان‌كه شما اى مشركان مىگوئيد و حفص به غيبت مىخواند چنانچه كافران مىگويندإِذاً لَابْتَغَوْاآنگاه آن خدايان طلب كردندىإِلى ذِي الْعَرْشِبسوى خداوند عرش يا مالك ملكسَبِيلًاراهى كه ايشان بدفع آن مشغول شدندى چنانچه ملوك مىكنند يعنى حق سبحانه آيتها بعيب و نكوهش ايشان مىفرستد اگر ايشان خداى يا شريك خدا بودندى بايستى كه راه منازعت جستندى و عيب و عجز را از خود دور كردندىسُبْحانَهُپاك است خداىوَ تَعالىو برترستعَمَّا يَقُولُونَاز آنچه مىگويند ايشانعُلُوًّا كَبِيراًبرترى بزرگ و در تيسير نقل مىكند كه يكى از اولاد خباب بن الارت رض كه محجن حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم در دست مبارك وى تسبيح گفت خداى را چنانچه همه قوم شنودند و از روى تعجب گفتند يا رسول اللّه اين چوب خشك چگونه تسبيح مىگويد آيت نازل شد كه .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 616 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )