17 / 34
و نزديك مشويد بمال يتيم مگر بطريقى كه او نيكست تا آنكه رسد به نهايت قوّت خود و وفا كنيد بعهد هر آئينه عهد پرسيده خواهد شد ازو ( 34 )
17 / 35
و تمام كنيد پيمانه را چون به پيمائيد و بسنجيد به ترازوى راست اين بهترست و نيكوترست از جهت عاقبت ( 35 )
17 / 36
و مرو پى چيزى كه ترا دانش آن نيست هر آئينه گوش و چشم و دل هر يكى ازينها پرسيده خواهد شد ( 36 )
17 / 37
و مرو در زمين خرامان هر آئينه تو نخواهى شكافت زمين را و نرسى به كوهها در درازى ( 37 )
17 / 38
همه اين خصلتهاست بدفعلى آن نزديك پروردگار تو ناپسنديده ( 38 )
شرح
وَ لا تَقْرَبُواو نزديك مشويدمالَ الْيَتِيمِبمال يتيم و در ان تصرف مكنيدإِلَّا بِالَّتِيمگر به آن طريقه كه شرعا و عرفاهِيَ أَحْسَنُآن بهتر و نيكوترست يعنى معامله كنيد كه اصل مايه براى وى بماند و ربح او بوصله معاش او نشنيد و اين معنى را التزام نمائيدحَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُتا وقتى كه برسد يتيم بهغايت قوّت يعنى ببلوغ رسد و آثار رشد بر وى ظاهر باشدوَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِو وفا كنيد به عهدى كه بسته است خداى بشما از تكاليف شرعيه يا به پيمانى كه با يكديگر مىبنديدإِنَّ الْعَهْدَبه درستى كه صاحبان پيمانكانَ مَسْؤُلًاهست سؤال كرده شده يعنى او را از نقض آن و وفا بدان خواهند پرسيد سلمى رح آورده كه خداى را عهدهاست بر جوارح آدمى به ملازمت آداب و بر نفس او به اداى فرائض و بر دل او بخوف و خشيت و بر روح او بهآنكه از مقام قرب دور نشود و بر سر او بهآنكه مشاهده ما سوا نكند و ازو از هر عهدى خواهند پرسيد مصرعه تا كسى از عهده اين عهد كى آيد بيرون -وَ أَوْفُوا الْكَيْلَو تمام بپيمائيد كيل راإِذا كِلْتُمْچون پيمائيد براى ديگرىوَ زِنُواو بسنجيدبِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِبه ترازوى راست يا بمكيالذلِكَاين تمام پيمودن و راست سنجيدنخَيْرٌبهترست شما را از خيانتوَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًاو نيكوتر است از جهت عاقبتوَ لا تَقْفُو از پى مروما لَيْسَ لَكَآن چيزى را كه نيست ترابِهِ عِلْمٌبه آن چيز دانائى يعنى به تقليد و گمان از پى چيزى مرد تا ندانى مگوئى دانستم تا نديدى مگو كه ديدم تا نهشنوى مگوئى كه شنيدم محمد بن حنفيه رح در معنى اين آيت فرمود كه گواهى دروغ مدهإِنَّ السَّمْعَبه درستى كه گوشوَ الْبَصَرَو چشموَ الْفُؤادَو دلكُلُّ أُولئِكَهر يك ازينهاكانَ عَنْهُباشد از نفس خودمَسْؤُلًاپرسيده شده يعنى از ايشان خواهند پرسيد كه صاحب شما با شما چه معامله كرد يا از سمع سؤال كنند كه چه شنيدى و چرا شنيدى و چشم را گويند كه چه ديدى و چرا ديدى و از دل پرسند كه چه دانستى و چرا دانستىوَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِو مرو در زمينمَرَحاًرفتن خداوند تكبّر يعنى مخرام چنانچه متكبران خرامندإِنَّكَبه درستى كه تولَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَنتوانى شكافت زمين را بهپاى در وى كشيدنوَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَو نرسى به كوههاطُولًااز روى درازى قامت يعنى كسى كه زمين را نتواند دريد و با كوه همسرى نتواند كرد او را تكبّر و تعظّم چرا بايد كرد - بيت ز خاك آفريدت خداوند پاك * پس اى بنده افتادگى كن چو خاككُلُّ ذلِكَهمه اينها كه شمرده شده يعنى اوامر و نواهى كه از آيت و لا تجعل مع اللّه الها آخر تا اينجا كه مذكور شد و آن يازده امر و چهارده نهيست و ابن عباس رض فرمود كه اينها در الواح موسى ع مكتوب بودهكانَ سَيِّئُهُهست بدى او يعنى آنچه منهى عنه است ازوعِنْدَ رَبِّكَنزد پروردگار تومَكْرُوهاًناپسنديده .