17 / 52
روز كه خدا بخواند شما را پس قبول كنيد خواندن ويرا حمدگويان و گمان كنيد كه درنگ نكرده بوديد مگر اندكى ( 52 )
17 / 53
و بگو بندگان مرا كه بگويند كلمه كه آن بهترست ( يعنى با كفار ) هر آئينه شيطان نزاع مىافگند ميان مردمان هر آئينه شيطان هست آدمى را دشمن آشكارا ( 53 )
17 / 54
و مراد ازان كلمه اينست كه ) پروردگار شما داناترست به حال شما اگر خواهد رحم كند بر شما و اگر خواهد عقوبت كند شما را و نفرستاديم ترا يا محمد بر ايشان نگاهبان ( 54 )
شرح
يَوْمَ يَدْعُوكُمْدر روزى كه بخواند شما را خداى براى محاسبه يا اسرافيل در نفخه اخير به جهت قيام از قبورفَتَسْتَجِيبُونَپس شما اجابت كنيد خداى را يا اسرافيل رابِحَمْدِهِدر حالتى كه قائل باشيد بستايش حق در خبر آمده است كه خلايق از قبور برآمده خاك از سرها مىافشانند و مىگويند سبحانك اللهم و بحمدك و در تفسير بصائر حمد را بمعنى امر داشته چنانچه در آيت فسبّح به حمد ربك اى صل بامره پس معنى آيت چنين باشد كه خداى شما را بخواند و بامر او اجابت كنيد او راوَ تَظُنُّونَو گمان بريد از هول قيامت كه در قبور خودإِنْ لَبِثْتُمْدرنگ نكرديدإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى يا چون آخرت را معاينه ببينيد زندگى خود را در دنيا اندك شمريد نسبت به آن پس بايد كه خردمند آگاه امروز نيز حيات دنيا را در جنب زندگى عقبى اندك فانى را در كار آن بسيار باقى صرف كند تا در ان روز به عذاب حسرت و ندامت در نماند نظمبه دنيا توانى كه عقبى اخرى * بحر جان من ورنه حسرت برىكسى گوئى دولت ز دنيا برد * كه با خود نصيبى بعقبى بردآوردهاند كه مشركان مكّه در ايذاى صحابه رض قولا و فعلا تقصير نمىكردند مؤمنان صورت حال بموقف عرض حضرت رسالتپناه ص رسانيده بجدال و قتال دستورى طلبيدند آن حضرت ص فرمود كه مرا حق سبحانه و تعالى درباره ايشان بدينها نفرموده آيت آمدوَ قُلْ لِعِبادِيو بگو مر بندگان مرا يعنى مؤمنان را كه با كافرانيَقُولُوا الَّتِيبگويند آن كلمه راهِيَ أَحْسَنُكه آن بهتر باشد يعنى در مقابله جفاى ايشان درشتى نكنند بلكه دعا كنند كه يهديكم اللّه در تبيان آورده كه يكى عمر فاروق را دشنام داد او نيز خواست كه در مقابله او شتم كند حق تعالى اين آيت فرستاد و بعفو فرمود و گويند كلمه احسن شهادتينست يا امر بمعروف و نهى از منكر و محققان برآنند كه كلمه نيكوتر آنست كه كسى را ياد نكنند مگر به نيكوئى و اگر يكى درشتى كند در برابر او به نرمى سخن گويند كهإِنَّ الشَّيْطانَبه درستى كه ديويَنْزَغُ بَيْنَهُمْدشمنى مىافگند ميان آدميان پس ممكنست كه درشتى به ازاء درشتى موجب ستيزه و عناد گردد و آن صورت بازدياد مواد فساد كشدإِنَّ الشَّيْطانَ كانَبه درستى كه شيطان هستلِلْإِنْسانِمر آدمى راعَدُوًّا مُبِيناًدشمنى آشكارا كه هرگز صلاح او نجويد و جز بهلاك او نكوشدرَبُّكُمْپروردگار شماأَعْلَمُ بِكُمْداناترست به حال شما بقولى كه مخاطب مؤمنانند ايشان را مىگويدإِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْاگر خواهد خداى ببخشد بر شما و از جور كافران برهاندأَوْ إِنْ يَشَأْيا اگر خواهديُعَذِّبْكُمْعذاب كند شما را به تسلّط كفّار بر شما و گفتهاند رحمت كند خداى بهدايت يا توبه و عذاب نمايد به اضلال يا اقامت بر گناه و بقولى خطاب با كافرانست مىفرمايد كه اگر خواهد به بخشد بر شما و عذاب دنيا را در تاخير افگند و اگر خواهد هم در دنيا عذاب كند پس مشيت متعلق به عذاب دنياست و در تعذيب آخرت حكم مطلقستوَ ما أَرْسَلْناكَو نفرستاديم ترا اى محمدعَلَيْهِمْبر كافرانوَكِيلًانگاهبانى كه ايشان را از كفر نگاهدارى يا پابند آنى كه ايمان اينان را ضامن شوى و اگر خطاب با مؤمنانست معنى آيت اين باشد كه نفرستاديم ترا بر مؤمنان كفيلى كه ضامن اعمال ايشان باشى يعنى مؤاخذ نخواهى شد به كردار ايشان .