تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
17 / 22 مقرر مكن با خدا معبود ديگر را آنگاه بنشينى نكوهيده بىيار مانده ( 22 ) 17 / 23 و حكم كرد پروردگار تو كه عبادت مكنيد مگر خودش را و بكنيد با پدر و مادر نيكوكارى اگر برسد نزديك تو بكلال سالى يكى از ايشان يا هر دو پس مگو ايشان را اف و بانگ مزن بر ايشان و بگو به ايشان سخن نيكو ( 23 ) 17 / 24 و پست كن براى ايشان بازوى تواضع را از جهت مهربانى و بگو اى پروردگار من به بخشا بر ايشان چنان كه پرورش كردند مرا در خوردسالى ( 24 ) 17 / 25 پروردگار شما داناترست - به آنچه در ضمير شماست اگر باشيد شايسته پس هر آئينه وى هست رجوع‌كنندگان را آمرزنده ( 25 )
شرح
لا تَجْعَلْفرامگير اى آدمىمَعَ اللَّهِبا خداىإِلهاً آخَرَخداى ديگرفَتَقْعُدَپس بنشينى در دوزخ جاودانمَذْمُوماًنكوهيده يعنى موصوف به همه بديهامَخْذُولًافروگذاشته يعنى محروم از همه نيكوئيهاوَ قَضى رَبُّكَو حكم كرد پروردگار تو اى محمد ص بر مكلفانأَلَّا تَعْبُدُوابه‌آنكه مپرستيدإِلَّا إِيَّاهُمگر او را كه خداوند به حق است چه عبادت غايت تعظيم‌ست و نشايد الا كسى را كه در غايت عظمت باشدوَ بِالْوالِدَيْنِو ديگر به‌آنكه نيكوئى كنيد با پدر و مادرإِحْساناًنيكوئىكردنى عبادت خود را باحسان والدين مقترن ساخت زيرا كه ايشان سبب قريبند مر وجود و تربيت اولاد راإِمَّا يَبْلُغَنَّاگر برسندعِنْدَكَ الْكِبَرَنزديك توبه بزرگ‌سالى و كبر سنأَحَدُهُمايكى از ايشانأَوْ كِلاهُمايا هر دو ايشان يعنى بزنيد تا پير شوند و محتاج خدمت تو گردندفَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّپس مگو مر ايشان را اف و آن كلمه زجرست چون كسى از چيزى به تنگ آيد يا برو گران آيد يا به ناپاكى آلوده شود اين كلمه مىگويد حق سبحانه فرمود كه اين كلمه مر ايشان را مگوى يعنى از ايشان به تنگ ميا و صحبت ايشان را گران مشمروَ لا تَنْهَرْهُماو بانگ بر ايشان مزن و سخن ايشان را جواب درشت باز مدهوَ قُلْ لَهُماو بگو مر ايشان راقَوْلًا كَرِيماًسخنى نيكو از روى ادب و حرمت يعنى ايشان را بنام مخوان و گفته‌اند كه به ايشان چنان سخن گوئى كه بنده گنهكار عاجز با خواجه خشمناك درشت‌خوى گويدوَ اخْفِضْ لَهُماو فراگير براى ايشان ،جَناحَ الذُّلِّبال تذلل و تواضع را يعنى با ايشان تكبر و بزرگى مكن بلكه ملايمت و تلطف پيش آرمِنَ الرَّحْمَةِاز فرط بخشش بر ايشان براى آنكه تو ديروز محتاج ايشان بودى در تربيت و ايشان امروز محتاج تواند در خدمت و تقويتوَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُماو بگو اى پروردگار من ببخشاى بر ايشانكَما رَبَّيانِيهمچنان‌كه پروردند مراصَغِيراًدر حالتى كه خرد بودم و حقيقت دعاى رحمت از ولد در حق والدين آنست كه اگر مؤمن‌اند ايشان را به بهشت رسان و اگر كافراند راه نماى باسلام و ايمان و خوشنودى حضرت الهى برضاى والدين باز بسته است من رضى عنه والداه فانا عنه راض پس سوابق حقوق ايشان را بلواحق عقوق پيش نبايد رفت - مثنوىآنكه تنت پاره از جان اوست * قطره از چشمه حيوان اوستآب ازو ديده نهال برت * شير ازو خورده لبان ترتزو چو بشريت فتوت بود * خونش خورانى چه مروت بودرَبُّكُمْ أَعْلَمُپروردگار شما داناترستبِما فِي نُفُوسِكُمْبه‌آنچه در نفسهاى شماست از برّ والدين و عقوق ايشانإِنْ تَكُونُوا صالِحِينَاگر باشيد شايستگان يعنى نيكوئىكنندگان بمادر و پدرفَإِنَّهُ كانَپس به درستى كه خداى هستلِلْأَوَّابِينَمر توبه‌آرندگان را از عقوق يا رجوع‌كنندگان را به حضرت اوغَفُوراًآمرزنده -