2 / 183
اى كسانى كه ايمان آوردهايد لازم كرده شد بر شما روزه داشتن چنان كه لازم كرده شد بر كسانى كه پيش از شما بودند تا باشد كه پرهيزگارى كنيد ( 183 )
2 / 184
روزه داشتن در روز چند شمرده شده پس هر كه باشد از شما بيمار يا مسافر پس لازمست شمار آن از روزهاى ديگر و لازمست بر آنان كه مىتوانند روزه داشتن يعنى نمىدارند ، فديه كه عبارت از خوراك يك درويش است پس هر كه بجا آرد نيكى اين بهترست او را و آنكه روزه داريد بهترست شما را اگر مىدانيد ( 184 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا *اى آن گروه كه گرويدهايدكُتِبَفرض كرده شدعَلَيْكُمُ الصِّيامُبر شما روزه داشتنكَما كُتِبَهمچنانكه نوشته شده بودعَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْبر آنان كه پيش از شما بودند ، چون صوم عبادتيست شاقّه پس به جهت تانيس خاطرهاى عابدان مىگويد اين عبادت خاص بشما نيست بلكه هيچ امت از ربقه اين طاعت آزاد نبودند در امثال آمده كه البلية اذا عمت طابت و چرا روزه بر شما فرض كرديملَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَتا شايد كه شما بپرهيزيد از معاصى و متقى شويد بشروع در صوم كه شكنندهء آرزوها است در تفسير عرائس آورده كه اين نداى اصحاب قلوبست يعنى از حضرت رب الارباب خطاب مستطاب مىرسد به طالبان هلال مشاهده در اقطار سماوات غيوب و بندائى كه مفرح قلوب و مفرج كروب است مىگويد كه فرض شد بر شما اى اهل يقين امساك از جميع مكوّنات كنيد چرا كه شما در طلب مشاهدهايد و متوجهان اين مطلوب را صوم واجب است از مالوفات طبيعت همچنان كه نوشته شد بر انبياء و اولياء پيش از شما تا بازرستند از رجس بشريت و و اصل شدند بمقام امن و قربت و عين القضات قدس سره در تمهيدات آورده كه صوم در شريعت عبارتست از ناخوردن طعام و شراب و در حقيقت عبارت از خوردن طعام و شراب اما طعام انا ابيت عند ربى يطعمنى و شراب سقاهم ربهم شرابا طهورا و مقررست كه اين صوم جز عارفان را دست ندهد مثنوىمرد عارف چو يافت لذت قرب * نه به اكلش كشش بود نه بشرباكل و شربش چه باشد انس به حق * دائم او در حقست مستغرقلقمه از خوان يطعمش بينى * شربت از چشمهسار يسقينىأَيَّاماً مَعْدُوداتٍروزه داريد روزهاى چند شمرده مراد روزهء رمضان است كه بيست و نه باشد يا سى روز و گويند اين روزها ايامالبيضست در هر ماهى و عاشورا كه قبل از روزهء رمضان فرض بودهفَمَنْ كانَپس هر كه باشدمِنْكُمْاز شما كه مكلفيد به روزهمَرِيضاًبيمارى كه قوت روزه ندارد يا مرضش به روزه زيادت شودأَوْ عَلى سَفَرٍيا راكب سفرى بود كه در ان قصرى بايد كرد چون افطار كندفَعِدَّةٌپس برو است روزه داشتن بشمار آن روزهها كه افطار كردهمِنْ أَيَّامٍ أُخَرَاز روزهاى ديگروَ عَلَى الَّذِينَو بر آنان كه ايشانيُطِيقُونَهُتوانند كه روزه دارند و خواهند كه روزه ندارندفِدْيَةٌفدا دادن است و آنطَعامُ مِسْكِينٍخوردنى درويش هر درويشى را به ازاى هر روزى نصف صاعى از گندم بقول امام اعظم رح كه قريب به دو من باشد اين حكم در ابتداى اسلام بوده و بعد از ان منسوخ شده و گفتهاند اينجا لا مضمرست و تقديرش لا يطيقونه يعنى كسى كه نتواند روزه داشتن چون پيران از كار افتاده فديه دهد و برين وجه حكم آيت منسوخ نباشدفَمَنْ تَطَوَّعَپس هر كه زياده كند بر تطوع خودخَيْراًنيكوئى را و زياده از مقدار فديه دهد يا بيشتر از يك مسكين را طعام كند يا جمع كند ميان صيام و طعامفَهُوَ خَيْرٌ لَهُپس آن تطوع بهترست مر او را به سبب زيادتى اجروَ أَنْ تَصُومُواو آنكه روزه داريد مطيقان را مىگويد يا رخصتدادگان را در افطارخَيْرٌ لَكُمْبهترست مر شما را از فديهإِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَاگر هستيد شما بدانيد فضيلت صوم را -