تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
و بدهد زكات را و وفاكنندگان بر عهد خويش چون عهد كنند و مدح مىكنم صبركنندگان را در تنگدستى و سختى و بوقت كارزار ايشانند راست‌گو و ايشانند پرهيزگاران ( 177 ) 2 / 178 اى مسلمانان لازم كرده شد بر شما قصاص در كشتگان آزاد در مقابلهء آزادست و بنده در مقابلهء بنده و زن در مقابلهء زن پس كسى كه در گذاشته شد او را چيزى از خون برادرش پس حكم او پيروى كردنست به نيكوئى و رسانيدن خون بهاست بوى به خوشخوئى اين حكم سبك كردنست از پروردگار شما و مهربانيست پس هر كه از حد گذرد بعد ازين ويراست عذاب درددهنده ( 178 )
شرح
وَ آتَى الزَّكاةَو بدهد زكات مقرره را ، آنچه قبل ازين در ايتاى مال مذكور شد در بيان نوافل صدقات بودوَ الْمُوفُونَو صاحب بر آنهااند كه وفاكنندگان باشندبِعَهْدِهِمْبعهود خودإِذا عاهَدُواچون عهد كنند و اين عهدهم با حق مىباشد و هم با خلقوَ الصَّابِرِينَو نصب او بر مدح است جهت اظهار فضل صبر بر سائر صفات يعنى اين وفاكنندگان بعهد شكيبااندفِي الْبَأْساءِدر فقر و فاقهوَ الضَّرَّاءِو در رنج و سختىوَ حِينَ الْبَأْسِو در هنگام كارزار يعنى جهاد و مقاتله با اهل كفر و عنادأُولئِكَآن گروه كه موصوف بدين صفتهااندالَّذِينَآنانند كه بتحقيقصَدَقُواراست گفتند در دين يا عهد باتباع حقوَ أُولئِكَو آن طائفههُمُ الْمُتَّقُونَايشانند پرهيزگاران از همه ناشايستها محققان گفته‌اند كمالات انسانيه با كثرت شعب آن منحصر در سه چيزست صحت اعتقاد و حسن معاشرت و تهذيب نفس اما صحت اعتقاد تصديق حق سبحانه و سائر مؤمن به است و حسن معاشرت مواسات كردنست مال بارباب استحقاق و تهذيب نفس اقامت صلاة و دادن زكات و وفا كردن عهد و صبر و مجموع درين آيت مذكورست پس اين آيت جامع كمالات انسانى باشد و در موجز از ابو هريره رض نقل مىكنند كه من عمل بهذه الآية فقد استكمل ايمانهيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى مؤمنان گرويدگان كتب فرض كرده شدهعَلَيْكُمُ الْقِصاصُبر شما مماثلت و مساوات نه تعدى و ستمفِي الْقَتْلىدر كشتگان يعنى بسبب ايشان وقتى كه قتل بعمد باشد قبل از اسلام چون ميان دو قبيله حرب افتادى آن قبيله كه عالىنسب بودندى از قبيلهء اراذل بعوض بندهء آزادى و در بدل زنى مردى بكشتندى بعد از هجرت چون اين صورت بعرض حضرت رسيد حكم ربانى نازل شد كه در قتل قصاص بايد يعنى مساواتالْحُرُّ بِالْحُرِّآزادى به آزادىوَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِو بنده به بنده امام شافعى رح و امام مالك رح آزادى براى بنده نكشند نظر بمفهوم آيت و نزد امام اعظم رح حكم اين آيت به آيت النفس بالنفس منسوخست پس تفاضل را در نفس اعتبار نكندوَ الْأُنْثى بِالْأُنْثىو زنى به زنى و امام شافعى رح و اما مالك رح بنا بر اجماع قتل ذكر بانثى روا ندارند و امام اعظم رح بحديث المسلمون يتكافا دماءهم تمسك نموده حكم بقتل كندفَمَنْ عُفِيَ لَهُپس هر كه عفو كند وى را كه قاتل استمِنْ أَخِيهِاز قصاص برادر او كه مقتول ستشَيْءٌچيزى اشارت به‌آنكه عفو كردن بعضى از ديت يا عفو كردن بعضى از ورثه يا عفو بعضى از ان خون مسقط قصاص استفَاتِّباعٌپس بر قاتلست بعد از عفو از پى رفتنبِالْمَعْرُوفِبه نيكوئى و آن طوع و رغبت است در دادن ديتوَ أَداءٌو ادا كردن وجه ديتإِلَيْهِبوارث مقتولبِإِحْسانٍبه زودى و نيكوئى نه بمطل و بدخوئىذلِكَاين عفو از قصاص و طلب ديتتَخْفِيفٌسبكبارى استمِنْ رَبِّكُمْاز پروردگار شماوَ رَحْمَةٌو مهربانيست و بخشايش ازو در تسهيل امر و تحصيل نفعفَمَنِ اعْتَدىپس هر كه از حد درگذربَعْدَ ذلِكَبعد از آنكه عفو كرده باشد و ديت ستانده يعنى قاتل را بكشد يا غير قاتل را براى قصاص بقتل رساند يا قاتل ستم كند و بعد از آنكه يكى را كشته ديت داده ديگرى را بكشدفَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌپس مر او راست در آخرت عذابى دردناك
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 54 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )