تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
14 / 44 و بترسان مردمان را از روز كه بيايد به ايشان عذاب پس گويند ظالمان اى پروردگار ما موقوف دار ما را تا ميعادى نزديك تا قبول كنيم خواندن ترا و پيروى كنيم رسولان را ( گفته شود به ايشان ) آيا قسم نمىخورديد پيش ازين كه نباشد شما را هيچ زوال ( 44 ) 14 / 45 و ساكن شديد در منازل آنان كه ستم كردند بر خويش و واضح شد شما را كه چگونه كرديم به ايشان و پديد ساختيم براى شما داستانها ( 45 ) 14 / 46 و هر آئينه بدسگاليدند بدسگالى خويش را و نزديك خدا است علم بدسگالى ايشان و نيست بدسگالى ايشان بدان مثابه كه از جاى روند بسبب آن كوهها ( 46 ) 14 / 47 پس مپندار خدا را خلاف‌كننده وعدهء خود را با رسولان خود هر آئينه خدا غالب صاحب انتقام است ( 47 )
شرح
وَ أَنْذِرِ النَّاسَو بيم كن مردمان را يعنى اهل مكه را بترسانيَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذابُاز روز كه بيايد بديشان عذاب و آن روز مرگ است يا روز قيامتفَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواپس گويند آنان كه ستم كردند بشرك و تكذيبرَبَّنااى پروردگار ماأَخِّرْنابازپس دار يعنى عذاب ما را تاخير كن و ما را به دنيا فرست و مهلت دهإِلى أَجَلٍ قَرِيبٍتا زمانى نزديكنُجِبْ دَعْوَتَكَتا اجابت كنيم دعوت ترا يعنى آن كسى را كه بتوحيد خواندوَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَو پيروى كنيم فرستادگان راأَ وَ لَمْ تَكُونُوادر جواب ايشان گويند فرشتگان آيا نبوديد شما كه از روى مبالغهأَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُسوگند مىخورديد پيش ازين در دنيا كه شما پاينده خواهيد بودما لَكُمْ مِنْ زَوالٍنباشد شما را هيچ زوالى مراد آنست كه مىگفتند كه ما در دنيا خواهيم بود و بسراى ديگر نقل نخواهيم فرا نمودوَ سَكَنْتُمْو ساكن بوديد شمافِي مَساكِنِ الَّذِينَدر مسكنهاى آنان كهظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْستم كردند بر نفسهاى خود چون عاد و ثمودوَ تَبَيَّنَ لَكُمْو ظاهر شد مر شما را كهكَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْچگونه كرديم بديشان يعنى مشاهده كرديد در منازل ايشان آثار نزول عذاب راوَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَو مثلها زديم براى شما از احوال ايشانوَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْو به درستى كه كوشش كردند در حيله‌گرى آنچه نهايت مكر ايشان بودوَ عِنْدَ اللَّهِنزديك خداى استمَكْرَهُمْجزاى مكر ايشانوَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْو به درستى كه بود مكر ايشان در سختى و هول ساخته و پرداختهلِتَزُولَتا از جاى برودمِنْهُ الْجِبالُاز ان مكر كوهها جبال مثل احكام شريعت حضرت پيغمبر عليه السلام است يعنى كافران حيلها انگيختند تا چيزى را كه ثبات و رسوخ چون جبال راسيات است زائل گردانند و اين محال است بيتهست باد مكر ايشان كهربائى * كى تواند كوه را بردن ز جاىدر معالم از مرتضى على كرم اللّه وجهه نقل فرموده كه اين آيت در قصّه نمرود جبّار است كه چون سلامتى ابراهيم عليه السلام از آتش مشاهده كرد گفت بزرگ خدا دارد ابراهيم كه او را از آتش برهانيد من مىخواهم كه بر آسمان روم و او را ببينم اشراف مملكت گفتند كه آسمان به‌غايت مرتفع است و برو رفتن به‌آسانى ميسّر نشود نمرود نشنيد و بفرمود تا صرحى بساختند به مدّت سه سال به‌غايت بلند و چون بر آنجا رفت آسمان را همچنان ديد كه از زمين مىديد بروز ديگر آن بنا بيفتاد و ساختن و افتادن آن در سوره نحل رقم ذكر خواهد يافت ان‌شاءالله تعالى القصه چون آن صرح از پاى درآمد و خلق بسيار هلاك شدند نمرود خشم گرفت و گفت به آسمان روم و با خداى ابراهيم ع كه مناره مرا بيفگند جنگ كنم پس چهار كركس را پرورش داد تا قوّت تمام گرفتند صندوقى چهارگوشه بساخت و دو در يكى فوقانى و ديگرى تحتانى درو راست كرد و بر چهار طرف او چهار نيزه كه زير و بالا توانستى شد تعبيه نمود پس كركسان را چند روز گرسنه داشتند و چهار مردار بر سر نيزه‌ها كرده اطراف صندوق را بر تن كركسان بربستند ايشان از غايت جوع ميل به بالا كرده جانب مردار پرواز نمودند و صندوق را كه نمرود با يك تن ديگر در آنجا نشسته بود به هوا بردند بعد از شبانروزى نمرود در فوقانى گشاده نگاه كرد آسمان را به همان حال ديد كه به زمين مىديد رفيق خود را گفت تا در تحتانى را بگشاى و بنگر تا چه مىبينى آن‌كس نگاه كرد و جواب داد كه غير از آب چيزى ديگر نمىبينم بعد از شبانروزى ديگر كه باب فوقانى بكشاد همان حال بود كه روز سابق مشاهده نمود و رفيق وى كه باب تحتانى بكشاد بجز دود و تاريكى چيزى مشهود نبود نمرود بترسيد و نيزه‌ها را با مردار سرنگون ساخت و گرسان ميل به زير كردند و در وقت فرود آمدن آوازى مهيب از اجنحه كركسان ظاهر شد كه كوهها از فزع آن نزديك بود كه از اماكن خود زائل گردندفَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَپس مپندار خداى رامُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُخلاف‌كننده وعده خود مر پيغمبران را يعنى وعده نصرت كه رسل ع را فرموده آنجا كه گفت انا لننصر رسلنا ، كتب اللّه لاغلبن انا و رسلى خلاف نكرد و نخواهد كرد و ترا بر دشمنان مظفر و منصور خواهد ساختإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌبه درستى كه خداى غالبستذُو انتِقامٍخداوند انتقام يعنى خواهنده كينه اوليا از أعداء .