تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
14 / 38 اى پروردگار ما هر آئينه تو ميدانى آنچه پنهان مىداريم و آنچه آشكارا مىكنيم و پوشيده نمىشود بر خدا هيچ‌چيز در زمين و نه در آسمان ( 38 ) 14 / 39 سپاس آن خدا را كه عطا كرد مرا با وجود كلال سالى اسماعيل و اسحاق هر آئينه پروردگار من شنوندهء دعاست ( 39 ) 14 / 40 اى پروردگار من بكن مرا برپادارنده نماز و از اولاد من اى پروردگار ما و قبول كن دعاى مرا ( 40 ) 14 / 41 اى پروردگار ما بيامرز مرا و مادر و پدر مرا و مسلمانان را روز كه قائم شود حساب ( 41 ) 14 / 42 و مپندار خدا را بىخبر از آنچه مىكنند ستمكاران جز اين نيست كه موقوف مىدارد ايشان را براى روز كه خيره شوند دران چشمها ( 42 ) 14 / 43 شتاب‌كنندگان سر خود بر دارندگان بازنمىگردد بسوى ايشان چشم ايشان و دلهاى ايشان خاليست ( 43 )
شرح
رَبَّنااى پروردگار ماإِنَّكَ تَعْلَمُبه درستى كه تو مىدانىما نُخْفِيآنچه پنهان مىكنيموَ ما نُعْلِنُو آنچه آشكارا مىسازيم يعنى نهان و آشكارا تو مىدانىوَ ما يَخْفىو پوشيده نيستعَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍبر خداى از هيچ چيزفِي الْأَرْضِدر زمينوَ لا فِي السَّماءِو نه در آسمان براى آنكه عالمست بعلم ذاتى و نسبت آن علم به همه معلومات يكسان است بيت آنچه پيدا و آنچه پنهان است - همه با دانش تو يكسانستالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِيثنا و ستايش آن خداى را كه بمحض فضل خودوَهَبَ لِيبه بخشيد و عطا كرد مراعَلَى الْكِبَرِبر سر پيرى و بزرگ‌سالى يعنى در وقتى كه پير بودم و نااميد از فرزندان به من بخشيدى دو فرزندإِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَاسماعيل عليه السلام را در شصت و چهار سالگى يا در نود و نه سالگى و اسحاق عليه السلام را در نود سالگى با صد و دوازده سالگىإِنَّ رَبِّيبه درستى كه پروردگار منلَسَمِيعُ الدُّعاءِهر آئينه شنونده و اجابت‌كننده دعاست درين كلمات اشعارست به‌آنكه فرزندان را بدعا از خدا خواسته‌اندرَبِّ اجْعَلْنِياى آفريننده من مرا گردانمُقِيمَ الصَّلاةِبه‌پاىدارنده نمازوَ مِنْ ذُرِّيَّتِيو فرزندان مرا نيز مواظب ساز به نماز از ابن عباس رض منقولست كه هميشه از اولاد ابراهيم عليه السلام جمعى بر فطرت بوده و خواهند بود تا قيامترَبَّنااى پروردگار ما كرم نماىوَ تَقَبَّلْ دُعاءِو فراپذير يعنى اجابت كن دعاى مرارَبَّنَا اغْفِرْ لِياى پروردگار ما بيامرز مراوَ لِوالِدَيَّو مر پدر مادر مرا چون ايمان آرند به تو - دعاى غفران مر ايشان را قبل از نهى بوده و هنوز ياس از ايمان نداشته و بعضى گفته‌اند مراد از والدين آدم ع و حواستوَ لِلْمُؤْمِنِينَو بيامرز مؤمنان را يعنى هر كه به تو آيد مؤمنيَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُروزى كه قائم شود حساب خلائق ابن عباس رض فرموده كه مراد مؤمنان از امت محمد صلى اللّه عليه و سلّموَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَو مپندار اى محمد خداى راغافِلًابىخبرعَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَاز آنچه مىكنند ستمكاران يعنى ثابت باش بر آنچه دانسته از عقابى كه متوجه ايشان است چه اين بىشبه بديشان خواهد رسيد و اصل آنست كه در امثال اين نواهى دانند كه صورت خطاب متوجه آن حضرت ص است و مراد غير اويندإِنَّما يُؤَخِّرُهُمْجز اين نيست كه تاخير مىكنيم عذاب ايشان رالِيَوْمٍ تَشْخَصُبراى روزى كه خيره شودفِيهِ الْأَبْصارُدر آن ديدها از مشاهد اهوالمُهْطِعِينَدر حالتى كه خداوندان اين ديدها شتابندگان باشند بسوى اسرافيل عليه السلام كه ايشان را به عرصه محشر خواندمُقْنِعِي رُؤُسِهِمْبرداشتگان سرهاى خود را به بالالا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْبازنمىگردد بديشانطَرْفُهُمْچشمهاى ايشان يعنى خيره بود و بازمانده بر وجهى كه نتوانند در خود نگريستنوَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌو دلهاى ايشان خالى بود از فهم و خرد به‌واسطه غلبه دهشت و حيرت -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 558 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )