تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
14 / 9 آيا نيامده است بشما خبر آنان كه پيش از شما بودند قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از ايشان آمدند نمىداند ايشان را مگر خدا آمدند به ايشان پيغمبران ايشان بمعجزها پس بازآوردند دست خود را در دهان خود و گفتند هر آئينه ما منكريم به آنچه فرستاده شديد همراه آن و هر آئينه ما در شبه قوىايم از آنچه مىخوانيد ما را به آن ( 9 ) 14 / 10 گفتند پيغامبران ايشان آيا در خدا شبه است آفرينندهء آسمانها و زمين مىخواند شما را تا بيامرزد براى شما گناهان شما و موقوف دارد شما را تا مدّتى معين گفتند نيستيد شما مگر آدمى مانند ما مىخواهيد كه بازداريد ما را از آنچه عبادت مىكردند پدران ما پس بياريد پيش ما حجّتى ظاهر ( 10 )
شرح
أَ لَمْ يَأْتِكُمْآيا نيامد بشما تتمه كلام موسى ع است يا ابتداى سخنى است از حق سبحانه با اهل زمان حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام مىفرمايد كه آيا نيامد بشما يعنى آمدنَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْخبر آنان كه پيش از شما بودندقَوْمِ نُوحٍگروه نوح عليه السلاموَ عادٍو قبيله عادوَ ثَمُودَو قوم ثمودوَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْو آنان كه بعد از ايشان بودندلا يَعْلَمُهُمْنمىداند عدد ايشان را از بسيارىإِلَّا اللَّهُمگر خداى در تبيان آورده كه خدا بسيار امم از عرب و عجم هلاك كرده و آثار ايشان منقطع ساخته كه غير خدا كسى بر ان اطلاع ندارد و در معالم از ابن عباس رض نقل مىكند كه ميان عدنان و ابراهيم خليل اللّه سى قرون گذشته و از اهل آن قرون هيچ كس خبر ندارد الا حق سبحانه و تعالىجاءَتْهُمْآوردند به پيشينيانرُسُلُهُمْپيغمبران ايشانبِالْبَيِّناتِحجتهاى روشن كه كتب الهى بوده يا معجزات ايشانفَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْپس بازگردانيدند دستهاى خود رافِي أَفْواهِهِمْدر دهن‌هاى خود يعنى امتان دستهاى خود را بدندان گرفتند از خشم بر رسل يا دست بر دهان نهادند از روى تعجب يا اصابع خود را بر دهن نهادند كه خاموش باشيد و گفته‌اند ايدى خود را بر افواه رسل نهادند كه سخن مگوئيدوَ قالُوا إِنَّا كَفَرْناو گفتند كه ما نگرويده‌ايمبِما أُرْسِلْتُمْ بِهِبه آن چيزى كه شما فرستاده شده‌ايد بدان بر زعم خودوَ إِنَّا لَفِي شَكٍّو به درستى كه ما در شكيممِمَّا تَدْعُونَنااز آنچه مىخوانيد ما راإِلَيْهِبسوى آن از توحيد و ايمانمُرِيبٍشكى در تهمت‌افگننده يعنى با وجود شك رسولان را متّهم مىداشتند باغراض فاسدهقالَتْ رُسُلُهُمْگفتند رسولان ايشان كه شما را به خدا دعوت مىكنيمأَ فِي اللَّهِ شَكٌّآيا در وجود خدا شكى هست و حال آنكه از كثرت ادلّه بر وجود او شك را مجالى نماندهفاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِخداى كه آفريننده آسمانها و زمينهاستيَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْمىخواند شما را بايمان تا بيامرزد شما را چون ايمان آريد يعنى به شرط ايمان مىآمرزدمِنْ ذُنُوبِكُمْبعضى گناهان شما را يعنى آنكه قبل الايمان بودهوَ يُؤَخِّرَكُمْو تا باز پس دارد و عذاب نكند بلكه مهلت دهد شما راإِلى أَجَلٍ مُسَمًّىتا وقتى نام برده شده كه آخر اعمار شما بودهقالُواگفتند ايشان در جواب رسولانإِنْ أَنْتُمْنيستيد شماإِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنامگر آدمى مثل ما در صورت و هيئت ، و هيچ فضلى نيست شما را بر ما از روى ظاهر پس چرا شما مخصوصيد به نبوت از ميان ماتُرِيدُونَمىخواهيدأَنْ تَصُدُّوناآنكه بازداريد ما را بدعوى پيغمبرىعَمَّا كانَ يَعْبُدُاز آنچه بودند مىپرستيدندآباؤُناپدران ما از اصنامفَأْتُونا بِسُلْطانٍپس بياريد حجتىمُبِينٍروشن بر صحت دعوى خود يا بر استحقاق خود به فضيلت نبوت و مزيّت رسالت گويا كه ايشان معجزه مىديدند و اعتبار نمىنمودند و از روى لجاج و عناد اقتراح ديگر آيات مىكردند چنانچه معاندان زمان پيغمبر
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 550 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )