14 / 3
آنان كه اختيار مىكنند زندگانى دنيا را بر آخرت و بازمىدارند مردمان را از راه خدا و مىطلبند در وى كجى ايشانند در گمراهى دور ( 3 )
14 / 4
و نفرستاديم هيچ پيغامبر را مگر به زبان قوم او تا بيان كند براى ايشان پس گمراه سازد خدا هر كرا خواهد و راه نمايد هر كرا خواهد و اوست غالب با حكمت ( 4 )
14 / 5
و هر آئينه فرستاديم موسى را با نشانهاى خود ( گفتيم ) كه بيرون آر قوم خود را از تاريكيها بهسوى روشنى و پند ده ايشان را به روزهاى خدا هر آئينه درين نشانهاست هر شكيباى شكرگزار را ( 5 )
شرح
الَّذِينَكافران آنانند كه از روى جهالتيَسْتَحِبُّونَدوست مىدارندالْحَياةَ الدُّنْياو برمىگزينند زندگانى دنيا راعَلَى الْآخِرَةِبر آن سراىوَ يَصُدُّونَو بازميدارند مردمان راعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خدا يعنى منع مىكنند از ايمان به پيغمبر و قرآنوَ يَبْغُونَهاو مىطلبند براى راه حقعِوَجاًكجى يعنى مىگويند اين راه كج است به منزل مقصود و نمىرساندأُولئِكَآن گروه كه بدين صفتها موصوفاندفِي ضَلالٍ بَعِيدٍدر گمراهىاند دور از حق بعد فى الحقيقة صفت ضالست و صفت ضلال به دو را از قبيل اسناد مجازيست در زاد المسير آورده كه قريش مىگفتند چه حال است كه همه كتب منزله بلغت عجمى فرود آمده و كتابى كه بمحمد ص مىآيد عربى است آيت آمد كهوَ ما أَرْسَلْناو نفرستاديم مامِنْ رَسُولٍهيچ پيغمبرى راإِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِمگر به زبان قوم او يعنى گروهى كه از ايشان بوده و در ميان ايشان زاده و مبعوث ايشان شده چه هر پيغمبر را اوّل دعوت به نزديكان خود بايد كرد پس حق سبحانه انبياء ع را به زبان قوم ايشان بديشان فرستادلِيُبَيِّنَ لَهُمْتا بيان كند براى ايشان اوامر و نواهى را و ايشان فهم كنند و عذر نگويند كه سخن اين نبى را در نمىيابيم و گفتهاند ضمير قومه راجع به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم است چه جميع كتب بلغت عرب منزل شده و جبرئيل يا پيغمبر هر قومى براى فهم هر قومى ترجمه كردهاند آن را بلغت منزّل عليهم و در لباب گويد كه نفرستاديم هيچ پيغامبرى را مگر به زبان قومى كه بديشان مبعوث بوده و ترا فرستاديم به زبان قوم تو به همه مردمان و در جواب كسى كه گويد پيغمبرى مبعوث به امم مختلفه است بايستى كه برو كتب متعدده بر السنة ايشان فرود آمدى گفتهاند كه اختلاف السنة مؤدّى باختلاف كلمه است و اضاعت فضل اجتهاد در تعلم الفاظ و معانى لغتى كه به زبان ايشان است و حرمان از علوم منشعبه از ان پس نزول آن به يك لغت محض فضل است و عين حكمتفَيُضِلُّ اللَّهُپس گمراه گرداند خداىمَنْ يَشاءُهرك را خواهد يعنى فروگذارد تا گمراه شودوَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُو راه نمايد هرك را خواهد يعنى توفيق دهد تا راه يابدوَ هُوَ الْعَزِيزُو اوست غالب در حكم خودالْحَكِيمُراستكار كه اضلال و هدايت او بر وجه حكمت استوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسىو هرآئينه ما فرستاديم موسى عليه السلام رابِآياتِنابدلائل قدرت ما يا بمعجزات روشن چون عصا و يد بيضا و گفتيمأَنْ أَخْرِجْآنكه بيرون آر ،قَوْمَكَگروه خود را كه بنى اسرائيلاندمِنَ الظُّلُماتِاز تاريكيها جهالت و شبهتإِلَى النُّورِبه روشنائى علم و يقين يا بيرون آر قوم قبط را كه بديشان مبعوثى ، از تاريكى كفر به روشنائى ايمانوَ ذَكِّرْهُمْو پند ده ايشان رابِأَيَّامِ اللَّهِبه روزهاى كه حق سبحانه عذاب كرد كافران گذشته را در انها يا ياد ده بنى اسرائيل را از روزهائى كه بدان گرفتار بودند بدست فرعونيانإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در آنچه ياد كرديملَآياتٍهرآئينه دلالتهاست بر قدرت الهىلِكُلِّ صَبَّارٍمر هر صبركننده را بر بلاءشَكُورٍشكرگوينده را بر آلاء .