تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
13 / 43 و مىگويند كافران پيغامبر نيستى بگو بس‌ست خدا گواه در ميان من و شما و بس است كسى كه نزديك اوست علم كتاب ( 43 )

[ سوره ابراهيم ]

بنام خدائى بخشاينده مهربان 14 / 1 اين كتابيست كه فروفرستاديم آن را بسوى تو تا بيرون آرى مردمان را از تاريكيها بسوى روشنى به حكم پروردگار ايشان بسوى راه خدا غالب ستوده ( 1 ) 14 / 2 بسوى راه خدائى كه او راست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و وائى كافران را از عذاب سخت ( 2 )
شرح
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواو مىگويند آنان كه نه‌گرويدند از مشركان مكه يا رؤساى يهود تو كه محمدىلَسْتَ مُرْسَلًانيستى فرستاده از پيش خدا به نبوّت و دعوتقُلْ كَفى بِاللَّهِبگو خدا بسنده استشَهِيداًگواهبَيْنِي وَ بَيْنَكُمْميان ما و شما به‌آنكه من پيغمبرم بشماوَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِو ديگر آنكه نزديك اوست علم كتاب يعنى لوح محفوظ و آن جبرئيل است كه وحى از لوح محفوظ فرامىگيرد يا علم قرآن و آن مؤمنان‌اند در زاد المسير آورده كه على مرتضى است يا توريت و آن عبد اللّه بن سلامست و احزاب او رضى اللّه عنهم اجمعين

سورة ابراهيم

مكّيّة و هى اثنتان و خمسون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الردر شرح تاويلات از امام ماتريدى رحمه الله مذكورست كه حروف مقطّعه ابتلا است مر تصديق مؤمن و تكذيب كافران را و خداى بندگان را بهر چه خواهد امتحان كند ، و جمعى برانند كه اين حروف اسماى قرآن‌اند و برين وجه توان گفت كه الر يعنى قرآنكِتابٌ أَنْزَلْناهُكتابيست كه فرستاديم آن راإِلَيْكَبسوى تولِتُخْرِجَ النَّاسَتا بيرون آرى مردمان را بسبب دعوت كردن بمضمون آنمِنَ الظُّلُماتِاز تاريكيهاى كفر يا نفاق يا شك يا بدعتإِلَى النُّورِبه روشنى ايمان يا اخلاص يقين يا سنتبِإِذْنِ رَبِّهِمْبتوفيق و تيسير پروردگار ايشان امام قشيرى رح فرموده كه از ظلمت غيبت تدبير بنور شهود تقدير ، در بحر گويد كه از ظلمات خلقيت بشريت بنور تجلّى صفت ربوبيت و صاحب تاويلات فرموده كه از ظلمات كثرت بنور وحدت يا از ظلمات حجب افعال و استار صفات بنور وحدت ذات ، و حقيقت آنست كه هيچ ظلمات برابر پندار هستى نيست چون زنگار اين تيرگى از آئينه دل بصيقل نفى خواطر و تجريد از مشاغل زدوده گردد نور هستى حق سبحانه بر مرآت باطن پرتو افگنده سالك را ازو و از مزاحمت غير او باز رهاند تا نه به خودش شعور ماند و نه عدم شعور به خود نيز داند رباعىيا رب مددى كن ز خودى خود برهيم * و زبد برهيم و از بدى خود برهيمدر هستى خود مر از خود بى خود كن * تا از خودى و بيخودى خود برهيمگفته‌اند كه انواع ضلال در ظلمات داخل است و نور اصناف هدايت را شامل يعنى به دعوت قرآن مردمان را از گمراهى برهانى و به راه راست برسانى و ازين است كه مىگويدإِلى صِراطِ الْعَزِيزِبيرون آرى ايشان را از ظلمات به روشنائى يعنى به راه خداوند غالبالْحَمِيدِستوده و آن راه دين اسلام است پس در صفت عزيز حميد مىفرمايداللَّهِ الَّذِيمعبودى به حق آنكهلَهُمر او راستما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانهاست از موجوداتوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمين است از مبدعاتوَ وَيْلٌ لِلْكافِرِينَو رنج و مشقت است مر ناگرويدگان را به قرآنمِنْ عَذابٍ شَدِيدٍاز عذابى سخت كه بديشان رسد .