13 / 36
و آنان كه داديم ايشان را كتاب شاد مىشوند به آنچه فرستاده شده بهسوى تو و ازين جماعتها كسى است كه انكار مىكند بعض او را بگو جز اين نيست كه فرموده شده مرا كه عبادت كنم خدا را و شريك او مقرر نكنم بسوى او مىخوانم و بسوى اوست مرجع من ( 36 )
13 / 37
و همچنين فروفرستاديم قرآن كتابى عربى و اگر پيروى كنى خواهش نفس ايشان را بعد از آنچه آمده است به تو از علم نيست ترا از عقوبت خدا هيچ كار سازنده و نه نگاهدارنده ( 37 )
13 / 38
و هر آئينه فرستاديم پيغامبران را پيش از تو و داديم ايشان را زنان و فرزندان و نشايد هيچ پيغامبر را كه بيارد نشانه مگر به حكم خدا هر قضاء موقت را نامه است ( 38 )
شرح
وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَو آنان كه عطا كردهايم ايشان را كتاب مراد مؤمنان اهل كتاباند چون عبد اللّه بن سلام و اصحاب او از يهود و هشتاد تن از نصارى كه چهل نجرانى بودند و هشت يمنى و سى و دو حبشى اين جماعتيَفْرَحُونَشاد مىشوندبِما أُنْزِلَ إِلَيْكَبهآنچه فروفرستادهمىشود به تو از قرآنوَ مِنَ الْأَحْزابِو از لشكرهاى كفر و ضلالت يعنى كفره اهل كتاب چون حيّى بن اخطب و كنانه بن الربيع و اتباع ايشان از يهود و اسيد و عاقب و اشياع ايشان از نصارىمَنْ يُنْكِرُكسى هست كه انكار كندبَعْضَهُبعضى را از ان كه مخالف شريعت ايشان استقُلْ إِنَّما أُمِرْتُبگو مر ايشان را كه جز اين نيست كه من مأمور شدهامأَنْ أَعْبُدَ اللَّهَبه آنكه بپرستم خدا را به يگانگىوَ لا أُشْرِكَ بِهِو شرك نيارم بوى چنان كه شما آورديد و عزير و مسيح ع را به خداى گرفتيدإِلَيْهِبسوى خداى به غير اوأَدْعُوامىخوانم خلق راوَ إِلَيْهِ مَآبِو بسوى او است بازگشت منوَ كَذلِكَو همچنانكه فرستادهايم كتب بر انبياء گذشته به زبان امم ايشانأَنْزَلْناهُفروفرستاديم به تو قرآن راحُكْماًكتابى محكم كه نسخ و تغيير بدان راه نيابد يا حكمكننده ميان حق و باطلعَرَبِيًّامترجم بلغت عرب تا ايشان را حفظ و فهم وى آسان باشدوَ لَئِنِ اتَّبَعْتَو اگر متابعت كنى توأَهْواءَهُمْآرزوهاى مشركان را كه ترا بدين آبا دعوت مىكنند يا امانى جهودان را كه ترا رجوع به قبله خود مىخوانندبَعْدَ ما جاءَكَپس از آنكه آمد به تومِنَ الْعِلْمِاز دانش يعنى بعد از آنكه دانستى بطلان كيش بتپرستان يا نسخ حكم صلاة به قبله يهود اگر پيرو ايشان شوىما لَكَنيست ترامِنَ اللَّهِاز عذاب خداىمِنْ وَلِيٍّهيچ يارىكننده كه نفع رساندوَ لا واقٍو نه نگهدارى كه عقاب حق از تو بازدارد ، آوردهاند كه يهود سرزنش مىكردند حضرت پيغمبر ص را و مىگفتند همت اين مرد همه بامر نكاح مصروف است همواره به ازدواج و امتزاج با زنان مشغوف اگر او پيغمبر بودى هرآئينه امر نبوت او را از اشتغال با نسوان بازداشتى آيت آمدوَ لَقَدْ أَرْسَلْناو هرآئينه ما فرستاديمرُسُلًا مِنْ قَبْلِكَپيغمبران پيش از تووَ جَعَلْنا لَهُمْو بداديم مر ايشان راأَزْواجاًزنانوَ ذُرِّيَّةًو فرزندانوَ ما كانَو نباشد و نشايدلِرَسُولٍمر فرستاده را يعنى در وسع او نباشدأَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍآنكه بيارد معجزه كه ازو اقتراح كنندإِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِمگر بامر خداى يا بتقدير او اين جواب مشركان است كه بتهكم طلب معجزات مىكردند مىفرمايد كه هيچ پيغمبرى به خود معجزه نتواند آورد مگر آنكه خداى خواهد و بقدرت خود پديد كند در وقتى كه صلاح داندلِكُلِّ أَجَلٍمر هر وقتى راكِتابٌحكمى است نوشته شده كه چون آنوقت برسد حكم بظهور آيد يا هر اجلى را از آجال خلائق كتابى ست نزديك خداى كه جز وى كسى بر آجال خلق اطلاع ندارد -