تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
2 / 168 اى مردمان بخوريد حلال پاكيزه را از آنچه در زمين است و پيروى مكنيد گامهاى شيطان را هر آئينه او شما را دشمن آشكار است ( 168 ) 2 / 169 جز اين نيست كه مىفرمايد شما را به بدكارى و بىحيائى و به آنكه افترا كنيد بر خدا آنچه نمىشناسيد ( 169 ) 2 / 170 و چون گفته شود ايشان را پيروى كنيد آن را كه فرودآورده است خدا گويند بلكه پيروى مىكنيم چيزىرا كه يافته‌ايم به روى پدران خويش را آيا تقليد مىكنند اگر چه پدران ايشان نمىفهميدند چيزىرا و راه نمىيافتند ( 170 ) 2 / 171 و داستان پند دادن كافران مانند حال كسى است كه بانگ مىزند آن چيزىرا كه نمىشنود مگر فىالجمله خواندن و آواز بلند كردن كافران كرانند گنگانند كورانند پس ايشان هيچ نمىفهمند ( 171 )
شرح
يا أَيُّهَا النَّاسُاى مردمانكُلُوابخوريدمِمَّا فِي الْأَرْضِاز آنچه در زمين استحَلالًا طَيِّباًپاك و پاكيزه يعنى رو او بىشبه راوَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِو پيروى مكنيد گامهاى ابليس را يعنى بر پى او مرويد مشركان عرب چيزها را به وسوسه شيطان حلال و حرام مىكردند چون بحيره و سائبه و اقسام حرث حق سبحانه فرمود كه در تحريم حلال و تحليل حرام ، گام بر گام شيطان منهيد و روى از راه او بگردانيدإِنَّهُ لَكُمْبه درستى كه او مر شما راعَدُوٌّ مُبِينٌدشمنى است آشكارا چه پدر شما را به وسوسه از بهشت بيرون آورد و مىخواهد كه شما را بفريب و وسوسه به دوزخ بردإِنَّما يَأْمُرُكُمْجز اين نيست كه مىفرمايد شما را شيطان يعنى وسوسه مىكندبِالسُّوءِبه بدىوَ الْفَحْشاءِو كار زشت و گفته‌اند سوء گناهان نهانى است و فحشاء جرايم آشكارا يا سوء ميل است به دنيا و فحشاء متابعت نفس و هوا و حقيقت آن است كه سوء و فحشاء متناول‌اند جميع معاصى را از صغائر و كبائر كه شيطان آدميان را بدان امر مىكندوَ أَنْ تَقُولُواديگر مىفرمايد آنكه بگوئى و افترا كنيدعَلَى اللَّهِبر خداى در تحليل خبائث و تحريم طيباتما لا تَعْلَمُونَآنچه نمىدانيد حقيقت آن راوَ إِذا قِيلَ لَهُمُو چون گويند مر اين طائفه را كه در باب حلال و حراماتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُپيروى كنيد آنچه فرستادهء خداى يعنى قرآن و به حلال و حرام آن بگرويدقالُواگويند به قرآن نمىگرويمبَلْ نَتَّبِعُبلكه پيروى مىكنيمما أَلْفَيْناآنچه يافته‌ايمعَلَيْهِ آباءَنابر آن چيزى پدران خود را اين سخن بنى اسد عبد الدار گفتهأَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْآيا متابعت پدران مىكنند و اگرچه بودند پدران ايشانلا يَعْقِلُونَكه فهم نمىكردندشَيْئاًچيزى را از امور دينوَ لا يَهْتَدُونَو راه راست نيافته بودندوَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواو صفت پنددهندگان كافرانكَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُچون صفت كسى است كه بانگ مىزندبِما لا يَسْمَعُبجا نورى كه نمىشنودإِلَّا دُعاءً وَ نِداءًمگر خواندنى و آوازى و هيچ از ان فهم نه‌مىكند يعنى كافران نيز از بيم‌كننده و پندگوينده خود جز آوازى نه‌مىشنوند و حقيقت سخن او را در نمىيابندصُمٌّكرانند از شنودن كلام حقبُكْمٌگنگانند از گفتن سخن درستعُمْيٌكورانند از ديدن راه راستفَهُمْ لا يَعْقِلُونَپس ايشان نمىيابند آنچه پيغمبران به ايشان مىگويند -