تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
2 / 172 اى مسلمانان بخوريد از پاكيزه‌ها آنچه روزى داديم شما را و سپاس گوئيد خدا را اگر هستيد او را مىپرستيد ( 172 ) 2 / 173 جز اين نيست كه حرام كرده است بر شما مردار را و خون را و گوشت خوك را و آنچه آواز بلند كرده شود در ذبح وى به غير خدا پس هر كه بيچاره شود نه تعدىكننده و نه از حد درگذرنده پس گناه نيست بر وى ( يعنى در خوردن اين چيزها ) هر آئينه خدا آمرزنده مهربانست ( 173 ) 2 / 174 هر آئينه كسانى كه مىپوشند آنچه فرودآورده است خدا از كتاب و مىستانند عوض وى بهاى اندك آن جماعه نه مىخورند در شكمهاى خود مگر آتش را و سخن نگويد به ايشان خدا روز قيامت و نه پاك كند ايشان را و ايشان راست عذاب درددهنده ( 174 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه گرويدگانكُلُوابخوريدمِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْاز پاكيزه‌ها يعنى حلالات آنچه شما را روزى داديموَ اشْكُرُوا لِلَّهِو سپاس گوئيد مر خداى را به روزى حلالإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شما كه از روى صدقإِيَّاهُ تَعْبُدُونَخاص او را مىپرستيد و بعد امر بتناول حلال بيان آنها مىكند كه حرامست و مىگويدإِنَّما حَرَّمَجز اين نيست كه حرام كرد خداىعَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَبر شما مردار را و آن چيزى است كه ذبح نيافته باشد به شرط آنكه آن حيوان ماكول اللحم بودوَ الدَّمَو خون روان را چنانچه بحديث دو مردار يعنى ماهى و ملخ و دو خون چون سپرز و جگر حلال است و بعضى علما بر جگر شش را قياس كردند و خوردن حلال دانندوَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِو گوشت خوك را و همه اجزاى او را نيز حكم حرمت شامل استوَ ما أُهِلَّ بِهِو حرام كرد آنچه آواز بردارند به آن در وقت ذبحلِغَيْرِ اللَّهِبراى غير خدا بنام بتان يا به اسم پيغمبران بكشندفَمَنِ اضْطُرَّپس هر كه درماند به اكراه و يا گرسنگى بر وجهى كه خوف تلف نفس باشدغَيْرَ باغٍدر حالتى كه ستمكار نبود بقطع طريق يا خروج بر امام يا طالب معصيت نباشدوَ لا عادٍو نه تجاوزكننده از حد شرع يا شمشير كشنده بر امتفَلا إِثْمَ عَلَيْهِپس برو ، هيچ گناهى نيست در تناول آنإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌبه درستى كه خداى آمرزگار است مر كسى را كه عند الضروره ازين محرمات بخوردرَحِيمٌمهربان است بر بندگان به رخصت دادن ايشان در خوردن محرماتإِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَبه درستى كه از علماى يهود مىپوشند به جهت اخذ رشوتما أَنْزَلَ اللَّهُآنچه فروفرستاد خداىمِنَ الْكِتابِاز توريت و احكام آنوَ يَشْتَرُونَو مىخرند يعنى بدل مىكنندبِهِ ثَمَناً قَلِيلًابدان كتمان بهاى اندك راأُولئِكَآن گروهما يَأْكُلُونَنه‌مىخورند در روز قيامتفِي بُطُونِهِمْدر شكمهاى خودإِلَّا النَّارَمگر آتش ذكر شكم تاكيد است در خوردن زيرا كه اكل در غير تناول نيز مستعمل مىباشد چنانچه گويند فلان را فلان مال خورده است وقتى كه تلف كرده باشد پس اينجا مراد آنست كه فردا آتش خورند چنانچه امروز رشوت مىخورند يا كنايت است از آنكه در درون ايشان آتش باشد چنانچه بيرون ايشان نيز هستوَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُو سخن نه‌گويد خداى با ايشانيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيز سخنى كه در ضمن آن نفعى و راحتى يابندوَ لا يُزَكِّيهِمْو پاك نگرداند ايشان را از خبائث اعمال يعنى گناهان ايشان به آتش سوخته نشودوَ لَهُمْمر ايشان را باشدعَذابٌ أَلِيمٌدردناك عذاب -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 52 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )