تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
13 / 11 براى آدمى فرشتگانند از پى يكديگر آينده ميان دو دست او و پس پشت او نگاه مىدارند او را به حكم خدا هر آئينه خدا بدل نمىكند حالتى را كه بقومى باشد تا وقتى كه ايشان بدل كنند آنچه در ضمير ايشان است و چون اراده كند خدا بقومى عقوبت پس بازگردانيدن نيست او را و نيست ايشان را بجز وى هيچ كار سازنده ( 11 ) 13 / 12 او است آنكه مىنمايد شما را برق براى پيدا كردن ترس و اميد و برمىدارد ابرهائى گران را ( 12 ) 13 / 13 و به پاكى ياد مىكند رعد با ستايش او و فرشتگان از ترس او و مىفرستد صاعقها پس مىرساند آن را
شرح
لَهُمر خداى راستمُعَقِّباتٌملائكه پىدرپى يا آن‌كس را كه مىپوشد و آنكه آشكارا مىكند قول و فعل خود را فرشتگان‌اند در پى اقوال و افعال او در روز و شبمِنْ بَيْنِ يَدَيْهِاز پيش روى اووَ مِنْ خَلْفِهِو از پس اويَحْفَظُونَهُنگاه مىدارند او رامِنْ أَمْرِ اللَّهِبفرمان خداى و آنچه ازو صادر مىشود مىنويسند و ايشان را برره كرام الكاتبين مىگويند در تبيان آورده كه ايشان ده ملك‌اند بروز و ده به شب و اصح و اشهر آنست كه دو ملك‌اند بروز و دو به شب و گفته‌اند حق سبحانه و تعالى فرشتگان آفريده تا بندگان او را نگاه مىدارند از مضار و مكاره در زاد المسير از كعب الاحبار نقل مىكند كه اگر خداى ملائكه را موكل آدميان نكردى هرآئينه جنّيان ايشان را بربودندى از روى زمين و گفته‌اند ضمير يحفظونه عايد است به حضرت رسالت پناه ( صلى اللّه عليه و سلّم ) يعنى مر خداى را فرشتگان‌اند كه محافظت آن حضرت ص مىكنند از ضرر اعادى چنانچه از شرّ عامر بن طفيل و اريد بن ربيعه او را نگاهداشت و عن‌قريب قصّه ايشان رقم ذكر خواهد يافت ان‌شاءالله تعالىإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىلا يُغَيِّرُتغيير نمىكندما بِقَوْمٍآنچه به گروهى باشد از عافيت و نعمتحَتَّى يُغَيِّرُواتا وقتى كه آن گروه تغيير دهندما بِأَنْفُسِهِمْآنچه در نفسهاى ايشان است يعنى بدل كنند احوال جميله را باخلاق رذيله گويد تغيير دهند زبان‌ها را از ذكر او و تغيير دهند دلها را از سر و فكر او و مادامىكه دل را با او راست دارند و غفلت نه‌ورزند آثار فيض به ايشان متصل بود شعرگرت هواست كه دلدار بگسلد پيمان * نگاهدار سر رشته تا نگاه داردوَ إِذا أَرادَ اللَّهُچون خواهد خداىبِقَوْمٍ سُوْءاًبه گروهى عذاب و عقوبت و هلاكفَلا مَرَدَّ لَهُپس رد كرده نشود مر آن را يعنى كسى نتواند كه او را رد كند از خود يا از ديگرىوَ ما لَهُمْو نيست آن قوم رامِنْ دُونِهِبجز خداىمِنْ والٍكسى كه متولى امور ايشان شود در دفع عذاب يا يارى كند ايشان راهُوَ الَّذِياوست آنكهيُرِيكُمُ الْبَرْقَبنمايد بشما برق را و آن لمعه است سريع الزوال كه از سحاب ظاهر گردد و آن نشانه باران باشد پس خداى تعالى برق را بر شما مىنمايدخَوْفاًاز براى ترس مسافر و كسى كه باران او را ضرر كندوَ طَمَعاًو براى طمع مقيم و جمعى كه بباران محتاج باشندوَ يُنْشِئُو بردارد دور هواالسَّحابَ الثِّقالَابرها كه به آب گران بارندوَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُو تسبيح مىگويد رعدبِحَمْدِهِمتلبّس به حمد خداى يعنى تسبيح را با تحميد مقترن مىسازد و رعد ملكى است موكّل بر ابر كه سحاب را مىراند و برق تازيانه اوست در حقايق سلمى از ابن ريحانى نقل مىكند كه رعد صاعقه فرشتگان است و برق آه پرسوز و باران گريه ايشان استوَ الْمَلائِكَةُو تسبيح مىگويند مجموع فرشتگان يا آنها كه اعوان رعداندمِنْ خِيفَتِهِاز ترس خداىوَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَو فرومىفرستد صاعقها را از ابرفَيُصِيبُ بِهاپس مىرساند آن را .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 536 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )