تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
13 / 3 و او آنست كه گسترد زمين را و آفرين در آنجا كوهها و نهرها و از هر نوع ميوه آفريد در زمين دو قسم ( يعنى ترش و شيرين نفيس و خسيس ) مىپوشاند شب را بروز هر آئينه درين نشانها است قومى را كه تفكر مىكنند ( 3 ) 13 / 4 و در زمين قطعها مختلف است پيوسته با يكديگر و بوستانها است از درختان انگور و كشتزار است و خرماها بعض بسيار شاخ و بعض غير آن آب داده مىشود از يك آب و فضل مىدهيم بعض را بر بعض در طعم ميوه‌ها هر آئينه درين نشانها است قومى را كه مىفهمند ( 4 )
شرح
وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَو اوست آنكه بكشيد زمين را بر روى آب يعنى بسيط كرد به طول و عرض تا منقلب حيوانات باشدوَ جَعَلَ فِيهاو بيافريد در انرَواسِيَكوههاى محكم پابرجائى كه ميخ زمين بودوَ أَنْهاراًو پيدا كرد در زمين جويهاى آب روانوَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِو از همه ميوه‌هاجَعَلَ فِيهابيافريد در زمينزَوْجَيْنِ اثْنَيْنِدو صنف مثلا سرخ و زرد و سياه و سفيد و خرد و بزرگ و ترش و شيرين حارّ و بارد و برّى و بستانى و خشك و تر و امثال آن اثنين تاكيد زوجين است كما هو دأب العرب فى كلامهميُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَمىپوشاند و درمىكشد شب را بروز تا هوا بعد از آنكه روشن بوده تاريك مىشود و ازينجا در مىتوان يافت تغشيه روز نيز در شب تا هوا بعد از تيرگى روشن گردد از ان استإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه درين آيات آثار قدرت كه مذكور شدلَآياتٍهر آئينه نشانهاى روشن استلِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَمر گروهى را كه تفكّر كنند در ان و دانند كه تكون اين اشياء و تخصيص اين هر يك به چيزى دليلى است بر وجود صانع حكيموَ فِي الْأَرْضِو در زمينقِطَعٌقطعهامُتَجاوِراتٌپارها است پيوسته به يكديگر اين نيز يكى از دلائل قدرت است كه قطعه‌هاى زمين بر يك ديگر پيوسته بعضى شايسته زراعت است و برخى شوره‌زار و قدرى ريگ‌آميز و قطعه سنگستانوَ جَنَّاتٌو ديگر در زمين بوستانها استمِنْ أَعْنابٍاز انگور بسياروَ زَرْعٌو كشتهاوَ نَخِيلٌو خرماستانصِنْوانٌچند شاخ از يك اصل رستهوَ غَيْرُ صِنْوانٍو نه چنان بلكه متفرقة الاصول يعنى هر يك شاخ از يك بيخ رستهيُسْقى بِماءٍ واحِدٍآب داده مىشوند اين همه اشجار و زروع به يك آبوَ نُفَضِّلُ بَعْضَهاو تفضيل مىدهيم بعضى را از انعَلى بَعْضٍبر بعضى ديگرفِي الْأُكُلِدر ميوه‌ها بحسب شكل و لون و رائحه و طعمإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در ان چه ذكر كرده شدلَآياتٍهر آئينه دلالتهاى واضح استلِقَوْمٍ يَعْقِلُونَمر قومى را كه تعقل كنند و تامل نمايند كه اختلاف ميوه‌ها بر اشجار با آنكه از يك آب پرورش مىيابند نمىتواند بود الا به ارادت قادر مختار - در تبيان آورده كه اين مثل بنىآدم است در اختلاف الوان و اشكال و هيئات و اصوات و اخلاق و اطباع با وجود آنكه پدر و مادر همه يكى است و در مدارك گفته كه مثل اختلاف قلوب است در آثار و انوار و اسرار هر دلى را صفتى و هر صفتى را نتيجه - دلى باشد موصوف بانكار و استكبار كه قلوبهم منكرة و هم مستكبرون و باز دلى بود آرميده بذكر پروردگار كه و تطمئن قلوبهم بذكر اللّه مصرع ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا