تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
13 / 5 و اگر تعجب كنى پس عجب است سخن ايشان كه آيا وقتى كه خاك شويم آيا ما در آفرينش نو خواهيم بود ايشانند آنان كه نامعتقد شدند به پروردگار خويش و ايشانند به اين صفت كه طوق در گردن ايشان باشد و ايشانند اهل آتش ايشان آنجا جاويدان باشند ( 5 ) 13 / 6 و بشتاب مىطلبند از تو عقوبت پيش از راحت و هر آئينه گذشته است پيش از ايشان عقوبتها و هر آئينه پروردگار تو خداوند آمرزش است مردمان را با وجود ستمكار بودن ايشان و هر آئينه پروردگار تو سخت عقوبتست ( 6 )
شرح
وَ إِنْ تَعْجَبْو اگر عجب مىدارى اى محمد ص از ناگرويدن كافران بدلائل وحدتفَعَجَبٌ قَوْلُهُمْپس شگفت است قول ايشان يعنى جاى آنست كه متعجب شوند از سخن ايشان مىگويندأَ إِذا كُنَّا تُراباًآيا آن وقت كه ما باشيم خاك يعنى بعد از مرگ كه ما خاك شده باشمأَ إِنَّاآيا مالَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍباشيم در آفرينش نو يعنى باز ما را زنده گردانند و محل تعجب آنست كه ايشان خداى را خالق آسمان و زمين مىدانستند بعد از آنكه هيچ اثر از آنها نبود ، و هيچ فكرى نمىكردند كه هر كه بر ابداء قادر باشد بر اعاده نيز قادر تواند بود شعرآنكه پيدا ساختن كارش بود * زندگى دادن چه دشوارش بودأُولئِكَ الَّذِينَآن گروه آنانند كه ايشانكَفَرُوا بِرَبِّهِمْنگرويدند به پروردگار خود به جهت ناگرويدن ايشان بقدرت او بحشر و نشروَ أُولئِكَ الْأَغْلالُو آن گروه‌اند كه غلهافِي أَعْناقِهِمْدر گردن‌هاى ايشان است يعنى مقيداند باغلال ضلال و ايشان را اميد خلاصى نيست تا روز قيامت غل آتشين بر گردن ايشان نهند و علامت كفّار در دوزخ اين باشدوَ أُولئِكَو آن گروهأَصْحابُ النَّارِملازمان آتش دوزخ‌اندهُمْ فِيهاايشان در آن آتشخالِدُونَجاويدانند در خبر است كه چون حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و سلّم كفّار را وعيد عذاب كرد و تخويف و تهديد نمود نضر بن حارث و اشباه او استعجال عذاب مىكردند بر سبيل استهزاء حق سبحانه مىفرمايد كهوَ يَسْتَعْجِلُونَكَو طلب تعجيل مىكنند از توبِالسَّيِّئَةِبه عقوبتى كه خداى ايشان را مقرر كردهقَبْلَ الْحَسَنَةِپيش از عاقبت حق سبحانه عذاب استيصال را ازين امت صرف كرده و تعذيب مكذبان آن حضرت عليه الصلاة و السلام را تاخير فرموده و تا روز قيامت افگنده آن تاخير حسنه است و اين استيصال ، سيّئه و كافران استعجال عذاب استيصال مىكردند قبل از احسان الهى بر ايشان بتاخير آن و عجب است از ايشان كه عذاب مىطلبندوَ قَدْ خَلَتْو حال آنكه گذشته استمِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُپيش از ايشان عقوبتها بر مكذبان چون خسف و مسخ و رجفه و ايشان دانسته‌اند پس چرا از ان اعتبار نمىگيرند و براى خود مثل آن مىطلبند ؛وَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه پروردگار تولَذُو مَغْفِرَةٍهرآئينه خداوند آمرزش استلِلنَّاسِبراى مردمان يعنى كافران هم اگر ايمان آرند و تصديق حق كنند خداى تعالى بيامرزد ايشان راعَلى ظُلْمِهِمْبا وجود ظلمى كه داشته‌اند يعنى كفر چه ايمان هادم جرائم كفر استوَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه آفريدگار تولَشَدِيدُ الْعِقابِهرآئينه سخت عقوبت است بر كافران كه اگر مصر باشند بر كفر و تكذيب و گفته‌اند ذو مغفرت است بر مؤمن به توبه و استغفار و سخت عقوبت است بر كافران بانكار و استكبار و محققان برانند كه تمهيد قواعد خوف و رجاء درين آيت است مىفرمايد كه آمرزنده است تا از رحمت او نااميد نشوند و عقوبت‌كننده است تا از هيبت او ايمن نباشند و در حديث آمده كه اگر عفو خداى نبودى عيش هيچ احدى گوارنده نه‌شدى و اگر وعيد حق تعالى نبودى همه كس تكيه بر عفو كرده از عمل بازماندى بيتز حق مىترس تا غافل نه‌گردى * مشو نوميد تا بددل نگردى