تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
12 / 23 و گفت و شنيد كرد با يوسف زنى كه او در خانه‌اش بود ( تا بگذرد ) از حفظ خود ( و اين كنايت از طلب جماع است ) و بست درها و گفت پيش آى گفت من مىپناهم به خدا اين شخص صاحب من است نيكو ساخت جاى مرا هر آئينه رستگار نمىشوند ظالمان ( 23 ) 12 / 24 و هر آئينه قصد كرد آن زن بسوى يوسف و قصد كرد يوسف بسوى او اگر نه آن بودى كه ديدى يوسف دليل پروردگار خود را ( مىشد آنچه مىشد ) چنين كرديم تا بازگردانيم از وى بدى و بىحيائى را هر آئينه وى از بندگان خالص كردهء ماست ( 24 ) 12 / 25 و با يكديگر سبقت كردند بسوى دروازه و بدريد آن زن پيراهن يوسف را از پس پشت و يافتند شوهر زن را نزديك دروازه زن گفت نيست جزائى كسى كه خواسته باشد باهل تو كار بد مگر آنكه به زندان كرده شود يا عقوبتى درددهنده ( 25 )
شرح
وَ راوَدَتْهُو درخواست يوسف ع راالَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهاآن زنى كه يوسف ع در خانه او بود يعنى زليخا مراودت كرده يوسف ع راعَنْ نَفْسِهِاز نفس او يعنى طلب مراد خود كرد از يوسف ع و او را بمنزلى كه هفت خانه در يكديگر ساخته درآوردوَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَو بست درها راوَ قالَتْ هَيْتَ لَكَو گفت بشتاب و پيش من آى كه من تراام يوسف ع كه اين حال بديدقالَ مَعاذَ اللَّهِگفت پناه مىگيرم به خدا پناه‌گرفتنىإِنَّهُ رَبِّيبه درستى كه خدا پروردگار من استأَحْسَنَ مَثْوايَنيكو ساخته است منزل مرا نزديك بارگاه قرب يا عزيز مهتر من است و ترا به نيكوداشت من امر فرموده پس من حرمت او و حق نعمت او رعايت نموده دست خيانت در حرم او دراز نمىكنمإِنَّهُبه درستى كه اولا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَرستگار نمىشوند ستمكاران يعنى حق‌ناشناسان كه در عوض نيكى بدى كنند يا زنا كنند چه زنا بدترين ظلمها است و از زبان حال يوسف ع كه با زليخا خطاب مىكرد گفته‌اند نظمزهى خجلت كه در روز قيامت * چو افتد بر زناكاران غرامتجزاى آن جفاكيشان نويسند * مرا سردفتر ايشان نويسندوَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِو به درستى كه قصد كرد آن زن به مخالطت يوسف ع بزناوَ هَمَّ بِهاو قصد كرد يوسف ع بدفع وى بطريق فرارلَوْ لا أَنْ رَأىاگر نديدى يوسف عبُرْهانَ رَبِّهِبرهان پروردگار خود را هر آئينه قصد مخالطت او كردى و آن برهان بقول اصح نور عصمت الهى و لمعه نبوت يوسفى بود كه حائل شد ميان يوسف ع و ميان آنچه سبب خشم خداى تعالى باشد پس يوسف ع به قوت نبوت و مدد فتوت در آن حال خود را نگاهداشتكَذلِكَهمچنين او را ثبات داديم بر عصمت و عفتلِنَصْرِفَتا بگردانيمعَنْهُ السُّوءَاز وى بدى يعنى خيانت در حرم عزيزوَ الْفَحْشاءَو عملى زشت يعنى زناإِنَّهُبه درستى كه اومِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَاز بندگان خالص ماست يعنى پاك كرده شده از هر ناشايسته و نابايسته آورده‌اند كه چون يوسف ع از زليخا فرار كرد بهر درى بسته كه مىرسيد به حكم مفتح الابواب گشاده مىشد زليخا از عقب او مىدويدوَ اسْتَبَقَا الْبابَو پيشى مىگرفتند يوسف و زليخا بسوى در ناگاه زليخا بيوسف ع رسيد و دست در وى زده باز پس كشيدوَ قَدَّتْو بدريد در كشيدنقَمِيصَهُپيراهن يوسف ع رامِنْ دُبُرٍاز قفاوَ أَلْفَيا سَيِّدَهاو يافتند شوهر آن زن يعنى عزيز رالَدَى الْبابِنزديك در بيرون چون عزيز يوسف ع و زليخا را مضطرب ديد دانست كه صورتى روى نموده كه هر دو آشفته‌اند پيش از آنكه به تفحص مشغول گردد زليخا پيش‌دستى نموده دليرانه به سخن درآمدهقالَتْگفت زليخاما جَزاءُ مَنْ أَرادَچيست جزاى كسى كه خواهدبِأَهْلِكَ سُوءاًبه كسان تو بدى مرادش نفس خود است درين سخن خواست كه ابراى ذمه خود كند از گناه و چنان فرا نمايد كه جرم از يوسف ع است پس گفت مكافات كسى كه بحرم تو قصد كند چه چيز تواند بودإِلَّا أَنْ يُسْجَنَمگر آنكه به زندان كرده شود يعنى پاداش او زندانستأَوْ عَذابٌ أَلِيمٌيا عذابى دردناك يعنى ادب كردن و زدن به تازيانه چون يوسف ع اين سخن بشنيد كه به زندان و عقوبت تهديد مىكنند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 507 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )