11 / 83
نشانمند ساخته شده نزديك پروردگار تو و اين سنگها نيستند دور از ستمكاران ( 83 )
11 / 84
و فرستاديم بسوى قوم مدين برادر ايشان شعيب را گفت اى قوم من عبادت كنيد خدا را نيست شما را هيچ معبودى مگر وى و كم مكنيد پيمانه و ترازو را هر آئينه من مىبينم شما را به آسودگى و هر آئينه مىترسم بر شما از عذاب روز درگيرنده يعنى هلاككننده ( 84 )
11 / 85
و اى قوم من تمام كنيد پيمانه و ترازو را بانصاف و كم مرسانيد به مردان چيزهائى ايشان را و تباهكارى مكنيد در زمين فساد كنان ( 85 )
11 / 86
نفعى كه خدا حلال ساخته است بهتر است شما را اگر هستيد باور دارندگان و نيستم بر شما نگاهبان ( 86 )
شرح
مُسَوَّمَةًنشان كرده شده بخطوط سياه و سفيد چون جزع يا به بياض و حمرت در زاد المسير گويد مهر كرده شده بود بعضى از آنها سفيد و برو نقطهاى سياه و برخى سياه و برو نقطهاى سفيد يا نام هركسى كه برو باران مىشد بر آن نوشته بود يا آماده گشتهعِنْدَ رَبِّكَدر خزائن پروردگار تو براى عذاب ايشان در تفسير زاهدى آورده كه سنگ كلان او برابر خمى بود و خرد او مساوى سبوى قولى آنست كه سنگ بر سر جماعتى باريد از ان قوم كه در ديار خود نبودند پس هر كجا از ايشان كسى بود سنگى مقرر بنام وى بر سرش آمد و هلاك شد آوردهاند كه يكى از ايشان بحرم مكه درآمد و تا چهل روز آن سنگ كه نامزد او بود در هوا معلق ايستاده و همين كه از حرم بيرون آمد بر وى فرود آمد و هلاك شدوَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍو نيست آن سنگ عذاب از ظالمان دور چه ايشان را استحقاق آنست كه بر ايشان سنگ بارد مثنوىچو عالم را ستمگر تنگ دارد * عجب نبود كه بر وى سنگ باردسگان را سنگ درخورد است بسيار * چو ظالم را ببينى سنگ بردارو گفتهاند ضمير هى راجع بقرى است كه كنايت غير مذكور يعنى ديار قوم لوط ع از ستمكاران مكه دور نيست و در اثناى اسفار بر آن ديار مىگذرند پس اولى و انسب آنكه به نظر اعتبار و اعتذار در ان نگرند و از عذاب و عقوبت ترسان شده حال خود را بايمان و احسان بصلاح آرندوَ إِلى مَدْيَنَو فرستاديم به اولاد مدين يا به ساكنان بلدهء مدينأَخاهُمْ شُعَيْباًبرادر ايشان شعيب ع را كه اخوت نسبتى داشتقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَگفت اى قوم من بپرستيد خداى را به يگانگىما لَكُمْنيست مر شما رامِنْ إِلهٍ غَيْرُهُهيچ خداى بجز وىوَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَو كم مكنيد و مكاهيد پيمانه را در پيمودن مكيلاتوَ الْمِيزانَو ترازو را در سنجيدن موزوناتإِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍبه درستى كه من مىبينم شما را با توانگرى و نعمت يعنى درمانده و محتاج نيستيد كه داعى باشد شما را به خيانت بلكه مردم منعم و توانگريد رسم حقگزارى آنست كه مردم را از مال خود بهرهمند سازيد نه آنكه از حقوق ايشان بازگيريدوَ إِنِّيو به درستى كه منأَخافُ عَلَيْكُمْمىترسم بر شما به اين خيانت كه داريدعَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍعذاب روزى گرد در آينده توصيف يوم به احاطه كه صفت است به جهت وقوع آن است در ان يعنى در آن روز عذاب گرد شما را فرا گيرد كه هيچ كس را رهائى نباشد مراد عذاب قيامت است يا عذاب استيصال و چون نهى كرده از تنقيص كيل و وزن امر مىكند به ايفاى آن و اين غايت مبالغه استوَ يا قَوْمِو اى گروه منأَوْفُوا الْمِكْيالَتمام پيمائيد مكيل را به پيمانهوَ الْمِيزانَو تمام بسنجيد موزون را به ترازوبِالْقِسْطِبعدل و راستى و آن قوم با وجود خيانت در كيل و وزن هر چه مىخريدند از ثمن آن چيزى را بازمىگرفتند و اطراف دينار و درم را نيز مىبريدند و در ان باب مىگويدوَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَو كم مكنيد مردمان راأَشْياءَهُمْچيزهاى ايشان يعنى بهاى هر چه مىخريد يا قراضه كه از دينار و درهم را مىبريدوَ لا تَعْثَوْاو غايت تباهى مجوئيدفِي الْأَرْضِدر زمين بلده خودمُفْسِدِينَدر حالتى كه تباهكاران باشيدبَقِيَّتُ اللَّهِآنچه خداى باقى گذارد براى شما از حلال بعد از ترك حرامخَيْرٌ لَكُمْبهتر است شما را از آنچه به خيانت جمع مىكنيدإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد باوردارندگان قول مراوَ ما أَنَا عَلَيْكُمْو من نيستم بر شمابِحَفِيظٍنگاهبان بر شما كه شما را از قبايح بازدارم يا از عذاب محافظت كنم بلكه من رسولم پيغامرساننده و نصيحتكننده بر من رسانيدن است و بس فرد من آنچه شرط بلاغت با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال آوردهاند كه انبياء ع بر دو قسم بودند بعضى آنكه ايشان را فرمان حرب بود چون موسى و داود و سليمان ع و برخى آنكه ايشان را بحرب نهفرمودهاند و شعيب ع از ان جمله بود كه رخصت حرب نهداشت قوم را همه روز موعظه مىگفت و خود همه شب نماز مىگذارد .