تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
11 / 90 و طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود باز رجوع كنيد به‌سوى او هر آئينه پروردگار من مهربان دوستدار است ( 90 ) 11 / 91 گفتند اى شعيب نمىفهميم بسيارى از آنچه مىگوئى و هر آئينه ما مىبينيم ترا در ميان خود ناتوان و اگر نبودى قبيلهء تو سنگسار مىكرديم ترا و نيستى تو پيش ما گرامى قدر ( 91 ) 11 / 92 گفت اى قوم من آيا قبيلهء من گرامىتر است پيش شما از خدا و گرفتيد خدا را انداخته پس پشت خويش هر آئينه پروردگار من به آنچه مىكنيد درگيرنده است ( 92 ) 11 / 93 و اى قوم من عمل كنيد بر طور خود هر آئينه من نيز عمل‌كننده‌ام زود خواهيد دانست آن را كه بيايدش عذابى كه رسوا كندش و آن را كه وى دروغ‌گويست و انتظار بريد هر آئينه من با شما منتظرم ( 93 )
شرح
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْو طلب مغفرت كنيد از پروردگار خود بايمانثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِپس رجوع كنيد به عبادت او از پرستش غير اوإِنَّ رَبِّيبه درستى كه پروردگار منرَحِيمٌبخشنده بر مستغفران استوَدُودٌدوستدار تائبان است و دود فعول است بمعنى فاعل آيد يعنى بندگان را دوست دارد و بمعنى مفعول نيز بود يعنى بندگان او را دوست دارند قطب الاقطاب مولانا يعقوب چرخى قدس سره در شرح اسماء اللّه معنى الودود را برين وجه آورده است كه دوستدارنده نيكى به همه خلق و دوست در دلهاى به حق يعنى او نيك را دوست مىدارد و نيكان او را دوست مىدارند و فى الحقيقة دوستى ايشان فرع دوستى اوست زيرا كه چون به نظر تحقيق درنگرند اصل حسن و احسان كه سبب محبت مىباشد غير او را ثابت نيست پس خود خود را دوست مىدارد و ازين باب نكته چند در آيت يحبهم و يحبونه بر منظر عيان جلوه نمود و للولد الاعز زيدت حقائقه صفيّا رباعىاى حسن تو داده يوسفان را خوبى * وز عشق تو كرده عاشقان يعقوبى گرنيك نظر كنى كسى غير تو نيست * در مرتبه محبى و محبوبىقالُوا يا شُعَيْبُگفتند اى شعيبما نَفْقَهُفهم نمىكنيمكَثِيراً مِمَّا تَقُولُبسيارى از آنچه مىگوئى تو از وجوب توحيد و حرمت تطفيف و اين به‌واسطه قصور عقل و عدم تفكر ايشان بود يا اين سخن از روى عناد مىگفتند و اگر نه چرا فهم كلام او نكردندى و او خطيب الانبياء بوده و ديگر گفتندوَ إِنَّا لَنَراكَو به درستى كه ما هر آئينه مىبينيم ترافِينادر ميان ماضَعِيفاًبىقوت در دفع مايان يا ضعيف البصروَ لَوْ لا رَهْطُكَو اگر نه قوم تو بودندى كه بر دين مااند و ما ايشان را عزيز مىداريملَرَجَمْناكَهر آئينه ما ترا سنگسار مىكرديموَ ما أَنْتَو نيستى توعَلَيْنابر مابِعَزِيزٍعزيز و مكرم به مرتبه كه عزت تو مانع رحم يا موجب رحم باشدقالَ يا قَوْمِگفت شعيب ع كه اى گروه منأَ رَهْطِيآيا عشيره و قوم منأَعَزُّ عَلَيْكُمْعزيزتراند بر شما و دوست‌تر نزد شمامِنَ اللَّهِاز خداىوَ اتَّخَذْتُمُوهُو گرفته‌ايد شما امر خداى راوَراءَكُمْاز پس پشت خودظِهْرِيًّامتروك و فراموش شده يعنى حق خويش و تبار من نگاه مىداريد و فرمان پروردگار من پس پشت مىافگنيدإِنَّ رَبِّيبه درستى كه آفريدگار منبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه شما مىكنيدمُحِيطٌآگاه هست بر وجهى كه هيچ چيز برو پوشيده نيست و بر آن شما را مجازات خواهد فرمودوَ يا قَوْمِ اعْمَلُواو اى گروه من عمل كنيدعَلى مَكانَتِكُمْبر حالهاى خود كه داريد از شرك و بخسإِنِّي عامِلٌكه من نيز عمل‌كننده‌ام و متمكن در كار خودسَوْفَ تَعْلَمُونَزود باشد كه بدانيدمَنْ يَأْتِيهِآن‌كس را كه بيايد بروعَذابٌ يُخْزِيهِعذابى كه او را رسوا كند يا به فضيحت تمام هلاك سازدوَ مَنْ هُوَ كاذِبٌو آن كس را كه آن دروغ‌گويست بزعم شما يعنى زود باشد كه بدانيد كه من بر حقم يا شماوَ ارْتَقِبُواو انتظار بريد آن را كه من مىگويم كهإِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌمن نيز با شما منتظرم .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 494 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )