11 / 87
گفتند اى شعيب آيا نماز تو مىفرمايد ترا كه بگذاريم آنچه مىپرستيدند پدران ما يا بگذاريم آنكه كنيم در مال خود هر چه خواهيم هر آئينه تو مرد بردبار هستى ( معامله و مقصود ايشان استهزا بود ) ( 87 )
11 / 88
گفت اى قوم من آيا ديديد اگر باشم بر حجتى از پروردگار خود و داده باشد به من از جانب خود روزى نيك و نه مىخواهم كه خلاف كنم با شما ( مائل شده ) بسوى آنچه منع مىكنم شما را ازان نمىخواهم مگر صلاحكارى تا بتوانم و نيست توفيق من مگر بفضل خدا بر وى توكل كردم و بسوى او رجوع مىكنم ( 88 )
11 / 89
و اى قوم من پيدا نكند در حق شما دشمنى من اين خصلت كه برسد بشما مانند آنچه رسيد بقوم نوح يا بقوم هود يا بقوم صالح و نيست قوم لوط دور از شما ( 89 )
شرح
قالُوا يا شُعَيْبُگفتند قوم او كه اى شعيب عأَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَآيا نمازهاى تو ترا مىفرمايدأَنْ نَتْرُكَبه تكليف آنكه ما ترك كنيمما يَعْبُدُ آباؤُناآنچه پرستيدهاند پدران ما از بتانأَوْ أَنْ نَفْعَلَيا دست بداريم آنچه ما مىكنيمفِي أَمْوالِنادر مالهاى خودما نَشؤُاآنچه ما مىخواهيم از نقصان كيل و وزن يا بازگرفتن ثمن يا قطع اطراف دراهم و دنانيرإِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُبه درستى كه تو بردبارىالرَّشِيدُراهيافته بزعم خود يا اين سخن از روى تهكم مىگفتند و مراد ايشان اضداد اين سخنها بود و صفتها يا بطريق استبعاد مىگفتند كه تو بهآنكه بحلم و رشد موسوم و موصوفى چرا اين سخنان مىگوئىقالَ يا قَوْمِگفت شعيب ع كه اى قوم منأَ رَأَيْتُمْچه مىبينيد و چه مىگوئيدإِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍاگر باشم من بر بصيرتى و حجتىمِنْ رَبِّياز پروردگار خودوَ رَزَقَنِيو روزى داده باشد مرامِنْهُاز نزديك خودرِزْقاً حَسَناًروزى نيكو يعنى نبوت و رسالت يا مال حلال بىخيانت نجس و تطفيف يا مرا دولت كمال و تكميل ارزانى داشته باشد و سعادت روحانى و جسمانى فرموده روا باشد كه من در وحى او خيانت بكنموَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْو نمىخواهم كه من مخالفت كنم شما را و بيايمإِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُبسوى آن چيزى كه شما را از ان نهى مىكنم يعنى شما را از چيزى منع نمىكنم تا خود مرتكب او شوم بلكه از هر چه شما را بازمىدارم خود از ان نيز باز مىايستمإِنْ أُرِيدُنمىخواهم منإِلَّا الْإِصْلاحَمگر بصلاح آوردن كارهاى شمامَا اسْتَطَعْتُمادامىكه توانموَ ما تَوْفِيقِيو نيست توفيق من در اصلاح امور شما يا رسيدن به سرمنزل صواب و صلاحإِلَّا بِاللَّهِمگر بهدايت و معونت خداىعَلَيْهِ تَوَكَّلْتُبرو توكل مىكنم كه قادر است بر همه چيز و غير او عاجزاندوَ إِلَيْهِ أُنِيبُو بسوى او بازمىگردم در هر چه نيت مىكنموَ يا قَوْمِو اى گروه منلا يَجْرِمَنَّكُمْشما را بر آن نداردشِقاقِيدشمنى من و ستيزهكارى با منأَنْ يُصِيبَكُمْكه برسد شما رامِثْلُ ما أَصابَمانند آنكه برسيدقَوْمَ نُوحٍگروه نوح عليه السلام را از طوفانأَوْ قَوْمَ هُودٍيا قوم هود عليه السلام را از باد صرصرأَوْ قَوْمَ صالِحٍيا گروه صالح عليه السّلام را از رجفهوَ ما قَوْمُ لُوطٍو نيستند گروه لوط عليه السلاممِنْكُمْ بِبَعِيدٍاز شما دور يعنى در مكان و زمان بشما نزديكاند اگر از امم گذشته عبرت نمىگيريد از ايشان عبرت گيريد .