تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
10 / 83 پس ايمان نياوردند بموسى مگر جماعهء از قوم وى با وجود خوف از فرعون و از اشراف قبط كه عقوبت كند ايشان را و هر آئينه فرعون سركشى بود در آن زمين و هر آئينه وى از حد گذرندگان بود ( 83 ) 10 / 84 و گفت موسى اى قوم من اگر ايمان آورده‌ايد به خدا پس به روى توكل كنيد اگر هستيد مسلمان ( 84 ) 10 / 85 پس گفتند بر خدا توكّل كرديم اى پروردگار ما مكن ما را لگدكوب قوم ستمكاران ( 85 ) 10 / 86 و خلاص كن ما را برحمت خود از گروه كافران ( 86 )
شرح
فَما آمَنَ لِمُوسىپس ايمان نياوردند بموسى ع در مبدأ امرإِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِمگر فرزندانى از قوم موسى ع و آن‌چنان بود كه چون موسى ع از مدين بمصر آمده بنى اسرائيل را به حق دعوت فرمود پيران و بزرگان اجابت نه‌نمودند و بعضى از جوانان ايشان بوى گرويدندعَلى خَوْفٍبا وجود ترسمِنْ فِرْعَوْنَاز فرعونوَ مَلَائِهِمْو ترس از گروه خود يعنى از پدران و رؤساء قوم مراد آنست كه جمعى از بنى اسرائيل ايمان آوردند بموسى ع با آنكه مىترسيدند هم از فرعون و هم از كسان خودأَنْ يَفْتِنَهُمْآنكه عذاب كند فرعون مر ايشان را يا رجوع كنند آباء ايشان بفرعون تا بازگرداند ايشان را بكفروَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍو به درستى كه فرعون متكبر بود و طاغىفِي الْأَرْضِدر زمين مصر و غالب بر اهل آنوَ إِنَّهُو به درستى كه بود اولَمِنَ الْمُسْرِفِينَهر آئينه از حد بيرون روندگان در كبر و سركشى تا حدى كه دعوى ربوبيت كرد و بنى اسرائيل را به بندگى گرفتوَ قالَ مُوسىو گفت موسى مر آن مؤمنان را وقتى كه آثار خوف از ايشان مشاهده نموديا قَوْمِاى گروه منإِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْاگر هستيد شما كه گرويده‌ايدبِاللَّهِبه خداى و دانسته‌ايد كه ايصال منافع و دفع مضار بقبضه اقتدار اوستفَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواپس برو توكل كنيد و كار خود به او گذاريدإِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَاگر هستيد شما گردن‌نهادگان مر احكام قضاى او را در انوار آورده كه اين از قبيل تعلق حكم بشرطين نيست چه معلق بايمان وجوب توكل است و مشروط باسلام حصول آن محققان گفته‌اند حقيقت توكّل اسقاط خوف و رجاء است از ما سوى اللّه بلكه استغراق در بحر شهود مسبب الاسباب و انقطاع از ملاحظه اسباب و گفته‌اند توكل تعلق دل است به محبت قادر مطلق و نسيان غير او يعنى خود را و غير خود را قوت و تاثيرى اثبات نكند بلكه منقاد باشد تحت الحكم الازلى به مثابه ميت در پيش غاسل مثنوىهر كه در بحر توكّل غرق گشت * همتش از ما سوى اللّه درگذشتاين توكّل گرچه دارد رنجها * فهو حسبه بخشد از وى گنجهاو چون موسى ع ايشان را بتوكّل فرمودفَقالُواپس گفتندعَلَى اللَّهِبر خداى ، نه بر غير اوتَوَكَّلْناتوكّل كرديم و بلطف او واثق شديم و چون دعاى متوكل به اجابت مقرون است به زبان نياز آغاز دعا كرده گفتندرَبَّنااى پروردگار مالا تَجْعَلْنا فِتْنَةًمگردان ما را محل عذابلِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَبراى گروه ستمكاران يعنى ايشان را بر ما مسلّط مساز تا بدست ايشان معذب نشويموَ نَجِّناو خلاصى ده ما رابِرَحْمَتِكَبه مهربانى و بخشايش خودمِنَ الْقَوْمِ الْكافِرِينَاز گروه ناگرويدگان يعنى از كيد و قصد ايشان يا از ملاقات با ايشان آورده‌اند كه بعد از ايمان اين قوم بموسى عليه السّلام و اشتغال ايشان به عبادت حق سبحانه و تعالى فرعون بفرمود تا مساجد و معابدى كه بر سر محلات و در ميان اسواق ساخته بودند خراب كرده ايشان را از اداى نماز منع نمودند حق سبحانه موسى ع را فرمود تا درون خانهاى ايشان معابد مقرر كنند تا كافران بر عبادت ايشان مطلع نگردند چنانچه مىگويد .