تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
10 / 76 پس چون آمد به ايشان سخن درست از نزديك ما گفتند هر آئينه اين سحر ظاهر است ( 76 ) 10 / 77 گفت موسى آيا چنين مىگوئيد سخن درست را چون بيامد بشما آيا سحر است اين درستكار نمىشوند ساحران ( 77 ) 10 / 78 گفتند آيا آمدهء پيش ما تا بازدارى ما را از دينى كه يافتيم بر آن پدران خود را و تا باشد شما را رياست در زمين و نيستيم ما شما را باوردارنده ( 78 ) 10 / 79 و گفت فرعون بياريد پيش من هر ساحر دانا را ( 79 ) 10 / 80 پس وقتى كه آمدند ساحران گفت ايشان را موسى بيفگنيد آنچه شما افگننده‌ايد ( 80 ) 10 / 81 پس چون افگندند گفت موسى آنچه آورده‌ايد سحر است هر آئينه خدا باطل خواهد ساخت آن را هر آئينه خدا راست نمىآرد كار مفسدان را ( 81 ) 10 / 82 و ثابت خواهد كرد خدا سخن درست را بفرمان خود و اگر چه ناخوش دارند گناهكاران ( 82 )
شرح
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّپس آن هنگام كه آمد بديشان سخن راست و درستمِنْ عِنْدِنااز نزديك ما يعنى موسى ع بديشان آمد و سخن حق بديشان القا فرمود و معجزها بر ايشان نمودقالُواگفتند از فرط عناد و تمردإِنَّ هذابه درستى كه آنچه تو آورده و معجزه نام كردهلَسِحْرٌ مُبِينٌهر آئينه جادوئى است آشكاراقالَ مُوسىگفت موسى ع مر قايلان اين قول راأَ تَقُولُونَآيا مىگوئيد شمالِلْحَقِّمر سخن راست و معجزه روشن رالَمَّا جاءَكُمْآن هنگام كه بشما آمد كه اين سحر استأَ سِحْرٌ هذاآيا سحر است اينكه من به شما نمودم استفهام است بطريق انكار يعنى اين جادوى نيستوَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَو فيروزى نيابند ساحران و بمراد نرسندقالُواگفتند اشراف قوم فرعون مر موسى راأَ جِئْتَناآيا آمدى تو بمالِتَلْفِتَناتا بگردانى ما راعَمَّا وَجَدْنااز آنچه يافته‌ايم ماعَلَيْهِبر آن چيزآباءَناپدران خود را مراد عبادت فرعون است يعنى آمده تا ما را از پرستش فرعون بازدارىوَ تَكُونَو باشدلَكُمَا الْكِبْرِياءُمر شما هر دو برادر را بادشاهىفِي الْأَرْضِدر زمين مصروَ ما نَحْنُ لَكُماو نيستيم ما مر شما هر دو رابِمُؤْمِنِينَاز تصديق‌كنندگانوَ قالَ فِرْعَوْنُو گفت فرعون جمعى را از ملازمان خودائْتُونِي بِكُلِّ ساحِرٍبياريد به من هر ساحرىعَلِيمٍدانا در فن خود تا معارضه كند با موسى پس سحره را جمع كردند در وجهى كه در سوره اعراف گذشت و بمواعيد كلّيّه مستظهره ساخته روز موعود بموضعى معلوم آوردندفَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُپس آن هنگام كه آمدند جادوان در مقابله موسىقالَ لَهُمْ مُوسىگفت مر ايشان را موسىأَلْقُوابيفگنيدما أَنْتُمْ مُلْقُونَآنچه شما افگندگانيد مر آن را از رسنها و عصاهافَلَمَّا أَلْقَوْاپس چون بيفگندند جادوان حبال و عصاى خود را و بسبب حرارت هواى به حركت آمده در چشم مردم به شكل مار نمودقالَ مُوسىگفت موسى عما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُآنچه آورده‌ايد شما جادوئى است نه آنچه من آوردم و فرعونيان آن را سحر مىگويندإِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُبه درستى كه خداى زود باشد كه تباه گرداند سحر شما را و ناچيز سازدإِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُبه درستى كه خداى بصلاح نيارد و تقويت نكندعَمَلَ الْمُفْسِدِينَكار تباه‌كاران راوَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّو ثابت گرداند خداى و از پيش برد حق را يعنى آنچه من آورده‌ام از احكام الهىبِكَلِماتِهِبسخنان خويش يعنى به حكم و قضاى خود يا بوعده نصرت و غلبه كه با من فرمودهوَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَو اگرچه كراهت دارند كافران و دشوار آيد بديشان يعنى حق سبحانه بوعده نصرت دوستان وفا كند و از خشم و كراهت دشمنان باك ندارد و در مثنوى معنوى اشارتى بدين معنى هست مثنوىحق تعالى از غم و خشم خصام * كى گذارد اوليا را در غراممه فشاند نور سگ . وعوع كند * سگ ز نور ماه كى مرتع كندخس‌خسانه مىرود بر روى آب * آب صافى مىرود بىاضطرابمصطفى مه مىشكافد نيم‌شب * ژاژ مىخايد ز كينه بو لهبآن مسيحا مرده زنده مىكند * وان جهود از خشم سبلت مىكند.