10 / 93
و هر آئينه جائى داديم بنى اسرائيل را بمقام نيك و روزى داديم ايشان را از پاكيزهها پس اختلاف نكردند تا آنكه آمد به ايشان دانش ( يعنى قرآن ) هر آئينه پروردگار تو حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه اختلاف مىداشتند ( 93 )
10 / 94
پس اگر هستى تو در شكى از آنچه فروفرستاديم بسوى تو پس بپرس آنان را كه مىخوانند كتاب را پيش از تو هر آئينه آمده است پيش تو وحى درست از پروردگار تو پس مشو از شكآرندگان ( 94 )
10 / 95
و مباش از آنان كه دروغ داشتند آيات ما را آنگاه شوى از زيانكاران ( 95 )
شرح
وَ لَقَدْ بَوَّأْناو به درستى كه ما جاى داديمبَنِي إِسْرائِيلَفرزندان يعقوب را بعد از هلاك فرعون و قوم اومُبَوَّأَ صِدْقٍجاى بسزا و شايسته چنانچه از وعده صدق ما مىسزيد و آن ولايت شام بود و بعد از ان مصروَ رَزَقْناهُمْو روزى داديم ايشان رامِنَ الطَّيِّباتِاز پاكيزهها و چيزهاى لذيذ و بقول جمعى اينجا مراد از بنى اسرائيل يهود عصر پيغمبر آخرالزماناند ص كه ايشان را در يثرب جاى داد و خرماى خشك و تر بر ايشان ارزانى داشتفَمَا اخْتَلَفُواپس اختلاف نكردند در امر دين خود يا در شان حضرت محمد ص مصطفىحَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُتا وقتى كه آمد بديشان علم توريت و احكام آن و در ان اختلاف نكردند بتاويل تا زمانى كه عالم شدند بنعوت احمدى و صفات محمدى ص و به تحريف و تغيير آن مشغول گشتند و گفتهاند آن علم قرآن است كه فرود آمده و سبب اختلاف يهود شدإِنَّ رَبَّكَبه درستى كه پروردگار تويَقْضِي بَيْنَهُمْحكم كند ميان ايشانيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزفِيما كانُوادر آن چيزى كه بودند كه از روى عناد يا جهلفِيهِ يَخْتَلِفُونَدر آن چيز اختلاف مىكردند از حكم توريت يا امر پيغمبرفَإِنْ كُنْتَپس اگر هستى توفِي شَكٍّدر گمانمِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَاز آنچه ما فرستاديم بر تو از قصص و احكامفَسْئَلِ الَّذِينَپس بپرس از آنان كهيَقْرَؤُنَ الْكِتابَمىخوانند كتاب را مراد جنس كتب استمِنْ قَبْلِكَپيش از تو يعنى از اهل كتاب چه اين منزل محقق است نزد ايشان و مثبت در كتب ايشان مخاطب حضرت پيغمبرست و مراد امتاند و در زاد المسير آورده كه ان بمعنى ماى نافيه است يعنى تو در شك نيستى اما براى زيادتى بصيرت سؤال كن از اهل كتابلَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّبه درستى كه آمد به تو بيان راست و درستمِنْ رَبِّكَاز آفريدگار توفَلا تَكُونَنَّپس مباشمِنَ المُمْتَرِينَاز شكآرندگان اصح اقوال آنست كه در امثال اين مخاطبات صورت خطاب متوجه حضرت رسالتپناه ص است اما مخاطب غير او است چه آن حضرت معصوم و محفوظ است از شكوك و شبهات در آنچه بر وى منزل شده و از همين قبيل است اين خطاب ديگر كهوَ لا تَكُونَنَّو مباشمِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوااز كسانى كه تكذيب كردندبِآياتِ اللَّهِمر آيتهاى خداى را كه قرآن استفَتَكُونَپس باشى اگر تكذيب كنىمِنَ الْخاسِرِينَاز زيانزدگان .