تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
10 / 68 گفتند ( كافران ) فرزند گرفته است خدا پاكى او را است اوست بىنياز او راست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است نيست نزديك شما هيچ حجتى برين آيا مىگوئيد بر خدا آنچه نمىدانيد ( 68 ) 10 / 69 بگو هر آئينه آنان كه بر مىبندند بر خدا دروغ را رستگار نمىشوند ( 69 ) 10 / 70 ( ايشان را باشد ) بهره‌مندى در دنيا باز بسوى ما است بازگشت ايشان پس بچشانيم ايشان را عذاب سخت بسبب آنكه كفر مىكردند ( 70 ) 10 / 71 و بخوان بر ايشان خبر نوح را چون گفت بقوم خود اى قوم من اگر دشوار شده باشد بر شما قيام من و پند دادن من به آيتهاى خدا پس بر خدا توكل كردم پس عزيمت درست كنيد در كار خود همراه شريكان خويش پس نباشد كار شما پوشيده بر شما باز برسانيد به‌سوى من و مهلت مدهيد مرا ( 71 )
شرح
قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُگفتند جمعى از بنى مدلج كه فراگرفت خداىوَلَداًفرزندى يعنى ملائكه را به فرزندى گرفتسُبْحانَهُپاك است حق تعالى از گرفتن فرزندهُوَ الْغَنِيُّاو بىنياز است از اتخاذ ولد چه طلب ولد يا ضعيفى كند تا به دو قوت گيرد يا فقيرى تا به اعانت او روزگار گذراند يا ذليلى تا بسبب فرزند عزّت و شرف يابد يا حقيرى گمنام تا بولد اسمى و رسمى پيدا كند و بعد از وى وارث امور او باشد و مجموع اين‌ها علامت احتياج است پس كسى كه غنى مطلق باشد هر آئينه اتخاذ ولد ازو منفى بود يا گوئيم كه ولد بعضى از والد است پس اين صورت مستدعى صورت تركيب باشد و هر مركبى ممكن است و هر ممكنى محتاج است به غير و واجب الوجود غنى مطلق است پس احتياج را به دو راه نباشد فردبود كمال غنا از صفات ذاتى او * كسى كه هست غنى كى بود به كس محتاجو اشارت به بيان غناى حق اين استلَهُ ما فِي السَّماواتِمر او راست از روى مالكيت آنچه در آسمانهاست از نفايس علوياتوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينها است از بدايع سفلياتإِنْ عِنْدَكُمْنيست نزديك شما اى مشركانمِنْ سُلْطانٍاز هيچ حجتى و برهانىبِهذابه اين كه خداى فرزند فرامىگيردأَ تَقُولُونَآيا مىگوئيدعَلَى اللَّهِبر خداى به دروغ و افتراما لا تَعْلَمُونَآنچه نمىدانيدقُلْبگو اى محمد صإِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَبه تحقيق آنان كه افترا كنند و بربندندعَلَى اللَّهِ الْكَذِبَبر خداى دروغ را باتخاذ ولد و اضافت شريك بوىلا يُفْلِحُونَرستگارى نيابند يعنى از دوزخ نرهند و به بهشت نرسندمَتاعٌمر ايشان راست برخوردارى اندكفِي الدُّنْيادر دنيا يعنى دو سه روز مهلت دارند و سهل فرصتى را بگذرند و بگذارندثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْپس بسوى ما باشد بازگشت ايشانثُمَّ نُذِيقُهُمُپس بچشانيم ايشان راالْعَذابَ الشَّدِيدَعذاب سخت يعنى دايم و بىانقطاعبِما كانُوابسبب آنكه بودند كه بكتاب و پيغمبر مايَكْفُرُونَكافر مىشدندوَ اتْلُو بخوانعَلَيْهِمْبر ايشان يعنى بر قوم خود از اهل مكهنَبَأَ نُوحٍخبر نوح پيغمبر عإِذْ قالَياد كن چون گفتلِقَوْمِهِمر گروه خود را يعنى آنها كه مشرك بودنديا قَوْمِاى قوم منإِنْ كانَ كَبُرَاگر هست كه بزرگ شده و گران گشتهعَلَيْكُمْبر شمامَقامِياقامت من يا قيام من به دعوت نص كلام ربانى مبنيست از آنكه حضرت نوح على نبينا و ع نهصد و پنجاه سال قوم خود را به خداى تعالى دعوت كرده و جفا و آزار ايشان را تحمل فرمود و چون جفاى قوم به‌غايت رسيده گفت اى قوم اگر بر شما شاق مىگذرد مكث من در ميان شماوَ تَذْكِيرِيو پند دادن مر شما رابِآياتِ اللَّهِبه علامتهاى روشن بر وحدانيت حق و تصديق نانموده مرا مىرنجانيدفَعَلَى اللَّهِپس بر خداىتَوَكَّلْتُتوكل كردم در دفع كيد شما و نصرت من بر اعدافَأَجْمِعُواپس گرد آريد و محكم سازيدأَمْرَكُمْكار خود را يعنى عزيمت كنيد بر آن يا جمع كنيد خداوندان امور را مراد امراء و رؤساى قوم‌اندوَ شُرَكاءَكُمْو بخوانيد شريكان خود را يعنى آنان كه بزعم خود شركاء حق مىدانيد ملخص سخن آنكه شما هم به قصد من اتفاق كنيدثُمَّ لا يَكُنْپس بايد كه نباشدأَمْرَكُمْكار شما در قصد منعَلَيْكُمْ غُمَّةًبر شما پوشيده يعنى به ظاهر متوجه من شويد .ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّپس ادا كنيد به من آنچه مىخواهيد يعنى بكنيد از مكاره آنچه اراده شما استوَ لا تُنْظِرُونِو مرا مهلت مدهيد تا خلاص يابيد از مشقت مقام و محنت كلام من اين سخنان دليل است بر آنكه نوح ع در مقام توكّل ثابت قدم بوده و وثوق تمام به نصرت ملك علام داشته و مىخواسته كه امت او بدين معنى بىپرده قدم در طريق متابعت و نهند خود ايشان را خذلان ابدى دريافته از قول وى اعراض نمودند و وى فرمود .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 460 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )