تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
10 / 35 بگو آيا هست از شريكان شما كسى كه راه نمايد به‌سوى دين حق بگو اللّه همون راه مىنمايد بسوى دين حق پس كسى كه راه نمايد به‌سوى حق لايق‌ترست به آنكه پيروى كرده شود يا كسى كه خود راه نمىيابد مگر آن وقت كه راه نموده شود ويرا پس چيست شما را چگونه حكم مىكنيد ( 35 ) 10 / 36 و پيروى نمىكنند بيشتر از ايشان مگر وهم را هر آئينه وهم كفايت نمىكند از معرفت حق چيزى را هر آئينه خدا داناست به آنچه مىكنند ( 36 ) 10 / 37 و نيست اين قرآن افتراء به غير حكم خدا و ليكن هست باوردارنده آنچه پيش از ويست و بيان شريعتى است كه نوشته شد بر مردمان هيچ شبه نيست دران از پروردگار عالمهاست ( 37 )
شرح
قُلْبگوهَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْآيا هست از بتان شما كه شريك نام نهاده‌ايدمَنْ يَهْدِيكسى كه راه نمايد بارسال رسل و انزال كتب و توفيق نظر در دلائل قدرت يعنى نصب حجج و براهين كند تا راه يابندإِلَى الْحَقِّبسوى حق كه دين اسلام استقُلِ اللَّهُبگو كه خداىيَهْدِي لِلْحَقِّراه نمايد خلق را بجانب حقأَ فَمَنْ يَهْدِيآيا هر كه راه نمايدإِلَى الْحَقِّبسوى حقأَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَسزاوارتر است كه متابعت او كرده شودأَمَّنْ لا يَهِدِّيآيا آن‌كس كه راه نيابد به خودإِلَّا أَنْ يُهْدىمگر آنكه راه نمايند او را در تفسير زاهدى آورده است كه بت‌پرستان بتان را بر چهارپايان مىبستند و از جائى به جائى نقل مىكردند پس حق سبحانه فرمود كى برابر بود آنكه ترا راه نمايد با كسى كه تو او را راهنمائىفَما لَكُمْپس چيست و چه بوده است شما راكَيْفَ تَحْكُمُونَچگونه حكم مىكنيد كه برابرى مىدهيد كسى را كه شما بوى محتاجيد با كسى كه او بشما محتاجست و يكسان مىشماريد عاجز و قادر را حكيم فرموده نظمعجز و قدرت كه هر دو ضدانند * عقل كى گويدت كه يكسانندعجز بر خلق مىدارند پوست * قادر بر كمال حضرت اوستوَ ما يَتَّبِعُو پيروى نمىكنندأَكْثَرُهُمْبيشترى از كفار يعنى رؤساى ايشان در معتقدات خودإِلَّا ظَنًّامگر گمانى را كه مستندست بخيالات واهيه و قياسات فاسده چون قياس غائب بر شاهد و خالق بر مخلوقإِنَّ الظَّنَّبه درستى كه گمانلا يُغْنِيبىنياز نه‌گرداند كسى رامِنَ الْحَقِّاز علم و اعتقاد درست يعنى ظن و تخمين بجاى حق و يقين نتواند بود و گفته‌اند ظن كفّار آن بود كه بتان ايشان را شفاعت خواهند كرد حق سبحانه فرمود كه گمان ايشان سود نكند و بازندارد از عذاب حقشَيْئاًچيزىإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌبه درستى كه خداى تعالى دانا استبِما يَفْعَلُونَبه‌آنچه ايشان مىكنند از متابعت بتان به گمان و اعراض از حجت و برهانوَ ما كانَو نيست و نشايدهذَا الْقُرْآنُاين قرآن با وجود دلائل اعجازأَنْ يُفْتَرىآنكه بربافته شود و كسى نه تواند گفتمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداى يعنى سزا نيست كه اين سخن مفتراء بشر بودوَ لكِنْفرستاده خداى تعالى او راتَصْدِيقَ الَّذِيبراى تصديق آنچه بودبَيْنَ يَدَيْهِپيش از وى از كتب متقدمه يعنى با وجود اعجاز گواه كتب منزله نيز هستوَ تَفْصِيلَ الْكِتابِو براى بيان آنچه بر شما نوشته شده از اوامر و نواهىلا رَيْبَ فِيهِنيست شكى درو و نشايد كه باشد چه آن منزّل استمِنْ رَبِّ الْعالَمِينَاز پروردگار عالميان اما كفار به اين نمىگروند .